دوراهی حزبالله؛ حفظ سلاح یا پذیرش عقبنشینی؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, بیبیسی عربی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۸ دقیقه
حزبالله خود را در برابر دشوارترین آزمون سیاسی و نظامی سالهای اخیر میبیند. پس از ضربههایی که به رهبری و ساختار نظامی این گروه وارد شده، دیگر مسئله فقط چگونگی پاسخ به اسرائیل نیست؛ بلکه این پرسش نیز مطرح است که در مذاکرات مربوط به آینده لبنان و مسئله سلاح حزبالله، چه نهادی نماینده لبنان و تصمیمگیر نهایی است. آیا حزبالله میتواند در شرایطی که گفتوگوها با میانجیگری آمریکا و از مجرای دولت لبنان پیش میرود و با مخالفت حزبالله روبهرو است، سلاح و نقش نظامی خود را حفظ کند یا نه.
گزینههای موجود پیش روی حزبالله به سه مسیر اصلی محدود میشوند: انتظار برای توافقی میان ایران و ایالات متحده که شامل لبنان نیز شود؛ همراهی با توافقی تحت حمایت واشنگتن میان لبنان و اسرائیل که به استقرار ارتش لبنان و خلع سلاح گروه منجر شود؛ یا بازگشت به تشدید درگیریهای نظامی، با تمام خطراتی که این گزینه برای جنوب لبنان، بیروت، ضاحیه جنوبی و پایگاه مردمی حزب الله به همراه دارد.
به نظر نمیرسد هیچ یک از این گزینهها بدون هزینه باشد.

منبع تصویر، Getty Images
حزبالله چگونه به این نقطه رسید؟
حزبالله در دوم مارس اعلام کرد پس از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران وارد رویارویی منطقهای شده است. این گروه گفت حملاتش در واکنش به کشته شدن علی خامنهای، رهبر ایران، و نقض توافق آتشبس نوامبر ۲۰۲۴ از سوی اسرائیل انجام شدهاند.
اما محاسبات حزبالله صرفا نظامی نبود. گزارشها حاکی از آن بود که حزبالله همچنین امیدوار بود مشارکتش در این رویارویی باعث شود لبنان در هرگونه توافق احتمالی میان ایران و ایالات متحده گنجانده شود؛ توافقی که توقف حملات هوایی، ترورها و تخریب خانهها و همچنین عقبنشینی نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان را تضمین کند.
از آن زمان تاکنون، بیش از یک آتشبس اعلام شده است اما هیچ کدام به عملیات اسرائیل در جنوب پایان نداده یا به عقبنشینی کامل نیروهای این کشور منجر نشدهاند.
مشکل اصلی از همین جا آشکار شد: ایران میخواهد پرونده لبنان را به مذاکرات خود با واشنگتن پیوند بزند، در حالی که دولت لبنان اصرار دارد تنها این دولت حق دارد درباره سرزمین، سلاح و مرزهای کشور مذاکره کند.
مسیر مذاکرات با ایران
پس از آنکه آتشبس میان ایالات متحده و ایران در هشتم آوریل اجرایی شد و دو طرف با انجام مذاکرات در اسلامآباد موافقت کردند، امید حزبالله به مسیر ایران تقویت شد.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
اما اختلاف بر سر لبنان از همان ابتدا آشکار شد. ایران اعلام کرد آتشبس باید تمام جبههها، از جمله جبهه لبنان را دربرگیرد. در حالی که ایالات متحده و اسرائیل گفتند لبنان بخشی از این توافق نیست.
چند ساعت پس از آغاز آتشبس، ارتش اسرائیل طی حدود ۱۰ دقیقه بیش از یکصد حمله به بیروت، ضاحیه جنوبی، بقاع و مناطقی در جنوب لبنان انجام داد. به گفته مقامات لبنانی، این حملات صدها کشته و بیش از هزار زخمی بر جای گذاشت. ارتش اسرائیل اعلام کرد مراکز فرماندهی، مواضع و فرماندهان وابسته به حزبالله را هدف قرار داده است.
پس از آن، تهران مشارکت خود در مذاکرات را به توقف عملیات اسرائیل در لبنان مشروط کرد. ایران همچنین بازگشایی تنگه هرمز را به دریافت تضمینهایی برای برقراری آتشبسی دائمی پیوند زد. پس از مداخله دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، حملات به بیروت و ضاحیه جنوبی برای مدتی متوقف شد، اما در جنوب ادامه یافت.
حزبالله حملات خود را از سر گرفت و گفت این اقدامات پاسخی به موارد نقض آتشبس از سوی اسرائیل است. با این حال، حزبالله همچنان بر توافق منطقهای تکیه داشت و اعلام کرد تضمینهایی دریافت کرده است که براساس آن، هرگونه توافق میان تهران و واشنگتن توقف جنگ در لبنان را نیز شامل خواهد شد.
