چرا ایران توافق با آمریکا را پیروزی خود میداند؟

منبع تصویر، Reuters
- نویسنده, امیر عظیمی
- شغل, سردبیر ارشد، بیبیسی فارسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۶ دقیقه
رهبران ایران تلاش میکنند تفاهمنامه در حال شکلگیری با آمریکا را نه به عنوان یک مصالحه، بلکه به عنوان یک پیروزی در نتیجه مقاومت معرفی کنند. اما جا انداختن چنین روایتی حتی در میان برخی گروههای حامی حکومت هم کار آسانی نیست.
ایران هماکنون در مرحله آتشبس جنگی پرهزینه است، اقتصاد زیر فشار شدیدی قرار دارد و بخشهایی از پایگاه حمایتیاش ماههاست که هرگونه سازش با واشنگتن را در گردهماییهای شبانه در شهرها محکوم کردهاند.
در عین حال گروهی از ایرانیان معترض، در داخل کشور و خارج از آن، این بحران را نه فرصتی برای دیپلماسی، بلکه زمینهای برای تغییر حکومت میدانند.
تهران اکنون تلاش میکند در چنین فضای چندپارهای، توافق با آمریکا را به عنوان گزینهای قابل قبول به افکار عمومی عرضه کند.
مقامهای ارشد جمهوری اسلامی این توافق را یک پیروزی توصیف کردهاند. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و چهره اصلی ایران در مذاکرات، گفت که تهران گامی بلند به سوی پیروزی نهایی برداشت.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، نیز این تفاهم را بالقوه تحولآفرین توصیف کرده و گفته است که در صورت اجرای کامل، میتواند بسیاری از مشکلات ایران را حل کند و «دنیای دیگری» در ایران و خاورمیانه پدید آورد.
نقش محمدباقر قالیباف از این جهت اهمیت دارد که او به اردوگاه میانهرو مسعود پزشکیان تعلق ندارد. به همین دلیل حمایت علنی او نشان میدهد که این توافق از پشتوانه بخشهای قدرتمندتر حاکمیت، حتی در داخل سپاه پاسداران، برخوردار است.
از سوی دیگر رهبران جمهوری اسلامی این توافق را یک پیروزی برای خود میدانند زیرا از نگاه تهران، آمریکا و اسرائیل به اهداف اصلی خود دست نیافتند.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
آنها نتوانستند ایران را وادار به تسلیم کنند، جمهوری اسلامی را از قدرت کنار بزنند، برنامه هستهای ایران را از طریق اقدام نظامی متوقف کنند یا پیوندهای ایران با حزبالله لبنان و سایر گروههای حامی ایران در منطقه را از بین ببرند.
در عوض، آمریکا دارد با ایران مذاکره میکند، لبنان در چارچوب تفاهم گنجانده شده و موضوع کاهش تحریمها نیز در حال بررسی است.
اما این روایت رسمی در داخل ایران با مخالفتهایی روبهرو شده است.
محمود نبویان، نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس ایران، پیشنویس تفاهمنامه را سندی توصیف کرده که ایران را به «مستعمره آمریکا» تبدیل خواهد کرد.
او همچنین مذاکرهکنندگان را متهم کرده است که «خطوط قرمز» و دستورات رهبر جمهوری اسلامی را درباره بسته نگهداشتن تنگه هرمز نادیده گرفتهاند.
این انتقادها از آن نظر اهمیت دارد که از بیرون نظام مطرح نشده است، بلکه از سوی عضو کمیسیونی بیان شده که بر مسایل مرتبط با امنیت ملی ایران نظارت دارد.
ماههاست که صداهای تندرو در مجلس، رسانههای نزدیک به حکومت و تجمعهای شبانه تاکید میکنند که نمیتوان به آمریکا اعتماد کرد.
آنها به این نکته اشاره میکنند که تا اندکی پیش از آغاز جنگ، مذاکرات جریان داشت. به باور آنها، دولت دونالد ترامپ از این مذاکرات به عنوان پوششی برای آمادهسازی آمریکا و اسرائیل جهت اقدام نظامی استفاده کرد. از نگاه این گروه، هر توافقی با واشنگتن رنگ و بوی سازشکاری دارد.
با این حال، به نظر میرسد برخی از این صداها اکنون آرامتر شدهاند. این موضوع میتواند نشان دهد که تصمیم برای پیش بردن توافق در بالاترین سطوح حکومت تایید شده است، هرچند این مسئله به معنای وحدت کامل نیست.
شاید بتوان گفت که مرکز ثقل قدرت در ایران فعلا به این جمعبندی رسیده که هزینه رد کردن توافق از هزینه تحمل نارضایتی تندروها بیشتر است.

منبع تصویر، EPA
فشار اقتصادی نقشی محوری در این محاسبات دارد.
رهبران ایران ممکن است پذیرش تفاهم از سوی آمریکا را حاصل اقدامهای نظامی و تاکتیکهای خود، از جمله بستن تنگه هرمز و حمله به منافع آمریکا و تاسیسات انرژی متحدان منطقهای آن معرفی کنند، اما واقعیت این است که فشارهای اقتصادی نیز نقش مهمی در واداشتن تهران به پذیرش این تفاهم داشته است.
