علیرضا بیرانوند؛ از مهار رونالدو تا درخشش مقابل بلژیک

منبع تصویر، Getty Images
توپ از میان مدافعان ایران عبور کرده، هوادار بلژیکی از نیم خیز گذشته و برای ضربهای که یوری تیلمانس از فاصله کمتر از یک قدمی دروازه ایران به توپ زده، فریاد گل میزند. اما آنجا دستهای یک نفر، توپ را از یک قدمی خط دروازه بیرون میکشد؛ علیرضا بیرانوند.
بیرانوند در حالی که روی زمین افتاده، با شیرجهای درجا، خودش را به توپ رساند و به باور بسیاری مفسران فوتبال یکی از بهترین «مهارهای جام جهانی۲۰۲۶» را ثبت کرد.
البته که این تنها یکی از چند واکنش مهم او در دیدار ایران و بلژیک در جام جهانی ۲۰۲۶ بود؛ مسابقهای که با تساوی بدون گل به پایان رسید و در پایان آن، نام دروازهبان ایران به عنوان بهترین بازیکن زمین اعلام شد.
انتخاب بیرانوند، پس از آن نمایش ۹۰ دقیقهای، چندان غافلگیرکننده نبود. او در شبی که بلژیک بخش بزرگی از مالکیت توپ را در اختیار داشت و موقعیتهای خطرناکتری نسبت به ایران خلق کرد، مهمترین عامل بسته ماندن دروازه تیمش شد.
اما این انتخاب سوال دیگری را نیز زنده کرد؛ چرا پس از نزدیک به دو دهه حضور در سطح اول فوتبال، همچنان یک بازی خوب علیرضا بیرانوند به خبر یا اتفاق خاص تبدیل میشود؟
پاسخ را باید در مسیری جستوجو کرد که از سرابیاس لرستان آغاز شد، به تهران رسید، از نفت تهران و پرسپولیس گذشت، در جام جهانی روسیه به یکی از ماندگارترین تصاویر تاریخ فوتبال ایران تبدیل شد، در اروپا با ناکامیهایی فراموش نشدنی و در تهران و تبریز با جنجال و اعتراض و کینه و نفرت همراه شد و در نهایت او را دوباره به مرکز توجه رساند.
از سرابیاس تا تهران
علیرضا بیرانوند در خانوادهای عشایری در سرابیاس لرستان به دنیا آمد. سالهای کودکی او در شرایطی سپری شد که فوتبال حرفهای بخشی از زندگی روزمره یا حتی موضوعات درجه دوم وسوم خانواده نبود.
او بعدها در مصاحبههای مختلف از جمله در گفتوگویی در ویژه برنامه «احسان علیخانی»، از روزهایی گفت که همراه خانواده کوچ میکرد و بخشی از وقتش را صرف نگهداری از دامها میکرد.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
اما او برخلاف مسیر معمول زندگی در اطرافش، به فوتبال علاقهمند شد.
او بارها یادآوری کرد که پدرش فوتبال را «شغل» نمیدانست و ترجیح میداد پسرش در کنار او و برای خانواده کار کند. بیرانوند گفته بود که پدرش هم با تحصیل و هم با فوتبالش مخالفت میکرد و او مجبور بود لااقل فوتبال را در خفا دنبال کند.
طبق گفتههای خودش، اختلاف بر سر همین موضوع باعث شد تصمیم بگیرد مسیر زندگیاش را تغییر دهد.
علیرضای نوجوان، در نوجوانی خانه را ترک کرد و راهی تهران شد؛ تصمیمی که بعدها از آن به عنوان مهمترین نقطه عطف زندگیاش یاد کرد.
تهران برای پسری که تازه از کودکی گذشته، بیش از آنکه شهری برای تحقق رویاها باشد، محلی برای «آزمون دوام آوردن» بود.
او بعدها روایت کرد که برای تامین هزینههای زندگی در مشاغل مختلف کار کرده است؛ از کارگاه خیاطی و پیتزافروشی گرفته تا کارواش و حتی خوابیدن کنار چمنهای میدان آزادی. در کنار تمام اینها البته تمرین فوتبال را نیز ادامه میداد.
بخش مهمی از شهرت بیرانوند در سالهای بعد به همین روایت بازمیگردد. او بارها از روزهایی گفت که هنوز عضو هیچ تیم مطرحی نبود و نمیدانست آیا اصلا به فوتبال حرفهای خواهد رسید یا نه.
بیرانوند زمانی بدون پروا در مصاحبههای مختلف توضیح داده بود که مدتی را در اطراف مجموعه ورزشی آزادی، میدان آزادی و مکانهای موقت گذرانده است. آن سالها ورزشگاه آزادی برای او نه محل شهرت و تشویق، بلکه بخشی از تلاش روزانه برای زنده ماندن در تهران بود.
داستان زندگی بیرانوند فقط به دلیل سختیهای این سالها مورد توجه قرار نگرفت. بسیاری از فوتبالیستها دوران دشواری را پشت سر گذاشتهاند. تفاوت در این بود که این بخش از زندگی او بعدها یکی از شناختهشدهترین روایتهای موفقیت در فوتبال ایران شد؛ روایتی که بارها توسط خودش و رسانهها بازگو شد.
سالها بعد، وقتی دروازهبان تیم ملی ایران شد، رسانهها دوباره به همان روزها بازگشتند؛ به دورانی که هنوز هیچ نشانهای از جام جهانی، قهرمانیهای لیگ برتر یا مهار پنالتی کریستیانو رونالدو وجود نداشت.
نفت تهران؛ آغاز دیده شدن
سال ۱۳۹۰ و ورود به تیم نفت تهران نخستین نقطه عطف جدی دوران حرفهای بیرانوند بود.
او پیش از آن در تیمهای پایه و باشگاههای کوچکتر بازی کرده بود، اما نفت جایی شد که برای نخستین بار بیراوند را به سطح اول فوتبال ایران نشان دهد. حسین فرکی از مربیانی بود که به او فرصت حضور در فوتبال حرفهای داد و کمتر از سایر مربیانش مورد توجه و تقدیر قرار گرفت.

