در مدارس جنجالی چین برای نوجوانان «سرکش» چه میگذرد؟

- نویسنده, منگچن ژانگ، جک لائو و انکور شاه
- شغل, واحد جهانی چین بیبیسی و گروه تحقیقات آی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۱۳ دقیقه
هشدار: این گزارش درباره آزار جسمی و جنسی و خودکشی است
قلب بائوبائو هنوز هم وقتی بوی خاک پس از باران صبحگاهی را حس میکند، به تندی میتپد.
این بو او را به روزهای نخست آموزشهای نظامی در پشت درهای قفلشده مدرسه بازمیگرداند؛ و به ترس همیشگی که بر تمام روزهایش در مدرسه آموزش لیژنگ سایه انداخته بود.
او در چهارده سالگی، به مدت شش ماه، تقریبا از ساختمان قرمز و سفیدی در روستایی دورافتاده در چین بیرون نرفت؛ ساختمانی که مربیانش مدعی «اصلاح» نوجوانانی بودند که خانوادههایشان آنها را «سرکش» یا «مسئلهدار» میدانستند.
به گفته بائوبائو، دانشآموزانی که سرپیچی میکردند آنقدر شدید کتک میخوردند که تا چند روز نمیتوانستند به پشت بخوابند یا بنشینند.
بائوبائو که اکنون ۱۹ ساله است و از بیم تلافیجویی از نامی مستعار استفاده میکند، میگوید: «تکتک لحظات عذابآور بود.
او میگوید به خودکشی فکر کرده بود و دانشآموزان دیگری را میشناسد که دست به خودکشی زدهاند.
«تجاوز و ضربوجرح»
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
بیبیسی از اتهامهای متعدد بدرفتاری جسمی در این مدرسه و دیگر مدارس وابسته به همان شبکه پرده برداشته و همچنین مواردی از ربایش نوجوانان و انتقال اجباری آنها به این مراکز را فاش کرده است.
تنبیه بدنی دهههاست که در چین ممنوع شده، اما ما روایتهای ۲۳ دانشآموز سابق را گردآوری کردهایم که میگویند کتک خورده یا وادار به انجام تمرینهای بدنی طاقتفرسا شدهاند. یکی از آنها میگوید به او تجاوز شده و دو نفر دیگر، از جمله بائوبائو، میگویند از سوی مربیان مورد تعرض یا آزار جنسی قرار گرفتهاند.
تصاویر ضبطشده مخفیانه نشان میدهد کارکنان این شبکه با جا زدن خود بهعنوان مقامهای رسمی، نوجوانان را به اجبار به این موسسات منتقل کردند.
سیزده دانشآموز میگویند با رضایت والدینشان، کارکنانی که خود را پلیس یا مقامهای رسمی جا زده بودند، آنها را ربودند.
این روایتها که حاصل مصاحبههای بیبیسی، اظهارات گردآوریشده توسط فعالان، گزارشهای پلیس و رسانههای دولتی است، به پنج مدرسه مربوط میشود. این مدارس بخشی از شبکهای متشکل از دستکم ۱۰ مدرسه هستند که همگی یا توسط یک کهنهسرباز نظامی به نام لی ژنگ اداره میشوند یا ارتباط نزدیکی با او دارند.

این مراکز بخشی از صنعتی رو به رشد هستند که به والدین نگران وعده میدهد انضباط به سبک نظامی میتواند دغدغههایی مانند نافرمانی جوانان، اعتیاد به اینترنت، روابط عاطفی در سنین نوجوانی، افسردگی و نیز مسائل مربوط به هویت جنسیتی و جنسی را برطرف کند. برخی والدین حتی افراد بالای ۱۸ سال را، که از نظر قانونی بزرگسال محسوب میشوند، به این مراکز میفرستند.
در سالهای اخیر، مجموعهای از اتهامهای مربوط به بدرفتاری در مدارس لی ژنگ و دیگر مدارس مشابه، به تیتر خبرها در چین تبدیل شده است.
در شماری از موارد، بازداشتهایی انجام شده یا موسساتی تعطیل شدهاند، اما بهدلیل دشواری نظارت بر این حوزه، مدارس اغلب بهسرعت با نامهای جدید یا در مکانهایی دیگر دوباره شروع به فعالیت میکنند. بیبیسی دریافته است که آقای لی اوایل امسال بازداشت شد، اما بررسیها نشان میدهند همکاران او بهتازگی مدرسهای جدید راهاندازی کردهاند.
شرکتها و افرادی که در این شبکه دخیل هستند یا در دسترس نبودند یا از اظهارنظر خودداری کردند. سفارت چین در بریتانیا به بیبیسی گفته است همه موسسات آموزشی موظف به رعایت مقررات هستند.
