روزنامه اطلاعات صدساله شد؛ «ع مسعودی» که بود؟

منبع تصویر، ETTELAAT
- نویسنده, مسعود آذر
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۱۴ دقیقه
روزنامه اطلاعات صد ساله شد. این خبر در میان هیاهوی جنگ، بحرانهای سیاسی، مشکلات اقتصادی و گرفتاریهای روزمره زندگی گم شد. روزنامهها به چند مقاله و نوشته مختصر بسنده کردند، خود روزنامه اطلاعات ویژهنامهای منتشر کرد ولی حتی در صفحات نخستش نیز به آن نپرداخت و ترجیح داد که تمرکز اصلیاش را به مراسم خاکسپاری علی خامنهای اختصاص دهد.
صدسالگی یکی از قدیمیترین و تأثیرگذارترین رسانه ایران چنان بیسر و صدا از راه رسید و گذشت که گویی اتفاق بزرگی رخ نداده است. انگار نه انگار که نام «اطلاعات» با بخش مهمی از تاریخ مطبوعات ایران گره خورده است.
برای نسل امروز و برای بسیاری از روزنامهخوانها، اطلاعات شبیه کشتی بزرگی است که در میانه دریا، بادبانهایش را بسته، لنگر را به اعماق آب انداخته و تنها گاهگاهی موتورهایش را روشن میکند تا نشان دهد هنوز زنده است. روزنامهای که سالهاست به جای نقشآفرینی، جریانسازی و روایت دست اول اخبار، نقش ناظر و روایتکننده رویدادها را بازی میکند. اما این تنها یک روی سکه است.
روی دیگر ماجرا به یک قرن پیش بازمیگردد. روزگاری که هنوز مفهوم روزنامه به معنای امروزی آن در ایران جا نیفتاده بود. اطلاعات از دل دورانی متولد شد که نشریات، بیشتر بلندگوی گروههای سیاسی، رجال و جریانهای فکری بودند. انتشار منظم خبر، تربیت خبرنگار، ایجاد شبکه توزیع، شکل دادن به خبررسانی حرفهای و تبدیل روزنامه به یک نهاد اجتماعی، مفاهیمی بودند که هنوز در ابتدای راه قرار داشتند.
در چنین فضایی بود که روزنامه اطلاعات متولد شد. این روزنامه در همان نخستین شمارهاش قیمت اشتراک سه ماهه، شش ماهه و یکساله را برای تهران ۱۵، ۳۰ و ۵۰ قران و برای تک شماره ۴ قران مشخص کرد و نشان داد که آمده تا بماند.
روزنامه اطلاعات علاوه بر اطلاعرسانی، تبدیل به مدرسهای برای روزنامهنگاری ایران شد. دهها سردبیر، نویسنده، خبرنگار، مترجم و عکاس مطبوعاتی از دل آن بیرون آمدند و هر کدام بعدها بخشی از تاریخ رسانهای ایران را شکل دادند.
از این رو روزنامه اطلاعات را میتوان نخستین روزنامه حرفهای و مدرن ایران دانست. این روزنامه تلاش کرد خبر را از بیانیه و تبلیغات سیاسی جدا کند و مفهوم تازهای از اطلاعرسانی عمومی را به جامعه ایرانی معرفی کند.
بسیاری از قالبهای حرفهای که امروز در مطبوعات ایران بدیهی به نظر میرسند، نخستین بار در همین مؤسسه تجربه شدند؛ از گزارش و مصاحبه گرفته تا پاورقی، انتشار عکس، شبکه توزیع سراسری و حتی شکل تازهای از صفحهآرایی روزنامه.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
تاریخ صد ساله روزنامه اطلاعات را نمیتوان بدون عباس مسعودی، صاحب امتیاز و مدیرمسئول روزنامه و فراز و فرودهای سیاسی ایران روایت کرد. این روزنامه از سلطنت رضاشاه تا جمهوری اسلامی را دیده است. کودتای ۲۸ مرداد، ملی شدن صنعت نفت، انقلاب ۱۳۵۷، جنگ ایران و عراق، اصلاحات و دهها واقعه و حادثه بزرگ دیگر را از سر گذرانده است. کمتر نهادی در ایران معاصر وجود دارد که توانسته باشد یک قرن کامل در میان این همه طوفان تاریخی دوام بیاورد.
