چرا قطع مصاحبه قالیباف جنجالی شد و چه ربطی به مذاکره با آمریکا دارد؟

منبع تصویر، IRTV
- نویسنده, مسعود آذر
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
شب سهشنبه ۹ تیر ۱۴۰۵، وقتی سخنان محمدباقر قالیباف، مذاکره کننده ارشد ایران و رئیس مجلس این کشور از تلویزیون دولتی قطع شد، این اتفاق در رسانهها و محافل سیاسی با واکنشهای گستردهای روبهرو شد و برخی ناظران آن را نشانه تشدید اختلافها بر سر مذاکره با آمریکا دانستند.
آقای قالیباف، رئیس مجلس ایران برای تشریح ابعاد تفاهمنامه اسلامآباد میان دو کشور ایران و آمریکا و پاسخ به سوالات وابهامها در مقابل دوربین حاضر شد.
این مصاحبه از پیش ضبط شده بود. آقای قالیباف در بخشی از آن درباره توافق سال ۱۴۰۲ برای استفاده از مطالبات بلوکهشده ایران در کره جنوبی، از طریق بانکهای قطر، صحبت میکرد و با انتقاد از دولت پیشین میگفت که نتوانسته از شش میلیارد دلار دارایی آزادشده ایران استفاده کند. او در حال توضیح این نکته بود که این توافق صرفاً برای واردات «کالاهای اساسی و بشردوستانه» مانند غذا و دارو بوده که پخش برنامه ناگهان قطع شد.
بعضی از رسانههای ایران تلویزیون حکومتی ایران را متهم کردند که یک بخش ۲۰ دقیقهای از این برنامه را بهطور کامل سانسور کرده و بخش ۵۵ ثانیهای دیگری را نیز حذف کرده است.
او در این بخش ۵۵ ثانیهای تایید میکند که در سالهای اخیر، ایران عملا نفت خود را در ازای امکان واردات کالاهای اساسی و بشردوستانه، مانند غذا و دارو، فروخته است؛ وضعیتی که از آن با عنوان «نفت در برابر غذا» یاد میشود.
قطع مصاحبه رئیس هیات مذاکره کننده ایران با واکنش گسترده رسانههای داخلی و شبکههای اجتماعی روبرو شد.
مجتبی زارعی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، در یادداشتی قطع سخنان آقای قالیباف را به یک «باند خودسر و خرابکار» مرتبط دانست.
امیر ابراهیم رسولی، مشاور سیاسی رئیس مجلس، با انتقاد شدید از عملکرد صداوسیما در قطع یک مصاحبه ضبط شده، این اتفاق را «افتضاح مدیریتی» و نشانه «ناکارآمدی و نابلدی» توصیف کرد.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
منتقدان تلویزیون دولتی ایران براین نکته تاکید دارند که مدیران این رسانه با گروههای تندور نزدیکی فکری دارند و بیشتر صدای این افراد و گروهها را بازتاب میدهند.
یک روز پس از این رویداد، صدا و سیمای ایران اعلام کرد که فایل مصاحبه «مشکل داشت» و دلیل قطع آن مشکلات فنی بوده است و مصاحبه را به شکل کامل بازپخش کرد.
مرکز رسانه مجلس در اطلاعیهای تاکید کرد که این مصاحبه ۲ ساعت قبل از پخش تحویل داده شده و بخشهایی که از مصاحبه حذف شده است، شامل موضوعات مربوط به «ادعای کذب بازرسی آژانس از سایتهای هستهای ایران، جزئیات پیگیری آزادسازی اموال بلوکه شده و اعتبار ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی» بوده است.
در هفتههای اخیر بسیاری در تریبونهای مختلف، از جمله در تلویزیون ایران سرسختانه علیه مذاکرات و تفاهم انجام شده صحبت کردند. محمدباقر قالیباف در این مصاحبه با اشاره به آنها و مخالفان مذاکره با آمریکا گفت: « کسانی هستند که نه در دیپلماسی به کشور کمک میکنند و نه در جنگ؛ اما من ایستادهام تا هم بجنگم و هم دیپلماسی را انجام دهم. بیشتر از این آزار ندهید و حرفهای ترامپ را هم غرغره نکنید و اجازه دهید مردم آرامش داشته باشند».
آقای قالیباف همینطور تفاهمنامه اسلام آباد را «سند شکست آمریکا» دانست و از آن دفاع کرد.