«بازرسی بدنی» بسیار توهینآمیز
بائوبائو میگوید وقتی از حضور در کلاسها خودداری کرد و غیبتهایش از مدرسه شروع شد، مادرش او را به مدرسه آموزش لیژنگ در استان هونان برد؛ اقدامی که به مشاجرههای جدیدی انجامید و رابطه از پیش متلاطم آنها را بدتر کرد.
او میگوید مادرش زمانی که هنوز داشتند مدرسه را به او نشان میدادند، آنجا را ترک کرد و همان موقع فهمید اجازه خروج ندارد: «گفتند اگر خوب رفتار کنم، شاید بتوانم بیرون بروم.»
بائوبائو میگوید در ابتدا تلاش کرد با مشت و لگد با مربیان مقابله کند، اما وقتی آنها با بند کفش خودش دست و پایش را بستند، تسلیم شد. او میگوید بعدتر بازرسی بدنی شد، بازرسی بدنی که آن را تعرض جنسی توصیف میکند: «برایم بهشدت توهینآمیز بود… او تمام نقاط حساس بدنم را لمس کرد.»
او میگوید مادرش برای شش ماه حضور او در این موسسه حدود ۴۰ هزار یوان (۵۷۰۰ دلار) پرداخت کرد، اما هیچ آموزش درسی یا آکادمیکی به او داده نشد. به گفته او، تنها شمار کمی از مدارس انضباطی چنین آموزشهایی ارائه میدهند و همانها هم برای چنین آموزشهایی هزینه جداگانه دریافت میکنند.
این مدرسه همچنان فعال است و اکنون با نام «آموزش کیفی نوجوانان» فعالیت میکند و حدود ۳۰۰ دانشآموز در بازه سنی ۸ تا ۱۸ سال دارد.
اوایل امسال، تصاویر مخفیانهای در این محل توسط زنی ضبط شد که خود را مادری معرفی میکرد که قصد داشت پسر پانزده سالهاش را (که وجود نداشت) ثبتنام کند. او گفته بود پسرش سیگار میکشد، وارد رابطه عاطفی شده و با خودروی او رانندگی میکند.

به او درهای قفلشده در راهپلهها، نردههای فلزی در امتداد راهروهای روباز و دوربینهای مداربستهای نشان داده شد که خوابگاههایی را زیر نظر دارند که کودکان در آنها استراحت میکنند، لباس عوض میکنند و دوش میگیرند.
یکی از کارکنان به او گفت بهبود رفتار نوجوان دستکم شش ماه زمان میبرد، اما تحت یک «ضمانت سه ساله» اگر او به رفتارهای قبلیاش بازگردد، میتواند با پرداخت فقط هزینه غذا و اقامت دوباره او را به مدرسه بفرستد.
به او گفته شد نباید درباره مدرسه جدید به پسرش چیزی بگوید. یکی از کارکنان گفت: «وقتی برای بردن بچهها هماهنگ میکنیم، یک دروغ مصلحتی میگوییم.»
او توضیح داد مربیانی که خود را ماموران «نهاد ناظر اینترنت» جا میزنند، میگویند برای کمک به یک تحقیق به او نیاز دارند و سپس او را به مرکز میبرند. او افزود: «اگر این روش جواب ندهد، چند مربی بهسادگی دستوپایش را میگیرند و به داخل خودرو میبرند.»
به گفته دانشآموز سابق دیگری به نام ژانگ انشو که اکنون ۲۰ ساله است، زمانی که او را به مدرسهای دیگر در همین شبکه بردند، تجربهای مشابه داشته است.
او که آن زمان ۱۹ ساله بود، به دلیل نپذیرفتن هویت ترنس از سوی والدینش و تصمیمش برای زندگی بهعنوان یک زن، در حالی که جنسیتش هنگام تولد مرد ثبت شده بود، خانه را ترک کرده بود. او میگوید برای دیداری خانوادگی و رفتن بر سر مزار مادربزرگش بازگشته بود که سه مرد، که مدعی بودند پلیس هستند، ظاهر شدند و گفتند مشخصات او در یک پرونده کلاهبرداری استفاده شده است.
او میگوید: «به زور مرا داخل خودرو کشیدند. پدر و مادرم ایستاده بودند و میدیدند که مرا میبرند.»

او به مدرسه «آموزش رشد روانی نوجوانان شنگبو» در استان هونان منتقل شد و به گفته خودش در آنجا کتک خورد و در نتیجه شنوایی یک گوشش را از دست داد و بعدتر به او تجاوز شد.