انقلاب ۱۳۵۷ بسیاری از نهادهای رسانهای، سیاسی و اقتصادی ایران را دگرگون کرد. اطلاعات نیز از این قاعده مستثنی نبود. روزنامهای که روزگاری یکی از مهمترین بازیگران عرصه عمومی کشور محسوب میشد، مثل روزنامه کیهان مصادره شد، زیر نظر مستقیم رهبر جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت و به تدریج به رسانهای آرام و محافظهکار تبدیل شد. این در حالی بود که روزنامه رقیب یعنی کیهان، به مرور به تریبون بخشی از جریان سیاسی حاکم و منعکسکننده دیدگاه حاکمیت بدل شد.
در مجموع در کشوری که بسیاری از نهادها، احزاب، شرکتها، انجمنها و حتی روزنامههایش عمر کوتاهی داشتهاند، رسیدن به صدمین سال فعالیت، اتفاقی معمولی نیست. روزنامه اطلاعات بخشی از حافظه تاریخی ایران است. میلیونها سطر خبر، گزارش، آگهی، یادداشت و تصویر در صفحات آن ثبت شده و ردپای زندگی ایرانیان در یک قرن گذشته را میتوان در آرشیوش دنبال کرد.

منبع تصویر، ETTELAAT
عباس مسعودی کیست؟
صد سال پیش وقتی خوانندگان روزنامه در کنار آرم روزنامه، نام «ع مسعودی» را به عنوان مدیر مسئول و صاحب امتیاز میخواندند، نام آشنایی برای آنها نبود اما دیری نپایید که عباس مسعودی به چهره شناخته شدهای در بین خوانندگان و سیاستمداران آن روزها تبدیل شد.
فرهاد مسعودی، فرزند عباس مسعودی، در کتاب «پیروزی لبخند» زندگی پدرش را از چاپخانه کوچک، میان حروف سربی، بوی مرکب و صدای ماشینهای چاپ روایت میکند.
این کتاب یک سال پس از درگذشت عباس مسعودی در سال ۱۳۵۴ منتشر شد و روایتی کامل از زندگی مردی است که از زیر صفر شروع میکند و با سختکوشی عشق و علاقه به حرفه روزنامهنگاری نام ماندگاری برای خودش رقم میزند.
عباس مسعودی در یکی از کوچههای خیابان معروف به «اسماعیل بزاز» یا «اسمال بزاز» (خیابانی در فاصله میدان شاه یا قیام کنونی تا چهارراه مولوی) تهران به دنیا آمد. پدرش، حاج محمدعلی، مردی خوشنام و از تاجران بازار گوشت بود و آنقدر شناخته شده بود که کوچه را به نام «حاج محمدعلی» میشناختند.
عباس مسعودی سومین فرزند از دومین همسر حاج محمدعلی بود. عباس راه پدرش را ادامه نداد و به راهی رفت که او را به یکی از تأثیرگذارترین چهرههای تاریخ مطبوعات ایران و پدر روزنامهنگاری نوین تبدیل کرد.
شروع کار عباس مسعودی با سختی و مشکلات بیپولی همراه بود. در یک چاپخانه واقع در خیابان فردوسی، در بخش حروفچینی، روزی سه ریال دستمزد میگرفت. در این چاپخانه شیفته خبر و خبرنگاری شد. او از میان حروف سربی و صفحهبندی روزنامهها، راه خود را به خبرنگاری باز کرد و خیلی زود فهمید که مشکل اصلی روزنامههای ایران کمبود خبر است.
در آن سالها اغلب نشریات خبرنگار حرفهای نداشتند و منابع خبری محدود بود. مسعودی که نمونه خبرگزاریهای غربی و خبرگزاری آناتولی ترکیه را میشناخت، تصمیم گرفت راه تازهای را امتحان کند.