منبع تصویر، Getty Images
بیرانوند به تدریج جایگاهاش را در ترکیب نفت تثبیت کرد. قد و قامتی بلند و متفاوت، واکنشهای سریع، خروجهای مطمئن، قدرت بازی با پا و البته پرتابهای بلند دست، توجه مربیان و کارشناسان را جلب کرد.
نمایشهای موفق در نفت تهران باعث شد او به تیم ملی دعوت شود. در دورهای که فوتبال ایران چند دروازهبان مطرح در اختیار داشت، بیرانوند آرامآرام خود را به عنوان یکی از گزینههای اصلی معرفی کرد.
انتقال به پرسپولیس، گامی بزرگ به جلو
اگر نفت تهران را نقطه دیده شدن بیرانوند محسوب کنیم، پرسپولیس قطعا مرحله تثبیت او بود.
او در تیمی قرار گرفت که زیر نظر برانکو ایوانکوویچ به یکی از موفقترین دورههای تاریخ خود وارد میشد. بیرانوند در سالهای حضورش در پرسپولیس قهرمانی لیگ برتر را تجربه کرد، رکوردهای مهمی در بسته نگه داشتن دروازه به جا گذاشت و یکی از مهرههای اصلی تیم شد.

منبع تصویر، Getty Images
همزمان جایگاه او در تیم ملی نیز تثبیت شد. حالا با پشتوانههایی مانند «بیشتر و بهتر دیده شدن در سطح اول فوتبال باشگاهی ایران»، «حمایت بخش بزرگی از هواداران» و «حمایت رسانههای ورزشی در ایران»، موقعیتش را مستحکمتر و رقبا را از کنارش دورتر میکرد.
در پایان دهه ۱۳۹۰، بیرانوند دیگر فقط یک دروازهبان موفق لیگ برتر نبود؛ او شماره یک تیم ملی ایران بود که خودش را برای مهمترین آزمون دوران حرفهایاش آماده میکرد.
شبی که نام بیرانوند جهانی شد
پیش از جام جهانی ۲۰۱۸، بیرانوند در فوتبال ایران چهره شناختهشدهای بود، اما شهرتش هنوز از مرزهای فوتبال ایران و آسیا فراتر نمیرفت.
جام جهانی روسیه میتوانست این وضعیت را تغییر دهد؛ ایران در گروهی دشوار با اسپانیا و پرتغال همگروه شد. مهمترین ستاره آن گروه اما قطعا کاپیتان تیم ملی پرتغال و فوق ستاره رئال مادرید، کریستیانو رونالدو، بود.
چندی روزی پیش از عزیمت تیم ملی ایران به روسیه، علیرضا بیرانوند در یک تیزر تلویزیونی که برای ویژه برنامه عادل فردوسیپور در آستانه جام جهانی ساخته میشد، با حالتی طنزآلود خطاب به رونالدو گفت: «چطوری کریس؟»
در همان ویدئو، صدای خنده همبازیهایش شنیده میشود که حتی کریخواندن دروازهبان شماره یک خود با ابرستاره فوتبال جهان را جدی نمیگیرند.
پس طبیعی بود که دیگر هواداران و کاربران شبکههای اجتماعی هم این حرف را جدی نگیرند و حتی آن را دستمایه شوخی و تا حدی تمسخر قرار دهند.