در تصاویر مخفیانهای که از مدرسهای که بائوبائو در آن تحصیل میکرد ضبط شده، یکی از کارکنان هرگونه کتکزدن را انکار میکند و میگوید: «ما رفتار نوجوانان را با آموزش به سبک نظامی و مشاوره تغییر میدهیم.»
اما بائوبائو و انشو تجربهای کاملا متفاوت را توصیف میکنند.
بائوبائو میگوید: «تنبیه بدنی همیشه وجود دارد. اگر حرکات رقص یا تمرینهای بوکس نظامی دقیق نباشد یا بد اجرا شود، تنبیه میشوی.»
او میگوید مربیان از لوله استفاده میکردند، آن را بالای سر میبردند و سپس «با تمام قوا» بر بدن همکلاسیهایش فرود میآوردند. «جایی که ضربه میخورد سیاه میشد. بهشدت کبود میشد.»
ویدیوهایی که در یکی دیگر از مدارس لیژنگ ضبط شدهاند و بیبیسی آنها را به دست آورده و صحتشان را تایید کرده است، نشان میدهند مربیان میلهای را بالا میبرند و به دستهای دانشآموزان میکوبند.
انشو میگوید دانشآموزان مجبور بودند «حجم بسیار سنگینی» از تمرینهای بدنی را انجام دهند. او گفت تعداد دفعات انجام تمرینهایی مانند شنا گاهی به هزار بار میرسید.
او همچنین میگوید یکی از مربیان شیفت شب در خوابگاه به او حمله کرده است: «موهایم را گرفت و مرا روی زمین کشید، بعد به من تعرض جنسی کرد.»

بائوبائو میگوید به فکر خودکشی افتاده بود، اما متوجه شده بود که در ساعتی که طول میکشد تا جان بدهد، حتما او را پیدا خواهند کرد.
او میگوید یکی از همکلاسیهایش واقعا اقدام به خودکشی کرده بود، اما مربیان بهجای انتقال او به بیمارستان، خودشان تلاش کردند معدهاش را شستوشو دهند.
بائوبائو و انشو هر دو از جلسات مشاورهای میگویند که در آنها درک و همدلی چندانی وجود نداشت.
جلسات مشاوره انشو برای والدینش فیلمبرداری میشد؛ والدینی که به گفته او برای شش ماه ۶۵۸۰۰ یوان (۹۳۰۰ دلار) پرداخت کرده بودند. او میگوید در این جلسات مدام به او میگفتند: «یک پسر شاد، سالم و مثبت باش، باشه؟ تو پسری، کارهایی را بکن که پسرها میکنند … فقط شاد باش.»
بائوبائو میگوید وقتی به مشاور گفت که میخواهد به زندگیاش پایان دهد، پاسخ شنید: «اگر قرار بود بمیری، الان اینجا جلوی من نشسته نبودی.»
او میپرسد: «آیا یک آدم دلسوز چنین حرفی میزند؟ اصلا اینها انسان هستند؟»

برای هر دو دانشآموز این سوال مطرح بود که والدینشان چگونه توانستهاند تصمیم بگیرند آنها را در معرض چنین تجربهای قرار دهند.
مادر انشو در حالی که گریه میکرد به بیبیسی گفت خانوادهاش با وعدههای مدرسه «فریب خورده» است: «نه تنها از مردم کلاهبرداری کردید و پولشان را گرفتید، بلکه خانوادههایشان را هم از هم پاشیدید و باعث نابود شدن روابطشان شدید.»
به گفته دکتر ییچن رائو، انسانشناس دانشگاه اوترخت در هلند، فشار اجتماعی برای داشتن فرزندانی با موفقیت تحصیلی بالا نقش مهمی در تصمیم والدین، بهویژه در میان خانوادههای طبقه متوسط شهری، برای فرستادن فرزندانشان به مدارس انضباطی ایفا میکند.
او که درباره مراکز مربوط به اعتیاد اینترنتی جوانان در چین مطالعه کرده است، میگوید کمبود حمایت در نظام آموزشی، اضطراب و تنشهای خانوادگی میتواند دست به دست هم بدهد و والدین را به جایی برساند که «احساس کنند هیچ انتخاب دیگری ندارند».
مادر بائوبائو از اظهارنظر خودداری کرد. دخترش میگوید اکنون میتواند «هر دو طرف را درک کند»: «فکر میکنم او تحت تاثیر تبلیغاتی قرار گرفته بود که برای خوب جلوه دادن این مدرسه و راضی کردن والدین به فرستادن فرزندانشان به آن استفاده میشد. او بهشدت میخواست من مطیعتر شوم … دختری که همیشه آرزویش را داشت.»