در سال ۱۳۰۲ با کمک چند دوست، «مرکز اطلاعات» را در خیابان علاءالدوله تهران راهاندازی کرد. این مرکز در عمل نخستین خبرگزاری ایران به شمار میرفت. روزنامهها میتوانستند اخبار مورد نیاز خود را از این مرکز دریافت کنند و همین ایده ساده، بعدها به تولد یکی از بزرگترین مؤسسات مطبوعاتی کشور منجر شد.
خبر و خبرنگاری با وجود شیرینیهایش، همیشه هزینه نیز دارد. یکی از نخستین خبرهایی که این مرکز تهیه کرد و به مجلات آن روز داد، مربوط به مرگ یک زندانی در زندان بود. انتشار این خبر برای حکومت خوشایند نبود و مسعودی را ۲۴ ساعت روانه زندان کرد. این نخستین تجربه بازداشت او بود، تجربهای که میتوانست پایان راه باشد، اما برای او آغاز ماجرا شد.
در آن روزها مرکز اطلاعات روزبهروز مشهورتر میشد. روزنامهها از اخبار آن استفاده میکردند، اما حق اشتراکها به موقع پرداخت نمیشد و دخل و خرج با هم نمیخواند. مسعودی سرانجام به این نتیجه رسید که اگر میخواهد حاصل کارش را حفظ کند، باید خودش صاحب روزنامه شود. همین فکر او را به سوی دریافت امتیاز روزنامه اطلاعات سوق داد.
در آن زمان یک مانع قانونی برای مدیرمسئولی او وجود داشت. قانون، حداقل سن صاحب امتیاز را ۳۰ سال تعیین کرده بود و او ۲۹ سال داشت. دوستان و حامیانش راهحلی پیدا کردند و سن او را بر مبنای سال قمری محاسبه کردند تا شرایط قانونی را به دست آورد. به این ترتیب امتیاز روزنامه صادر شد و در۱۹ تیرماه ۱۳۰۵ نخستین شماره اطلاعات منتشر شد.
امروز انتشار روزانه روزنامه عادی به نظر میرسد، اما در آن زمان چنین کاری جسارت میخواست. شماره دوم اطلاعات با یک ماه فاصله منتشر شد، زیرا مسعودی در این فاصله مشغول فراهم کردن زیرساخت انتشار منظم روزنامه بود. او ۵۰۰ مشترک در تهران و شهرستانها پیدا کرد تا مطمئن شود روزنامه خواننده دارد و میتواند روی پای خود بایستد.
از همان شماره دوم، اطلاعات هویت بصری خود را نیز پیدا کرد. نماد فرشته اسرافیل که در صور میدمد، بر پیشانی روزنامه نشست. این نمادی یادآور بیداری، آگاهی و خبررسانی شد. در همان شماره، مسعودی به مخاطبان وعده داد که روزنامه هر روز عصر منتشر خواهد شد و مهمترین رویدادهای ایران و جهان را در کوتاهترین زمان ممکن به دست آنان خواهد رساند.
در ان زمان روزنامهها و نشریات صبح منتشر میشدند و انتشار روزنامه عصر عجیب به نظر میرسید.
اطلاعات از پشتوانه دولتی و سرمایهای کلان برخوردار نبود. تیراژ اولیه آن از چند صد نسخه فراتر نمیرفت و تنها دو ماه پس از انتشار با بحران مالی روبهرو شد. در همین روزها بود که «رضا کتابچی» تاجر شناختهشده کاغذ، هزار و پانصد تومان به مسعودی کمک کرد؛ مبلغی که در آن سالها سرمایهای بزرگ محسوب میشد و روزنامه را از خطر تعطیلی نجات داد.
اولین شماره روزنامه اطلاعات در سال دوم انتشار در دهم تیرماه ۱۳۰۶ با چهار صفحه شروع شد. احتمال دارد دومین سال روزنامه را براساس ماه قمری محاسبه کرده بودند در هر حال این اقدام تحول بزرگی در مطبوعات ایران بود.
