آیا نتانیاهو پیش از انتخابات اسرائیل دوباره به ایران حمله می‌کند؟

عکسی از نتانیاهو

منبع تصویر، Getty Images

    • نویسنده, سعید جعفری
    • شغل, روزنامه نگار
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۱۱ دقیقه

تنها چند هفته مانده به انتخابات اسرائیل، نظرسنجی‌ها هنوز اکثریت لازم برای ادامه دولت بنیامین نتانیاهو را نشان نمی‌دهند؛ سیاستمداری که چندین دهه در راس قدرت در اسرائيل حضور داشته و فراز و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته است.

اما وضعیت جدید در آستانه انتخابات، او را مقابل پرسش‌هایی قرار داده که ممکن است باعث شود شرایط در منطقه بیش از پیش پیچیده شود. سخنان تازه نتانیاهو درباره ادامه مقابله با ایران حالا پرسش‌هایی را درباره تاثیر یک رویارویی تازه بر سرنوشت سیاسی‌اش همراه کرده است.

بنیامین نتانیاهو سوم سپتامبر، در جمع فرماندهان ارتش، سرنگونی حکومت ایران را «ماموریت مرکزی» باقیمانده کشورش و هدفی «در دسترس» خواند. این در حالی است که در نظرسنجی ۱۴ سپتامبر شبکه ۱۲ اسرائيل، اردوگاه نتانیاهو ۵۰ کرسی داشت؛ کمتر از ۶۱ کرسی لازم برای اکثریت در پارلمان.

تا انتخابات ۲۷ اکتبر، نخست وزیر اسرائیل همچنان فرصت دارد برای تغییر فضای رقابت تلاش کند، اما آیا تشدید تنش با ایران می‌تواند یکی از گزینه‌های او باشد و در آن صورت، همراهی آمریکا و واکنش رای‌دهندگان چه محدودیت‌هایی پیش روی او می‌گذارد؟

نتانیاهو در حلقه محافظانش

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، بخشی از کارشناسان این احتمال را مطرح کرده‌اند که ممکن است نتانیاهو با تشدید تنش در یکی از جبهه‌ها، فضای اضطرار ملی را دوباره بر رقابت سیاسی حاکم کند

انتخابات چه نقشی در تصمیم نتانیاهو دارد؟

در میان مخالفان نتانیاهو، نگرانی از استفاده انتخاباتی از جنگ وجود دارد، هرچند کارشناسان درباره اینکه این نگرانی تا چه اندازه رفتار او در قبال ایران را توضیح می‌دهد، اختلاف نظر دارند.

دالیا شیندلین، پژوهشگر علوم سیاسی، متخصص افکار عمومی و نویسنده کتاب «چوب کج دموکراسی در اسرائیل: وعدهای محقق نشده» به بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید: «بسیاری از هواداران احزاب مخالف به شدت گمان می‌کنند که او برای تاثیرگذاری بر انتخابات، در جایی تنش را تشدید خواهد کرد. فکر نمی‌کنم برای تشدید تنش تا حد یک جنگ تمام عیار دست بازی داشته باشد، مگر اینکه آمریکا و به ویژه ترامپ به شکلی از آن حمایت کنند.»

بخشی از کارشناسان این احتمال را مطرح کرده‌اند که ممکن است نتانیاهو با تشدید تنش در یکی از جبهه‌ها، فضای اضطرار ملی را دوباره بر رقابت سیاسی حاکم کند. چنین وضعیتی می‌تواند توجه کارزار را به مدیریت جنگ ببرد و مخالفان را وادار کند بخشی از وقت خود را صرف توضیح موضعشان در برابر عملیات کنند. با این حال، توجیه حمله تازه به ارزیابی تهدید باقیمانده از سوی ایران هم بستگی دارد.

نکته‌ای که اروین ون وین، مدیر برنامه خاورمیانه موسسه کلینگندال هلند، آن‌را این‌طور توصیف می‌کند: «در برداشت من، جز حزب‌الله در لبنان و ساختار نظامی که ایران در جنوب شرق سوریه ایجاد می‌کرد، نگرانی امنیتی موجهی برای اسرائیل وجود نداشت. این تهدیدها اکنون بسیار کاهش یافته‌اند؛ بنابراین حملات دوباره اسرائیل به ایران پیش از ۲۷ اکتبر، احتمالا دستکم تا اندازه‌ای تحت تاثیر محاسبات انتخاباتی خواهد بود.»