جنگ، تحریمها، محدودیتهای کشتیرانی، کاهش دسترسی به بازارهای نفت و منابع ارزی و تورم بسیار بالا، همگی فشار سنگینی بر کشور و شهروندان عادی وارد کرده.
برای بسیاری از خانوادهها، مسئله این نیست که توافق چقدر شبیه پیروزی به نظر میرسد، بلکه مهم این است که آیا قیمتها را پایین میآورد و نگرانیها از آغاز دور دیگری از جنگ را کاهش میدهد یا نه.
جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، گفته است که ایران پولی از مالیاتدهندگان آمریکایی دریافت نخواهد کرد، اما در صورت اجرای تعهدات خود و کاهش تحریمها، میتواند به میلیاردها دلار منابع مالی دسترسی پیدا کند. این موضوع به تهران امکان میدهد توافق را نه به عنوان وابستگی به آمریکا، بلکه به عنوان مسیری برای سرمایهگذاری و بازسازی کشور معرفی کند.
با این حال، خطرها نیز آشکار هستند. جزئیات تفاهمنامه هنوز به طور کامل منتشر نشده و انتظار میرود مذاکرات روز جمعه در سوئیس آغاز شود.
دشوارترین موضوعها، از جمله آینده ذخایر اورانیوم غنیشده ایران، میزان مجاز غنیسازی، نحوه راستیآزمایی، رفع تحریمها، آینده مدیریت تنگه هرمز و وضعت لبنان، هنوز بررسی نشدهاند.
درباره موضع اسرائیل نیز ابهام وجود دارد. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، گزارشها درباره خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان را رد کرده و گفته است نیروهای این کشور تا هر زمان که لازم باشد در لبنان باقی خواهند ماند.
در همین حال، دونالد ترامپ علنا از عملکرد اسرائیل در لبنان انتقاد کرده و گفته است افراد بسیار زیادی کشته شدهاند. او همچنین گفت که از حمله اسرائیل به بیروت اندکی پیش از دستیابی به تفاهم با ایران ناراضی بوده است، هرچند تاکید کرد که روابطش با بنیامین نتانیاهو همچنان بسیار خوب است.
برای تهران، این اختلاف آشکار میان واشنگتن و اسرائیل سودمند است. این وضعیت میتواند به عنوان نشانهای از این موضوع معرفی شود که فشار ایران آزادی عمل اسرائیل را محدود کرده است. اما همین مسئله توافق را شکنندهتر میکند.
اگر اسرائیل به عملیات خود در لبنان ادامه دهد، ایران با فشار برای واکنش روبهرو خواهد شد. اگر واشنگتن نتواند اسرائیل را مهار کند، ادعای تهران مبنی بر اینکه موضوع لبنان در تفاهمنامه گنجانده شده، به سرعت در معرض آزمون قرار خواهد گرفت.
پیامهای مخاطبان بیبیسی فارسی نشان میدهد که روایت رسمی پیروزی، با واکنشهای متفاوتی روبهرو شده است.
یکی از مخاطبان گفته است که از حمله احتمالی دیگری از سوی اسرائیل بسیار نگران است، اما حتی پس از شنیدن خبر تفاهم نیز «هیچ اعتمادی» ندارد و نگران است که حتی اگر توافق دوام بیاورد، کشور چگونه اداره خواهد شد.
یک ایرانی مخالف حکومت که در ابتدا از اقدام نظامی آمریکا حمایت کرده بود، پرسیده است که حمله آمریکا، اگر قرار نبود به تغییر سیاسی در ایران منجر شود، چه دستاوردی داشته است. او گفته است: امید ما این بود که نظام حاکم تغییر کند. اما به جز بدبختی، تورم و آسیب بیشتر به اقتصاد، چه سودی برای مردم داشت؟
برخی دیگر با دیدگاه حکومت همدلی بیشتری نشان دادهاند. یکی از مخاطبان ایران را برنده جنگ توصیف کرده و گفته است که این جنگ نشان داد تحریمها نه با «التماس»، بلکه از مسیر قدرت برداشته میشوند.
مخاطبی دیگر با احتیاط بیشتری از تفاهم استقبال کرده و گفته است که این توافق به مردم اجازه میدهد با آرامش خاطر بیشتری به کار و زندگی خود بازگردند.
او گفته است: فکر میکنم این وضع موقتی باشد، اما ما به چند ماه فرصت برای نفس کشیدن و آرامش نیاز داشتیم.
شاید این واقعبینانهترین برداشت باشد. جمهوری اسلامی این توافق را به عنوان پیروزی معرفی میکند، زیرا نمیتواند آن را به عنوان یک ضرورت گریزناپذیر معرفی کند.
اما برای بسیاری از ایرانیان، موفقیت توافق با شعارها سنجیده نخواهد شد.
آنها آن را با این معیارها خواهند سنجید که آیا جنگ برای همیشه پایان مییابد، آیا قیمتها پایین میآید، آیا کاهش تحریمها تحقق پیدا میکند و آیا حکومت میتواند مرحله بعدی را بدون بروز یک درگیری نظامی دیگر مدیریت کند یا نه.


