او میگوید که توانست با وانمود کردن به داشتن مشکل چشم و بینایی از آنجا خارج شود و تعریف میکند مادرش فقط گفت «بیا این موضوع را فراموش کنیم»؛ جملهای که او را خشمگین و سردرگم کرد.
نامههای خبرساز
رنج انشو پس از یک ماه پایان یافت. دوستانش متوجه ناپدید شدن او شدند و با پلیس تماس گرفتند. پلیس پس از یافتن محل او، ویدیویی از حضورش در مدرسه منتشر کرد. دوستش، وانگ یوهانگ، با پرسوجو در گروههای آنلاین درباره یونیفرم سبزی که انشو به تن داشت، موفق شد مدرسه را شناسایی کند.
انشو تجربههایش را در نامههایی ثبت میکرد که آنها را بهطور مخفیانه از مدرسه بیرون میفرستاد و بعد در اینترنت منتشر شدند. این نامهها بهسرعت در فضای مجازی دستبهدست شدند و با افزایش فشار افکار عمومی، پلیس مداخله کرد و به او اجازه خروج داده شد.
دوازده روز بعد، مسئولان اعلام کردند مدرسه شنگبو تعطیل میشود، اما هیچ اشارهای به آزارهایی که انشو مطرح کرده بود نکردند و تنها گفتند این مدرسه مقررات اداری را نقض کرده است.
او میگوید پلیس بعدها به او اطلاع داده که لی ژنگ به اتهام مشارکت در جرایم سازمانیافته بازداشت شده است. پلیس به درخواستهای بیبیسی برای دریافت اطلاعات درباره پرونده انشو و آقای لی پاسخی نداده و اداره محلی آموزشوپرورش نیز واکنشی نشان نداده است.

منبع تصویر، Secret filming
آقای لی حضور پررنگی در عرصه عمومی ندارد. بررسیهای بیبیسی نشان میدهد شبکه او از طریق مجموعهای پیچیده از شرکتها که به نام خودش یا نزدیکانش ثبت شدهاند، مدارس انضباطی را در چهار استان اداره میکند.
او نخستین مرکز خود را در سال ۲۰۰۶ تاسیس کرد و در دورههای مختلف مالکیت چهار شرکت آموزشی متفاوت را در اختیار داشته است.
وبسایت یکی از سازمانهای وابسته به او میگوید او فارغالتحصیل یک آکادمی نیروی هوایی چین در جنوب این کشور است و از سال ۲۰۰۷ بهعنوان «مدیر آموزش» و «مشاور ارشد روانشناسی» در چندین مدرسه فعالیت داشته است.
او یک بار در تلویزیون محلی استان هونان درباره پرورش جوانان با «عشق و صبوری» صحبت کرده بود.
مقامهای چینی پیشتر نیز در پی اتهامهایی درباره مدارس این شبکه مداخله کرده بودند.
در سال ۲۰۱۹، یکی از مربیان در مدرسهای دیگر از مجموعه لی ژنگ پس از مطرح شدن اتهام کتک زدن دانشآموزان با لوله آب، بهدست پلیس بازداشت شد.
همچنین بنا بر گزارش رسانههای چینی، پس از خودکشی یک دانشآموز در سال ۲۰۲۰، به مدرسهای که بائوبائو در آن تحصیل میکرد دستور داده شد پذیرش دانشآموزان جدید را متوقف کند. بائوبائو که آن زمان در مدرسه حضور داشت، میگوید با وجود این دستور، مدرسه به فعالیت خود ادامه داد و اندکی بعد نامش را تغییر داد.
مو ژو، داوطلبی ساکن استرالیا که در مستندسازی اتهامهای آزار نقش دارد، میگوید: «هر وقت اعتراض عمومی بالا میگیرد، او [لی ژنگ] نام مدرسه را عوض میکند یا نماینده قانونی را تغییر میدهد.» او همچنین میگوید برای دور زدن بازرسیها، دانشآموزان را بین مراکز مختلف جابهجا میکنند.
«سودهای کلان»
دو نفر که بهصورت مخفیانه مشغول تحقیق بودند، بهتازگی از مرکزی بازدید کردهاند که ممکن است تازهترین افزوده به شبکه لیژنگ باشد.
این افراد با جا زدن خود بهعنوان سرمایهگذاران حوزه آموزش در هنگکنگ، جلسهای با سه نفر از کارکنان سابق مدارس لی ژنگ ترتیب دادند؛ افرادی که اکنون مدرسهای جدید در استان فوجیان راهاندازی کردهاند.