اما این امید تاکنون نه به عقبنشینی نیروهای اسرائیلی منجر شده و نه عملیات تخریب و بمباران را متوقف کرده است. با طولانی شدن مذاکرات، خود انتظار نیز پرهزینه شده است: ویرانی بیشتر، به تعویق افتادن بازگشت ساکنان و افزایش فشار بر حزبالله در میان پایگاه مردمیاش.
تضعیف معادله بازدارندگی
حسن نصرالله، دبیرکل پیشین حزبالله، در سخنرانیهایش از معادلهای سخن میگفت که براساس آن، حزبالله در پاسخ به بمباران ضاحیه جنوبی، تلآویو را هدف قرار دهد. اما توانایی حزبالله برای تحمیل این معادله پس از جنگ سال ۲۰۲۴ کاهش یافته است.
این گروه شمار زیادی از فرماندهان نظامی خود را از دست داده استُ از جمله حسن نصرالله و هاشم صفیالدین، فردی که برای جانشینی او انتخاب شده بود اما پیش از انتصاب رسمی کشته شد.
به گفته مسئولان حزب، ساختار نظامی حزبالله نیز هدف حملات گستردهای قرار گرفت که مواضع و انبارهای موشکی را شامل میشد.
در دور اخیر درگیریها، معادله میدانی تازهای شکل گرفت: در مقابل خودداری حزبالله از پرتاب موشک و پهپاد به آن سوی مرز، بمباران بیروت و ضاحیه جنوبی متوقف میشد؛ اما عملیات حزب علیه نیروهای اسرائیلی در داخل جنوب لبنان ادامه مییافت.
پس از آتشبس آوریل، بیشتر عملیات حزبالله بر نیروهای اسرائیلی مستقر در داخل جنوب لبنان متمرکز بود. حزبالله بهشکل گستردهای از پهپادهای کوتاهبرد برای هدف قرار دادن سربازان، خودروها و مواضع نظامی استفاده میکرد و در کنار آن، موشک و گلوله نیز به کار میبرد. در مقابل، حملات برونمرزی آن بهسوی شمال اسرائیل کمتر انجام میشد. این الگو تا آتشبس ژوئن ادامه یافت و پس از آن، آهنگ عملیات بهشدت کاهش پیدا کرد.
هنگامی که اسرائیل در هفتم ژوئن، با عنوان پاسخ به حمله حزبالله به شمال اسرائیل، ضاحیه را بمباران کرد، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با شلیک موشک به مناطق اسرائیلی پاسخ داد. پس از آن، ترامپ مداخله کرد و مانع پاسخ اسرائیل به ایران شد.
این معادله دورهای از آرامش را برای ضاحیه فراهم کرد، اما دامنه تحرک نظامی حزبالله را محدود ساخت. حزبالله میتواند فشار بر نیروهای اسرائیلی در جنوب را ادامه دهد، اما اگر دامنه عملیات خود را به داخل اسرائیل گسترش دهد، خطر ازسرگیری حملات به بیروت، ضاحیه و شاید مناطق دیگر را به جان میخرد.
در پیش گرفتن یک رویارویی طولانی، مشابه آنچه پیش از عقبنشینی اسرائیل در سال ۲۰۰۰ رخ داد، امروز دشوارتر به نظر میرسد. جغرافیای جنوب لبنان در نتیجه ویرانی و آوارگی تغییر کرده، محدوده کنترل اسرائیل گسترش یافته و تواناییهای نظارت هوایی، پایش الکترونیکی و نفوذ امنیتی آن پیشرفت کرده است.
مسیر مذاکرات واشنگتن
در کنار تکیه بر ایران، دولت لبنان یک مسیر مذاکره مستقل با اسرائیل را نیز که تحت حمایت و نظارت آمریکا پیش میرفت، در دستور کار قرار داد. دولت لبنان اصرار داشت که فقط حاکمیت لبنان حق مذاکره به نام کشور را دارد و نمیخواست سرنوشت لبنان به نتیجه مذاکرات میان تهران و واشنگتن وابسته شود.
این مسیر به توافقی چارچوبی منجر شد که عقبنشینی تدریجی اسرائیل از مناطقی در جنوب، استقرار ارتش لبنان در آن مناطق و خلع سلاح حزبالله در مناطق آزمایشی، پیش از گسترش فرایند به نقاط دیگر، را پیشبینی میکند.
حزبالله این توافق را نمیپذیرد و معتقد است که پیش از خروج کامل نیروهای اسرائیلی، موضوع سلاح این گروه را به محور مذاکرات تبدیل میکند. با این حال، دولت لبنان اجرای توافق را آغاز کرده و ارتش لبنان پس از عقبنشینی نیروهای اسرائیلی از شهرک زوطر الغربیه، وارد این منطقه شد؛ اقدامی که نخستین آزمون عملی این توافق به شمار میرود.
مقامهای لبنانی این اقدام را دلیلی دانستند که نشان میدهد مذاکره از سوی دولت میتواند به عقبنشینی تدریجی و بازگشت مرحله به مرحله ساکنان منجر شود. اما این توافق، عملیات اسرائیل را بهطورکامل متوقف نکرده است و اسرائیل همچنان تکمیل عقبنشینی خود را به خلع سلاح حزبالله مشروط میکند.