منبع تصویر، Getty Images
اما مسابقه روایت دیگری پیدا کرد. در نیمه دوم، داور برای پرتغال اعلام پنالتی کرد و رونالدو پشت توپ ایستاد؛ بیرانوند ضربه پنالتی رونالدو را مهار کرد.
همین صحنه یکی از ماندگارترین تصاویر تاریخ فوتبال ایران در ادوار جام جهانی شد.
تا آن زمان، در حافظه جمعی بسیاری از هواداران فوتبال ایران، گل حمید استیلی به آمریکا در جام جهانی ۱۹۹۸ جایگاهی ویژه داشت؛ گلی که فراتر از فوتبال، در بستری سیاسی و تاریخی نیز معنا پیدا کرد.
مهار پنالتی رونالدو اما از جنس دیگری بود. اهمیت آن نه در زمینههای سیاسی، بلکه در خود فوتبال معنی میشد؛ رویارویی مستقیم یک دروازهبان ایرانی با یکی از بزرگترین ستارههای تاریخ فوتبال و موفقیت در آن لحظه تعیینکننده.
تجربه ناکام اروپا و بازگشت
یک سال پس از جام جهانی ۲۰۱۸، بیرانوند راهی فوتبال اروپا شد.
انتقال به آنتورپ بلژیک و سپس حضور در بوآویستا پرتغال، بخشی از تلاش او برای ادامه مسیر حرفهای در سطحی بالاتر بود. اما دوران حضورش در اروپا به موفقیتی که بسیاری انتظارش را داشتند تبدیل نشد.
علیرضا بیرانوند در طول سه سال تنها ۱۸ بار درون دروازه این دو تیم قرار گرفت که بخش مهمی از این مسابقات نیز یا در تورنمنتهای دوستانه بود یا جام حذفی.

منبع تصویر، Getty Images
رقابت برای حضور در ترکیب اصلی، فرصت محدود بازی و شرایط متفاوت فوتبال اروپا باعث شد که او نتواند جایگاهی پایدار در سطح اول فوتبال اروپا به دست آورد. دوران لژیونری او کوتاهتر و کمفروغتر از پیشبینیهایی بود که پس از جام جهانی ۲۰۱۸ مطرح میشد.
در نهایت او گزینه بازگشت به فوتبال ایران را انتحاب کرد؛ بازگشتی که از نظر ورزشی موفق بود و او را دوباره به یکی از مهمترین دروازهبانان فوتبال ایران تبدیل کرد، هرچند سالهای بعد فقط با مسائل فنی تعریف نمیشد.
وقتی فوتبال دیگر فقط فوتبال نبود
اعتراضات ۱۴۰۱، حضور در جام جهانی قطر و پس از آن اظهاراتش در جام ملتهای قطر بخشی از زندگی و پذیرش عمومیاش در فوتبال ایران را تغییر داد.
برای نخستین بار در سالهای اخیر، بخش مهمی از بحثهای پیرامون تیم ملی فقط به نتایج و عملکرد فنی بازیکنان محدود نمیشد. رفتارها، موضعگیریها و سکوت بازیکنان در زمینه مسائل اجتماعی و سیاسی نیز به موضوع بحثهای عمومی تبدیل شد.
این وضعیت فقط درباره بیرانوند نبود. بازیکنانی مانند مهدی طارمی، علیرضا جهانبخش و سردار آزمون نیز با واکنشهای مشابهی روبهرو شدند.
اما بیرانوند به دلیل جایگاهش در تیم ملی و همچنین داستان زندگی شخصیاش بیشتر دیده میشد.
پس از ناکامی ایران در جام ملتهای آسیا نیز بخشی از انتقادها ادامه پیدا کرد. بیرانوند در دفاع از عملکرد همنسلانش گفت: «ما نسل طلایی تاریخ فوتبال ایران هستیم.»
این اظهارنظر با واکنشهای متفاوتی روبهرو شد. برخی از هواداران و منتقدان معتقد بودند چنین تعبیری جایگاه نسلهای پیشین فوتبال ایران، از جمله تیمهای دوران ناصر حجازی، احمدرضا عابدزاده و دیگر چهرههای مهم تاریخ فوتبال ایران را نادیده میگیرد.
این واکنشها نشان داد فاصله بخشی از افکار عمومی با برخی از بازیکنان نسل فعلی تیم ملی، تنها به جام جهانی قطر محدود نمانده است.
انتقال به تراکتور و آغاز یک مناقشه
تابستان ۱۴۰۳ یکی از جنجالیترین فصلهای دوران حرفهای بیرانوند را رقم زد. فسخ قرارداد با پرسپولیس و انتقال به تراکتور به سرعت به یکی از مهمترین موضوعات فوتبال ایران تبدیل شد.
ماجرا فقط یک انتقال ساده نبود. بیرانوند سالها یکی از چهرههای اصلی موفقیتهای پرسپولیس بود و بخشی از هواداران این باشگاه او را از نمادهای آن دوران میدانستند.
جنجال از آنجا آغاز شد که بیرانوند قراردادش را به صورت یکطرفه فسخ کرد؛ اقدامی که باشگاه پرسپولیس آن را غیرقانونی میدانست و بسیاری از کارشناسان حقوقی فوتبال نیز درباره اعتبار حقوقی این فسخ تردیدهای جدی مطرح کردند. همین اختلاف، پرونده را به کمیتههای قضایی فدراسیون فوتبال کشاند.