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

با این حال، در سخنان نتانیاهو هدف مقابله با ایران تا سرنگونی حکومت گسترش پیدا می‌کند؛ هدفی که با پذیرش آن، تضعیف توان نظامی تهران هم ممکن است از نگاه تصمیم‌گیران اسرائیلی برای پایان دادن به رویارویی کافی نباشد.

در تحلیلی در مرکز مطالعات راهبردی بگین–سادات، موفقیت جنگ با ایران بر اساس میزان اختلال در توان این کشور برای بازسازی قدرت نظامی‌اش ارزیابی شده و باقیماندن حکومت به معنای بی‌نتیجه بودن عملیات تلقی نمی‌شود. این تحلیل احتمال نیاز به عملیات دوباره را نیز مطرح می‌کند. با چنین برداشتی، ادامه فشار نظامی می‌تواند بخشی از یک راهبرد طولانی‌تر تلقی شود، حتی اگر زمان اجرای آن به انتخابات نزدیک باشد.

یگیل لوی، استاد جامعه شناسی سیاسی و سیاست‌گذاری عمومی و رئیس موسسه مطالعات روابط نظامی و غیرنظامی دانشگاه آزاد اسرائیل، در این خصوص به بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید: «رفتار نتانیاهو ریشه در یک جهان بینی راهبردی عمیق دارد که مولفه‌های اصلی آن را مرکز سیاسی اسرائیل و خود ارتش هم قبول دارند. بنابراین بسیار دشوار است تشخیص دهیم دیدگاه او مبنی بر اینکه جنگ با ایران تمام نشده و باید از سر گرفته شود، بازتاب ملاحظات انتخاباتی است یا نه؛ زیرا با مواضعی سازگار است که مدتها پیش از شرایط انتخاباتی کنونی وجود داشته است.»

با مطرح شدن سرنگونی حکومت ایران به عنوان هدف جنگ، حمایت از تضعیف توان نظامی تهران دیگر به تنهایی روشن نمی‌کند که فرماندهان چه تصوری از نتیجه و پایان عملیات دارند. چنین حمایتی می‌تواند با تردید درباره امکان سرنگونی حکومت از راه جنگ همراه باشد؛ اختلافی که برای ارزیابی پشتوانه تصمیم احتمالی نتانیاهو اهمیت دارد.

دالیا شیندلین با تاکید بر اینکه از نظر فعلی فرماندهان ارتش و موساد اطلاع مستقیمی ندارد، به ارزیابی‌های انتقادی پس از جنگ اشاره می‌کند و می‌گوید: «چیزی که حالا می‌شنویم این است که بسیاری از مقام‌های نظامی فعلی یا سابق، وقتی به گذشته نگاه می‌کنند، معتقدند طرح رفتن به جنگ با هدف سرنگونی حکومت ایران، یا این تصور که جنگ می‌تواند به ایرانی‌ها برای سرنگونی حکومت کمک کند، یا اینکه بتوان یک سیاستمدار نیابتی یا دست نشانده را در ایران روی کار آورد، ایده بسیار بدی بوده است.»

دونالد ترامپ و نتانیاهو در کنار یکدیگر

منبع تصویر، AFP via Getty Images

توضیح تصویر، گسترش جنگ ممکن است محاسبات ترامپ را برای انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر، یک هفته پس از رای گیری اسرائیل، دشوارتر کند

آیا ترامپ با تشدید تنش همراه میشود؟

در شرایطی که واشنگتن هنوز برای واداشتن تهران به پذیرش خواسته‌هایش فشار وارد می‌کند، استفاده از کمک اسرائیل میتواند یکی از گزینه‌هایش باشد، هرچند گسترش جنگ ممکن است محاسبات ترامپ را برای انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر، یک هفته پس از رای گیری اسرائیل، دشوارتر کند.

آقای ون وین با اشاره به ناتوانی آمریکا در دستیابی به پیروزی در این نزاع می‌گوید: «با توجه به اینکه آمریکا هنوز ظاهرا حاضر نیست هزینه آغاز اشتباه این جنگ را بپردازد و در عین حال نمی‌تواند هم پیروز شود، انتظار می‌رود از کمک استقبال کند. اما به نظر می‌رسد چنین کمکی عرضه نمی‌شود و این به من می‌گوید اسرائیلی‌ها دلایل خودشان را دارند.»