و چاپ عکس نیز به روزنامه اضافه شد. اولین عکسی که در روزنامه اطلاعات چاپ شد عکسی از رضاشاه پهلوی به همراه گزارشی از اقدامات او بود. دومین عکسی که به چاپ رسید مربوط به موتمنالملک پیرنیا، رئیس مجلس شورای ملی بود.
عباس مسعودی بیشتر خبرها را خودش تهیه و تنظیم می کرد. او در سال سوم یک گزارش پر خواننده با عنوان «تهران شهر خاموشان» نوشت و در آن از این که پایتخت ایران برق و روشنایی ندارد، انتقاد کرد.
در سال ۱۳۰۷ به فکر این افتاد تا برای گسترش فرهنگ کتابخوانی، پاورقی در روزنامه منتشر کند. اولین کتابی که به شکل پاورقی منتشر کرد ، «اصلاحات اجتماعی» نوشته حبیب الله آموزگار بود و در آن راههای مبارزه با فساد و مفاسد اخلاقی بیان شده بود.

منبع تصویر، ETTELAAT
در سال ۱۳۰۹ قیمت روزنامه از شش شاهی به قیمت اولیه یعنی همان چهارشاهی کاهش داد تا مردم روزنامه را «در ردیف آذوقه» و سبد روزانه خریدشان قرار بدهند و از این طریق فرهنگ روزنامهخوانی در ایران گسترش پیدا کند.
اولین بار که روزنامه توقیف شد در ۲۸ آبان ماه ۱۳۰۸ بود. مطالب انتقادی روزنامه به مذاق مسئولان قضایی وقت خوشآیند نبود و این توقیف ده روز طول کشید. حمایت نمایندگان مجلس از مدیریت روزنامه اطلاعات باعث شد که رضاشاه پهلوی دستور رفع توقیف روزنامه را صادر کند.
مطالب انتقادی از جمله مطلبی علیه کمپانی نفت جنوب که برای ۶۰ سال به انگلیسیها سپرده شده بود باعث شد که آگهیهای این شرکت که مربوط به قیمت «بنزین پارس» بود متوقف شود.
مقالات متعدد این روزنامه علیه شرکت انگلیسی در جنوب ایران باعث توجه بیشتر مردم به روزنامه شد و خوانندگان روزنامه بیشتر و بیشتر رشد کرد تا اینکه برای تامین نیاز خوانندگان زمینهساز تاسیس چاپخانه اطلاعات شد.
اما موفقیت اطلاعات تنها نتیجه پشتکار نبود. مسعودی مدام به دنبال نوآوری بود. تیترهای درشت، سوتیتر، انتشار عکس، چاپ پاورقی، گزارشهای میدانی و حتی کاهش قیمت روزنامه برای گسترش فرهنگ روزنامهخوانی، همه اقداماتی بود که در آن زمان کمتر سابقه داشت.
مسعودی در سال ۱۳۱۴ روزنامه را تبدیل به شرکت سهامی کرد و برای اولین بار بود که بازرگانان در روزنامه سرمایهگذاری کردند و با یک میلیون ریال از فروش سهام، زمینی در مقابل قورخانه (توپخانه) خریداری و ساختمان روزنامه اطلاعات در آن ساخته شد و از بلژیک هم چاپخانه ای خریدند.
بنیانگذار روزنامه اطلاعات با شهرتی که به دست آورده بود در سال ۱۳۱۴ به نمایندگی مردم تهران وارد مجلس شورای ملی شد و شش دوره متوالی از دوره دهم تا پانزدهم نماینده مجلس بود.
روزنامه اطلاعات در زمانی که تولد ۲۵ سالگیاش را جشن می گرفت، علاوه بر خود روزنامه، مجله اطلاعات هفتگی، اطلاعات هوایی (برای ایرانیان خارج از کشور)، ژورنال دو تهران (به زبان فرانسه) و اطلاعات ماهانه را منتشر میکرد و در سال های ۱۳۳۳ تا ۱۳۴۰ شش نشریه دیگر به روزنامه اضافه کرد. او در کارهای خیریه نیز دستی داشت. بیمارستان مسعودی در سال ۱۳۴۱ تاسیس شد و اکثر بیمارانش را افراد کم بضاعت تشکیل می دادند.