منبع تصویر، Getty Images
به همین دلیل انتقال به تراکتور با واکنشهای گستردهای همراه شد.
پرونده وارد کمیتههای انضباطی و استیناف شد، شکایتها ادامه پیدا کرد و ماهها درباره ابعاد حقوقی آن بحث شد. ولی در سطح افکار عمومی، موضوع اصلی تغییر رابطه بخشی از هواداران پرسپولیس با یکی از محبوبترین بازیکنان سالهای گذشته بود.
بهترین بازیکن زمین مقابل بلژیک
در چنین شرایطی، درخشش بیرانوند مقابل بلژیک در جام جهانی ۲۰۲۶ فقط یک نمایش موفق دیگر در کارنامه او نبود.
بیرانوند در نیمه نخست یک موقعیت خطرناک بلژیک را خنثی کرد و در دقیقه ۵۱ مهمترین نقش خود را ایفا کرد؛ جایی که ابتدا ضربه روملو لوکاکو را مهار کرد و سپس در ادامه همان صحنه مقابل شوت یوری تیلمانس ایستاد. در رهبری کلامی خط دفاعی موفق بود و در خروجها کاملا بینقص. او همچنین با وجود مصدومیت در دقیقههای نخست بازی، در برخورد با لوکاکو حاضر نشد از بازی بیرون برود و در زمین ماند.
این تلاش او برای درمان و باقی ماندن در زمین، یادآور مصدومیتش در بازی ایران و انگلیس هم بود؛ بیرانوند مصدوم شد و از زمین رفت و ایران ۶ بر ۲ مغلوب شد.
انتخاب به عنوان بهترین بازیکن زمین، نقطه دیگری به فهرست طولانی لحظات مهم دوران حرفهای او اضافه کرد؛ فهرستی که از نفت تهران آغاز شد، با قهرمانیهای پرسپولیس ادامه یافت، در جام جهانی ۲۰۱۸ به اوج رسید و در سالهای بعد با فراز و فرودهای مختلف همراه بود.

منبع تصویر، Getty Images
در عین حال، سالهای اخیر برای بیرانوند فقط با موفقیتهای ورزشی تعریف نشدهاند. او مانند بسیاری از بازیکنان نسل فعلی تیم ملی در معرض قضاوتهای متفاوت قرار گرفت و انتقال جنجالیاش از پرسپولیس به تراکتور نیز ماهها یکی از موضوعات اصلی فوتبال ایران بود.
به همین دلیل، بازی در جام جهانی ۲۰۲۶ و نمایش مقابل بلژیک صرفا یک مسابقه دیگر در کارنامه او نبود. این مسابقه بار دیگر نام فوتبالیستی را در مرکز توجه قرار داد که نزدیک به دو دهه است در مهمترین مقاطع فوتبال ایران حضور داشته است.
دوران حرفهای بیرانوند با برخی از مهمترین تحولات فوتبال ایران در دو دهه اخیر همزمان بوده است؛ از صعودهای متوالی تیم ملی به جام جهانی و موفقیتهای پرسپولیس گرفته تا جام جهانی ۲۰۱۸، تحولات پس از اعتراضات ۱۴۰۱ و مناقشههای بزرگ فوتبال باشگاهی ایران.
به همین دلیل، روایت زندگی حرفهای او تنها زندگینامه یک فوتبالیست نیست. این روایت در عین حال بخشی از تاریخ فوتبال ایران در سالهایی است که موفقیتهای ورزشی، مسائل اجتماعی و رقابتهای باشگاهی بیش از هر زمان دیگری در هم تنیده شدند.

