این در حالی‌است که رسانه‌ها گزارش داده‌اند که نشستی با حضور فرماندهان ایالات متحده، اسرائيل و چندین کشور عربی در آلمان برگزار شده است. سنتکام موضوع نشست را تقویت همکاری امنیتی اعلام کرده و گزارش‌ها از بحث درباره امنیت تنگه هرمز و مقابله با حوثی‌ها در این جلسه حکایت دارد.

رویترز نیز روز ۱۵ سپتامبر گزارش داد دولت ترامپ در حال تدارک فروش بسته‌ای تسلیحاتی به ارزش ۲/۸ میلیارد دلار به اسرائیل است که شامل ۴۰ هزار بمب حدود ۹۰۰ کیلویی می‌شود. این طرح به‌صورت غیررسمی به کمیته‌های مربوط در کنگره اطلاع داده شده و هنوز در مرحله معامله پیشنهادی است.

انتشار این گزارش‌ها هرچند به صورت مستقل چیزی را اثبات نمی‌کند اما گمانه‌ها در خصوص اینکه طرحی پشت‌پرده برای انجام عملیاتی تازه علیه ایران بین دو طرف در جریان است را تقویت می‌نماید.

داو واکسمن، استاد علوم سیاسی و دارنده کرسی مطالعات اسرائیل در دانشگاه کالیفرنیا در لس‌آنجلس، با توجه به ملاحظات انتخاباتی ترامپ، همراهی او با گسترش جنگ را بعید می‌داند و به بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید: «انتظار ندارم نتانیاهو در آستانه انتخابات اسرائیل تنش با ایران را تشدید کند، زیرا این کار می‌تواند باعث نارضایتی ترامپی شود که که می‌خواهد پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا از آغاز دوباره جنگ با ایران پرهیز کند. تحریک ایران برای نتانیاهو هم خطرناک خواهد بود، اگر به حمله ایران به اسرائیل منجر شود.»

تجربیات پیشین درگیری‌های بین ایران با اسرائيل و ایالات متحده نشان داده که انجام یک حمله می‌تواند به درگیر شدن جغرافیای به مراتب وسیعتری در سراسر خاورمیانه بینجامد. پاسخ ایران و احتمال گسترش حملات به کشورهای منطقه میتواند هزینه‌ای ایجاد کند که پیش از آغاز عملیات به‌درستی برآورد نشده باشد. از این جهت، افزایش فشار نظامی لزوما به بهترشدن موقعیت آمریکا در مذاکره منجر نمی‌شود. در عین حال بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که همچنان احتمال حمله اسرائيل بدون مشارکت آمریکا علیه ایران دور از انتظار است.

جاناتان رینهولد، استاد علوم سیاسی دانشگاه بارایلان اسرائیل و پژوهشگر روابط آمریکا و اسرائیل در این خصوص به بی‌بی‌سی فارسی میگوید: «تصور انجام اقدام بزرگی بدون مشارکت آمریکا برایم دشوار است. در تئوری ممکن است اسرائیل بدون آمریکا حمله کند، اما برای چنین اقدامی باید تحریک بسیار بزرگی از سوی ایران رخ دهد.» او حتی در این حالت هم حمایت ترامپ از حمله به بخش‌های کلیدی اقتصاد ایران، از جمله صنعت نفت، را قطعی نمی‌داند.

با نزدیک شدن انتخابات آمریکا، احتمال اختلال بیشتر در عرضه انرژی نیز می‌تواند بر ارزیابی واشنگتن از هزینه عملیات اثر بگذارد؛ به‌ویژه اگر پاسخ تهران، صادرات نفت یا کشتیرانی در منطقه را هدف بگیرد و فشار اقتصادی جنگ به زندگی رای‌دهندگان آمریکایی بیشتر منتقل شود.

شیندلین با اشاره به این هزینه‌ها می‌گوید: «ترامپ بارها تلاش کرده به یک پیروزی قاطع آمریکایی و پایان کامل جنگ برسد و نتوانسته است. او نتوانسته موقعیت چانه‌زنی آمریکا را برای توافق بر سر پرونده هسته‌ای بهتر کند. این جنگ برایش هزینه زیادی دارد و فکر نمی‌کنم بخواهد پیش از انتخابات آمریکا جنگ تمام عیار را دوباره آغاز کند، چون جنگ با ایران در آمریکا بسیار نامحبوب شده است.»