عباس مسعودی پس از ۵۰ سال کار در موسسه اطلاعات، مدیریت روزنامه را به فرهاد مسعودی فرزندش واگذار کرد و به عنوان مشاور در موسسه حاضر میشد.
۲۸ خردادماه ۱۳۵۳ در حالی که در دفتر روزنامه بود، در ساعت دو و بیست دقیقه بعدازظهر درگذشت.
هنگامی که پس از مرگ محتویات جیب او را خالی کردند جز یک خودکار، یک تقویم، قرآن کوچک، چند برگ یادداشت، یک عینک، چند قطعه عکس از فرزندانش، قبض مقبره بهشت زهرا و ۱۶۵ تومان پول چیز دیگری پیدا نشد.
در کتاب «پیروزی لبخند» در شرح روزی که عباس مسعودی درگذشت، نوشته شده است : «هنگامی که ماموران بخش توزیع و پخش، روزنامه اطلاعات را از در بزرگ موسسه بیرون میبردند از در دیگر پیکر بیرمق بنیانگذار آن بر روی برانکارد به آمبولانس حمل میشد. لحظاتی قبل که ماشینهای عظیم، نفسزنان، چهارده هزار و چهار صد و سی و چهارمین (۱۴۴۳۴) شماره روزنامه را از سینه خود بیرون میدادند بنیانگذار فعال آن عباس مسعودی که طی نیم قرن لحظهای از تلاش باز نمانده بود در کنار میز خود از نفس باز ایستاد و به ابدیت پیوست (دو روز قبل از سالگرد تولد روزنامه)».

منبع تصویر، ETTELAAT
اطلاعات؛ نخستین روزنامه واقعی ایران
روزنامهنگاران و صاحبنظران عرصه مطبوعات اتفاق نظر دارند که روزنامه اطلاعات نقطه عطفی در شکلگیری روزنامهنگاری مدرن ایران بوده است.
امیر طاهری، روزنامهنگار و سردبیر پیشین روزنامه کیهان، در گفتوگویی با بیبیسی فارسی به مناسبت صدمین سال تأسیس اطلاعات، از جایگاه این روزنامه و نقش عباس مسعودی در بنیانگذاری روزنامهنگاری حرفهای در ایران صحبت کرد.
از نگاه او، نخستین ویژگی اطلاعات این است که باید آن را «اولین روزنامه واقعی ایران» دانست. پیش از انتشار اطلاعات، نشریات متعددی در ایران منتشر میشدند، اما بسیاری از آنها به معنای دقیق کلمه روزنامه نبودند. برخی از آنها مانند قانون، وقایع اتفاقیه و حبلالمتین به صورت ماهنامه یا با فواصل زمانی طولانی منتشر میشدند اما روزنامه اطلاعات با هدف انتشار مستمر و روزانه پا به عرصه گذاشت و از این نظر فصل تازهای در مطبوعات ایران گشود.
به اعتقاد آقای طاهری، اهمیت اطلاعات تنها در انتشار منظم آن خلاصه نمیشد. این روزنامه نخستین رسانه ایرانی بود که هدف اصلی خود را خبررسانی و اطلاعرسانی قرار داد، نه تبلیغ یک ایدئولوژی یا جریان سیاسی خاص. بسیاری از نشریات دوره قاجار و سالهای آغازین حکومت پهلوی با هدف ترویج اندیشهای مشخص منتشر میشدند، اما اطلاعات تلاش کرد خبر را از تبلیغات سیاسی جدا کند و مخاطب را در جریان رویدادها قرار دهد تا خود درباره مسائل مختلف قضاوت کند. از همین رو اطلاعات بیش از آنکه تریبون یک جریان سیاسی باشد، خود را رسانهای برای انتشار خبر تعریف کرد.