لی یونفنگ، مدیر بخش مشاوره مدرسه جدید، به آنها گفت: «سود این حوزه بسیار بالاست.» او توضیح داد این مدل کسبوکار چگونه میتواند در هنگکنگ اجرا شود و پیشنهاد داد شهریه سالانه هر دانشآموز دستکم ۲۵ هزار دلار باشد.
او از گفتن نام رئیسشان خودداری کرد، اما گفت که او «یک کهنهسرباز» است.
اما لی یونفنگ تلاش کرد خود را از آن شبکه جدا نشان دهد و به دو تحقیق کننده مخفی گفت: «چند اتفاق رخ داد. والدین شکایت کردند. آن گروه … اگرچه هنوز رسما منحل نشده، اما در آستانه فروپاشی است. به همین دلیل من کنار کشیدم.»

منبع تصویر، Secret filming
بیبیسی با وجود تلاشهای متعدد، نتوانست برای دریافت توضیح با لی ژنگ، لی یونفنگ و دیگر مدارس و شرکتهای مرتبط با لی ژنگ و نزدیکانش تماس برقرار کند.
کارمندی که راهنمای بازدید از مدرسه «آموزش کیفی نوجوانان» بود، از اظهارنظر خودداری کرد.
به گفته یک وکیل چینی آشنا با پروندههای قضایی علیه اینگونه مراکز که نخواست نامش فاش شود، نظارت بر مراکز انضباطی کار سادهای نیست. چون برخی از آنها اصلا بهعنوان مدرسه ثبت نشدهاند و مسئولیت نظارت میان نهادهای آموزش محلی، امور مدنی و نهادهای ناظر بر بازار تقسیم شده است.
دکتر رائو میگوید در نبود نظارت متمرکز بر مدارس انضباطی، مسئولیت رسیدگی عملا بر عهده دولتهای محلی قرار میگیرد.
او این حوزه را «فعالیتی سایهوار و پشتپردهای که دولت صرفا آن را تحمل میکند» توصیف میکند و میافزاید ممکن است دولت نخواهد با تدوین مقررات یا دستورالعملها به آن مشروعیت ببخشد.
با این حال، او اضافه میکند که این مدارس یک «طیف» را تشکیل میدهند. به این معنا که برخی از آنها رواندرمانی برای دانشآموزان و آموزش برای والدین در نظر میگیرند یا با کارکنانی که تنبیه بدنی اعمال میکنند برخورد انضباطی میشود.
سفارت چین در لندن اعلام کرد دولت «اهمیت زیادی برای فعالیت قانونی موسسات آموزشی و حفاظت از افراد زیر سن قانونی قائل است» و افزود همه موسسات آموزشی «ملزم به رعایت قوانین و مقررات مربوطه هستند».
«بهشدت غمانگیز»
انشو و دوستش وانگ خواستار تعطیلی همه مدارس انضباطی هستند. آنها برای گردآوری شواهد ویدیویی از آزار و ربایش تلاش میکنند و معتقدند این کار برای واداشتن پلیس به آغاز تحقیقات ضروری است. شواهدی که گاهی آنها را بهصورت آنلاین منتشر میکنند.
وانگ اغلب از سوی دانشآموزان درخواست کمک دریافت میکند. او هم در هماهنگی تلاش برای فرار کمک میکند و هم با وارد کردن فشار بر مدارس، برای گرفتن اجازه خروج دانشآموزان اقدام میکند.
بائوبائو میگوید بعد از آن تجربه دیگر هرگز به مدرسه برای تحصیل بازنگشت و همین موضوع او را «عمیقا اندوهگین» کرده است. او حالا از راه استریم آنلاین و بازیهای رایانهای زندگیاش را میگذراند، اما باور دارد اگر به مدرسه آموزش کیفی لیژنگ فرستاده نشده بود، ممکن بود مسیر زندگیاش کاملا متفاوت باشد و حتی به دانشگاه راه پیدا کند.
او میگوید: «فعالیت این مدارس عملا کلاهبرداری است.»
بائوبائو میگوید: «نگرش آموزشی حاکم بر این مدارس بر چرخه خشونت استوار است؛ خود این ایده از اساس ایراد دارد»، و اضافه میکند که این مراکز «اصلا نباید وجود داشته باشند».
اگر دچار پریشانی یا ناامیدی هستید و به حمایت نیاز دارید، میتوانید با یک متخصص حوزه سلامت یا یکی از سازمانهای حمایتی تماس بگیرید






