نمایی از ساختمانی که بر اثر حمله موشکی ایران به شدت آسیب دیده است

منبع تصویر، AFP via Getty Images

توضیح تصویر، اسرائیلی‌ها شاهد بوده‌اند که دو جنگ اخیر، نتوانسته دشمن‌شان ایران را به زانو درآورد

جنگ چه تاثیری بر رای دهندگان می‌گذارد؟

در محاسبه سود انتخاباتی یک عملیات، واکنش رای دهندگانی اهمیت دارد که ممکن است درباره ضرورت مقابله با ایران با دولت هم نظر باشند، اما همچنان احزاب دیگری را برای اداره کشور ترجیح دهند.

اروین ون وین با استناد به نظرسنجی‌ها، جنگ با ایران را در میان نخبگان سیاسی و افکار عمومی محبوب می‌داند و احتمال واکنش منفی را بیشتر در صورت خسارت گسترده به غیرنظامیان می‌بیند. با این حال، گزارش ماه مارس رویترز، در کنار حمایت گسترده از جنگ، از تغییر نکردن محسوس موقعیت انتخاباتی نتانیاهو خبر می‌داد. بنابراین رضایت از عملیات، به‌تنهایی نشان نمی‌دهد رای دهندگان ارزیابی خود از دولت را تغییر داده‌اند.

شیندلین با توجه به همین تجربه، احتمال تغییر گرایش مخالفان را محدود می‌داند و می‌گوید: «جنگ قبلی فقط اندکی، به صورت بسیار محدود، به موقعیت سیاسی او کمک کرد و حتی همان هم دوام نیاورد. تصور اینکه جنگ با ایران باعث شود شمار زیادی، یا حتی تعدادی از کسانی که اکنون طرفدار مخالفان هستند، دوباره به نتانیاهو روی بیاورند برایم دشوار است؛ چون پس از جنگ قبلی هم به او برنگشتند.»

در انتخاباتی که تشکیل دولت به توافق چند حزب وابسته است، حتی ادامه برتری مخالفان نتانیاهو در نظرسنجی‌ها هم تضمین نمی‌کند که آن‌ها بتوانند بر سر یک دولت جایگزین به توافق برسند. شیندلین یادآور می‌شود: «اکثریت به‌طور مداوم می‌گویند به احزابی رای خواهند داد که از نتانیاهو حمایت نمی‌کنند. اما این به آن معنا نیست که آنها می‌توانند انتخابات بعدی را ببرند، چون باید ائتلاف تشکیل دهند.»

این وضعیت باعث شده تا شرایط در میان افکار عمومی اسرائيل هم پیچیده باشد؛ چرا که آن‌ها از یکسو احتمالا همچنان ایران را به عنوان خطری برای آینده کشور خود در نظر می‌گیرند اما از سوی دیگر شاهد بوده‌اند که دو جنگ اخیر، نتوانسته این دشمن را کنار بزند و حتی وضعیت ممکن است به صورت بالقوه بدتر هم شده باشد؛ چرا که دیگر کمتر از برنامه هسته‌ای ایران صحبت می‌شود و حالا تمام تلاش‌ها بر باز کردن آبراهی در خلیج فارس متمرکز شده که پیش از جنگ زمستان سال گذشته، باز بود.

معترضان اسرائیلی به سیاست های نتانیاهو

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، نتانیاهو به ویژه در قبال ایران بارها نشان داده که ممکن است تصمیماتی را عملی کند که چندان از سوی افکار عمومی محتمل به نظر نمی‌رسیدند

رقبا و ارتش چگونه واکنش نشان می‌دهند؟

اما یکی دیگر از مولفه‌های تاثیرگذار در روند تصمیم‌گیری و عملیات در اسرائيل، جریان‌های مختلف نظامی و اطلاعاتی و امنیتی هستند. ضمن اینکه موضوع مقابله با ایران، احتمالا از معدود مواردی است که بر سر اصل آن بین جریان‌های مختلف سیاسی در اسرائيل اختلاف نظری وجود ندارد، هرچند بر سر تاکتیک‌ها ممکن است ایده‌های متفاوتی مطرح شود.

آقای ون وین توضیح می‌دهد که به باور او رقبای نتانیاهو هم با اصل جنگ موافق هستند هرچند نسبت به نحوه اجرای آن با نخست وزیر اسرائيل اختلاف نظر دارند. او همچنین اضافه می‌کند که برخی از رقبای نتانیاهو او را مورد انتقاد قرار می‌دهند که به اندازه کافی در مقابل ایران پیش نرفته است.