امیر طاهری معتقد است اطلاعات در طول دهههای نخست فعالیت خود به این اصل وفادار ماند. هرچند روزنامه از نظام مشروطه و ساختار موجود کشور حمایت میکرد، اما به یک رسانه حزبی یا تبلیغاتی تبدیل نشد و تلاش کرد هویت حرفهای خود را حفظ کند. همین خصوصیت موجب شد که به تدریج شخصیت مستقل و جایگاه ویژهای در میان خوانندگان پیدا کند.
به گفته امیر طاهری، ویژگی برجسته مسعودی این بود که تا آخرین روزهای زندگیاش خبرنگار باقی ماند. بسیاری از مدیران بزرگ مطبوعاتی پس از رسیدن به جایگاه مدیریت، از فضای خبرنگاری فاصله میگیرند، اما مسعودی هرگز چنین نکرد. او در حالی که صاحب امتیاز روزنامه اطلاعات، سناتور و رئیس کمیسیون امور خارجی مجلس سنا بود، همچنان در کنفرانسهای مطبوعاتی شرکت میکرد و شخصا به دنبال خبر میرفت.
امیر طاهری که سالها از نزدیک با او آشنایی داشته است، میگوید مسعودی برخلاف بسیاری از ناشران مطبوعاتی، از شغل روزنامهنگاری لذت میبرد. حضور در نشستهای خبری، گفتوگو با منابع مطلع و پیگیری رویدادهای منطقهای بخشی از هویت حرفهایاش محسوب میشد.
او یادآور میشود که مسعودی سفرهای متعددی به کشورهای حوزه خلیج فارس داشت و در دورانی که بسیاری از این کشورها هنوز زیر نفوذ بریتانیا قرار داشتند، شبکهای از منابع خبری و ارتباطات منطقهای ایجاد کرد. این فعالیتها نقش مهمی در افزایش شناخت ایرانیان نسبت به کشورهای پیرامون خلیج فارس داشت.
یکی از پرسشهای مطرح در تاریخ مطبوعات ایران، نسبت میان روزنامهنگاری و قدرت سیاسی است و این سوال مطرح میشود که شخصیتی مانند عباس مسعودی چگونه فاصلهاش را میان حرفه روزنامهنگاری و قرار گرفتن در کرسی نمایندگی مجلس شورای ملی حفظ میکرد؟
امیر طاهری معتقد است نباید صرف حضور در قدرت را به معنای آلودگی به قدرت دانست. او تأکید میکند که در تاریخ معاصر ایران شخصیتهایی وجود داشتهاند که در مناصب سیاسی حضور داشتند، اما از موقعیت خود برای منافع شخصی بهره نبردند و مسعودی را باید در همین گروه قرار داد.
به گفته او، مسعودی شخصیتی داشت که اجازه نمیداد منافع شخصی و سیاسی بر فعالیت حرفهایاش غلبه کند. هرچند نفوذ سیاسی قابل توجهی داشت، اما از آن برای پیشبرد منافع خصوصی استفاده نمیکرد و بیشتر دغدغه توسعه مؤسسه اطلاعات و کار حرفهای روزنامهنگاری را داشت.
بخش دیگری از خاطرات امیر طاهری به رقابت تاریخی میان روزنامههای اطلاعات و کیهان اختصاص دارد و این رقابت را برای رشد و شکوفایی رسانه لازم و ضروری میداند و درباره اهمیت صدسالگی روزنامه اطلاعات معتقد است: «صد ساله شدن اطلاعات صرفاً سالگرد یک روزنامه نیست، بلکه ادامه حیات یکی از قدیمیترین نهادهای مدنی و رسانهای ایران است چرا که روزنامه اطلاعات بخش مهمی از فراز و فرودهای ایران معاصر را در صفحات خود ثبت کرده است.»