دشوارترین معضل حزبالله نیز همین جاست: رد توافق، موضع حزبالله در قبال سلاحش را حفظ میکند؛ اما ممکن است آن را در برابر روندی قرار دهد که دولت از آن حمایت میکند و بازگشت برخی از ساکنان به مناطقشان را امکانپذیر میسازد. پذیرش توافق نیز میتواند مسیر عقبنشینی تدریجی و بازسازی را هموار کند، اما نقش نظامی را تهدید خواهد کرد که حزبالله دههها حفظ کرده است.

منبع تصویر، Getty Images
اول خلع سلاح یا اول عقبنشینی؟
اسرائیل میگوید تا پیش از خلع سلاح حزبالله، استقرار ارتش لبنان و برطرف شدن آنچه تهدیدی برای مرزهای شمالی خود میداند، بهطور کامل عقبنشینی نخواهد کرد.
در مقابل، حزبالله حاضر نیست پیش از توقف حملات اسرائیل، عقبنشینی کامل و بازگشت ساکنان، درباره سرنوشت سلاح خود گفتوگو کند. نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، بر ادامه عملیات نظامی تا زمان عقبنشینی تاکید دارد.
اما این اختلاف دیگر به حزبالله و اسرائیل محدود نیست. دولت لبنان سیاست انحصار سلاح در دست دولت را در پیش گرفته و فعالیتهای نظامی و امنیتی حزبالله را ممنوع کرده است؛ بدون آنکه فعالیت حزبالله بهعنوان یک تشکل سیاسی را ممنوع کند.
این بدان معناست که موضوع سلاح، دیگر صرفا خواسته مخالفان حزبالله نیست و به سیاست رسمی دولت تبدیل شده است.
گزینههای واقعی چیست؟
گزینه نخست، ادامه انتظار برای دستیابی ایران و آمریکا به یک توافق است. چنین توافقی ممکن است به حزبالله فرصت دهد بدون ارائه امتیازهای مستقیم در مورد سلاح خود، به خروج اسرائیل دست یابد. با این حال، زمان دستیابی به چنین توافقی و نتیجه آن همچنان نامشخص است.
گزینه دوم، همراهی با مسیری است که دولت لبنان هدایت میکند. این مسیر میتواند عقبنشینی تدریجی اسرائیل، استقرار ارتش و آغاز بازسازی را امکانپذیر کند؛ اما آینده سلاح حزبالله و شاخه نظامی آن را در کانون مذاکرات قرار میدهد.
گزینه سوم، بازگشت به تشدید درگیریهاست. این گزینه ممکن است ابزاری برای فشار بر اسرائیل در اختیار حزبالله بگذارد؛ اما خطر گسترش دوباره جنگ و بازگشت بمباران به بیروت و ضاحیه جنوبی را به همراه دارد. همچنین مخالفان حزبالله ممکن است آن را متهم کنند که جنگی مرتبط با اولویتهای ایران را پیش گرفته است.
حزبالله میگوید اتحادش با ایران به این معنا نیست که تهران تصمیمهای خود را به آن دیکته میکند و اقداماتش با هدف دفاع از لبنان انجام میشوند. اما ادامه پیوند دادن جبهه لبنان به مذاکرات ایران و آمریکا باعث میشود این اتهام همچنان در بحثهای داخلی مطرح باشد.
این گزینهها از تحولات میدانی جدا نیستند. تواناییهای ارتش اسرائیل در زمینه نظارت و رصد، از استفاده از پهپادها گرفته تا نفوذ الکترونیکی، توسعه یافته است. جغرافیای جنوب نیز در نتیجه جنگ تغییر کرده و اگر حزبالله ادامه عملیات نظامی را انتخاب کند، ممکن است ناچار شود تاکتیکهای خود را تغییر دهد.
محاسبات حزبالله تنها به توانایی نظامی آن محدود نمیشوند. حزبالله همچنین با چالش حفظ حمایت پایگاه مردمی خود روبهروست؛ آن هم در شرایطی که شمار زیادی از ساکنان جنوب و ضاحیه جنوبی همچنان آوارهاند و جدول زمانی روشنی برای بازگشت، بازسازی و پرداخت غرامت وجود ندارد.
این چالشها حتی در صورت موفقیت ایران و حزبالله در تحمیل آتشبسی جامع و عقبنشینی کامل اسرائیل از جنوب نیز ادامه خواهند یافت. حزبالله همچنان با اختلافی داخلی درباره سرنوشت سلاح و نقش نظامی خود روبهرو خواهد بود. بهویژه پس از تصمیمهای دولت درباره انحصار سلاح در دست حکومت و ممنوعیت فعالیتهای نظامی و امنیتی حزبالله. در همین حال، درباره مسئولیت آغاز جنگ و چگونگی حل پرونده سلاح بدون کشیده شدن کشور به رویارویی داخلی، اختلاف نظر وجود دارد.


