رینهولد از زاویه دیگری به این موضوع می‌پردازد و معتقد است در صورتی که ایران تحریکی انجام دهد و دستگاه دفاعی اسرائيل از حمله به ایران حمایت کند، همراهی مخالفان نتانیاهو با چنین اقدامی محتمل ترین سناریو خواهد بود.

اگر بخشی از دستگاه امنیتی ضرورت عملیات را نپذیرد، دولت ممکن است در توضیح دلایل حمله با ارزیابی‌هایی از درون همان نهادهایی روبه‌رو شود که قرار است آن را اجرا کنند.

رینهولد در این رابطه می‌گوید: «اگر شمار زیادی در دستگاه امنیتی فکر کنند عملیات موجه نیست، این موضوع خیلی زود بیرون می‌آید و در آن شرایط، به نظرم واکنش عمومی بسیار شدیدی خواهد بود. اما این وضعیت بسیار بعید است، چون نتانیاهو احتمالا فقط زمانی برای مقاصد سیاسی تنش را تشدید میکند که از قبل توجیه امنیتی کافی وجود داشته باشد تا اقدامش آشکارا سیاسی به نظر نرسد.»

تحلیلگران معتقدند اگر اختلاف بر سر ضرورت عملیات به درون ارتش برسد، امکان به چالش کشیدن تصمیم دولت بیشتر می‌شود؛ در آن صورت، مخالفان می‌توانند به ارزیابی‌های نظامی استناد کنند، بدون اینکه نقدشان صرفا بخشی از رقابت انتخاباتی جلوه کند.

لوی با تاکید بر مخالفت مستمر ارتش، معیاری برای بررسی انگیزه انتخاباتی پیشنهاد می‌کند: «چنین مخالفتی می‌تواند نشان‌دهنده این احتمال باشد، نه قطعیت، که ملاحظات نظامی تعیین کننده نیستند. این موضوع به ویژه زمانی روشن‌تر می‌شود که ارتش بگوید گزینه‌های جایگزین وجود دارد یا اقدام پیشنهادی خطرهای بزرگی دارد و حتی ممکن است شکست بخورد.»

لوی در عین حال یادآور می‌شود که ارتش، با توجه به احتمال تغییر دولت پس از انتخابات، می‌خواهد محتاط باشد تا متهم نشود در خدمت منافع سیاسی نتانیاهو قرار گرفته است. از این جهت، رفتار فرماندهان نیز می‌تواند از فضای سیاسی پیش از رای‌گیری تاثیر بگیرد.

رینهولد درباره استفاده سیاسی از یک بحران واقعی، احتمال دیگری را مطرح می‌کند و می‌گوید: «نگرانی در وضعیتی است که یک مسئله امنیتی موجه وجود داشته باشد و او بعد بخواهد از آن برای عقب انداختن انتخابات استفاده کند. فکر نمی‌کنم این تصور که خودش چنین وضعیتی را بسازد، باورپذیر باشد.»

چنین احتمالی البته به معنای اختیار نخست وزیر برای تعویق یک‌جانبه رای گیری نیست؛ تمدید دوره پارلمان فراتر از موعد قانونی، به وجود شرایط ویژه و تصویب قانون با حمایت دستکم ۸۰ نماینده نیاز دارد.

با توجه به محدودیت‌های اقدام علیه ایران، واکسمن تشدید تنش با حزب‌الله و حماس را محتمل‌تر می‌داند و شیندلین نیز از احتمال افزایش تنش در کرانه باختری و جبهه‌های دیگر سخن می‌گوید. در ارزیابی آن‌ها، تلاش احتمالی نتانیاهو برای تغییر فضای انتخابات می‌تواند در جایی دنبال شود که وابستگی کمتری به همراهی واشنگتن داشته باشد.

اگر نتانیاهو روی یک درگیری تازه با ایران برای تغییر فضای انتخابات حساب کند، ناچار خواهد بود اثر پاسخ تهران را هم در محاسبه خود بگنجاند؛ رای دهندگانی که قرار است درباره کارنامه امنیتی او قضاوت کنند، ممکن است هفته‌های پیش از انتخابات را دوباره در پناهگاه بگذرانند.

در عین حال نتانیاهو به ویژه در قبال ایران بارها نشان داده که ممکن است تصمیماتی را عملی کند که چندان از سوی افکار عمومی و ناظران محتمل به نظر نمی‌رسیدند.