امیر طاهری که حدود ۶ سال سردبیر روزنامه کیهان در قبل از انقلاب بوده، تاکید دارد اگر روزنامه اطلاعات امروز دیگر آن نقش تعیینکننده دهههای گذشته را ندارد، نفس دوام آوردن آن در طول یک قرن برای تاریخ مطبوعات ایران مهم است زیرا هر جامعهای برای شکل دادن به حافظه تاریخی خود به نهادهای ماندگار نیاز دارد و اطلاعات یکی از معدود نهادهایی است که توانسته از دل یک قرن پرتلاطم عبور کند.

منبع تصویر، ETTELAAT
میان احترام به گذشته و نقد امروز
برای صدمین سال تاسیس روزنامه اطلاعات، جشنی برگزار نشد. در رسانهها صحبت از این شد که ای کاش مانند صدسالگی نشریه آمریکایی نیویورکر، مستندی نیز برای روزنامه اطلاعات ساخته میشد.
واکنش رسانهها و روزنامهنگاران به صدمین سال انتشار روزنامه اطلاعات را میتوان به دو دسته کلی تقسیم کرد؛ گروهی که بر اهمیت تاریخی و نقش بیبدیل این روزنامه در شکلگیری روزنامهنگاری نوین ایران تأکید دارند و گروهی که ضمن احترام به گذشته آن، از فاصله گرفتن اطلاعات امروز از جایگاه تاریخی خود سخن میگویند.
یک نگاه معتقد است مهمترین دستاورد این روزنامه «بقا» و «تداوم» است. روزنامه اطلاعات پس از انقلاب با مدیر مسئولی محمود دعایی به مدت چهل سال روی یک خط و مسیر حرکت کرد. این روزنامه اگر مثل روزنامههای مستقل و به اصطلاح دوم خردادی در دهه هفتاد نبود، ولی با حکومت یک فاصله معنادار و ملموس داشت و مانند روزنامههای حکومتی بلندگوی تام و تمام حکومت نبود.
در مقابل، گروهی دیگر معتقدند که اطلاعات امروز با روزنامهای که عباس مسعودی بنیان گذاشت فاصله زیادی پیدا کرده است و در دهههای اخیر به رسانهای محافظهکار، کمتحرک و فاقد نقش تعیینکننده در فضای رسانه تبدیل شده است.
شاید صریحترین نقدها از سوی روزنامهنگاران نسل جدیدتر مطرح شده است. یکی از این نقدها در اینستاگرام «باشگاه روزنامهنگاران ایران» منتشر شد. در این یادداشت با مقایسه گذشته و حال مؤسسه اطلاعات آمده است: « اطلاعات سالهاست ضمیمهای خواندنی ندارد و اگر هم داشته باشد، روزنامهاش آنقدر نخواندنی است که کسی رغبت نمیکند آن را حتی برای تورق از دکه بردارد.»
نویسنده سپس پرسشی را مطرح میکند که در واقع عصاره نگاه منتقدان به وضعیت امروز این روزنامه است: «بیایید از روزنامهنگاران بپرسید آخرینبار کی روزنامه اطلاعات را از دکه خریدهاند؟ آخرین بار کی صفحه اول اطلاعات توجهشان را جلب کرده است؟ کدام تیتر از روزنامه اطلاعات در بیست سال گذشته در خاطرشان مانده است؟»
منتقدان امروز روزنامه اطلاعات معتقدند اعتبار گذشته نمیتواند جای خالی اثرگذاری امروز را پر کند.
میتوان گفت که در صدسالگی روزنامه اطلاعات، تقریبا همه بر اهمیت تاریخی آن اتفاقنظر داشتند، اما درباره جایگاه کنونیاش اختلاف دیدگاه وجود دارد. شاید همین دوگانه، تصویری دقیق از وضعیت امروز روزنامه اطلاعات باشد؛ روزنامهای که گذشتهای بزرگ دارد، اما هنوز این پرسش درباره آن مطرح است که آیا توانسته است میان میراث تاریخی خود و نیازهای روزنامهنگاری امروز پلی برقرار کند یا نه.

