در روزهای گذشته دونالد ترامپ گفته بود که ایران اجازه بازرسیهای گسترده از تاسیسات هستهای را داده و پول ایران صرف خرید ذرت، سویا و گندم از کشاورزان آمریکایی میشود. این سخنان خشم محافظهکاران و سیل انتقادات علیه مذاکرهکنندگان را به دنبال داشت. محمدباقر قالیباف سخنان رئیس جمهور آمریکا را «دروغپردازی» خواند.

منبع تصویر، Getty Images
از تفاهم اسلامآباد تا تشدید اختلافها
اختلاف میان موافقان و مخالفان مذاکره با آمریکا تازگی ندارد و در زمان حیات علی خامنهای، همزمان با توافق هستهای ایران و قدرتهای جهانی در سال ۱۳۹۴ هم شماری از نمایندگان مجلس ایران متن این توافق را در صحن علنی مجلس آتش زدند.
پس از کشته شدن علی خامنهای، پایان جنگ ۴۰ روزه، برقراری آتشبس میان ایران و آمریکا و آغاز مذاکرات دو کشور در اسلامآباد، دور تازهای از اختلافها بر سر مذاکره با آمریکا آغاز شد.
تا قبل از انتشار رسمی مفاد ۱۴ مادهای تفاهمنامه و انتشار جزئیات آن، انتقادها بیشتر در محافل سیاسی و رسانهای مطرح میشد. اما با انتشار بخشهایی از مفاد توافق، مخالفتها رنگ و بوی علنیتری به خود گرفت و به یکی از مهمترین موضوعات سیاست داخلی ایران تبدیل شد.
در صف مخالفان، چهرههای نزدیک به جریانهای محافظهکار و بهطور مشخص اعضای جبهه پایداری مجلس قرار داشتند. در فضای سیاسی ایران، این نمایندگان با عنوان «نمایندگان تندرو» یا «سوپر انقلابی» شناخته میشوند و از ۲۹۰ کرسی مجلس ایران، حدود ۵۰ کرسی در اختیار این گروه است.
نمایندگان تندرو معتقدند که تیم مذاکرهکننده در برابر آمریکا امتیازهای زیادی داده و دستاوردهای توافق با هزینههای آن بخصوص کشته شدن علی خامنهای تناسب ندارد. از همان زمان، سخنرانیها، مصاحبهها و بیانیههای انتقادی علیه مذاکرات افزایش یافت و مخالفان تلاش کردند مشروعیت سیاسی این روند را زیر سوال ببرند.
در همین فضا بود که در ۲۸ خرداد، نامهای منسوب به مجتبی خامنهای، رهبر جدید جمهوری اسلامی ایران، در رسانهها و شبکههای اجتماعی منتشر شد. در این نامه آمده بود که برای تفاهم با آمریکا «علیالاصول نظر دیگری داشتم» اما با توجه به اینکه تصمیمگیری و توافق انجام شده است، «منتظر تحقق شروط میمانیم».
همین چند جمله مجتبی خامنهای به یکی از مهمترین محورهای مناقشه میان موافقان و مخالفان مذاکره تبدیل شد.
مخالفان مذاکرات بر بخش «نظر دیگری داشتم» متمرکز شدند و آن را به نشانه نارضایتی رهبر از روند مذاکرات تعبیر کردند و استدلال میکردند که مذاکرهکنندگان برخلاف دیدگاه مورد نظر رهبر جمهوری اسلامی حرکت کردهاند و خط قرمزها را شکستهاند.
واکنش مجتبی خامنهای به تفاهم با آمریکا به نوعی ادامه همان نگاه پدرش، علی خامنهای تلقی میشود.علی خامنهای بارها گفته بود به مذاکره با آمریکا «خوش بین نیستم» یا «مذاکره با آمریکا جواب نمیدهد» ولی اجازه داده بود که مذاکره در موارد مشخصی مانند رفع تحریمها صورت بگیرد.
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مستقیما زیر نظر رهبر تعیین میشود و وزارت خارجه مجری سیاستهای ابلاغی اوست. با این حال، در شرایطی که اطلاع دقیقی از وضعیت رهبر جدید جمهوری اسلامی در دست نیست و او تاکنون در ملا عام ظاهر نشده، مشخص نیست که آیا این سیاستها از سوی او تعیین و ابلاغ شدهاند یا از سوی نهادهای دیگر قدرت پیگیری میشوند.
اوج تنش میان مخالفان مذاکرات و نهادهای درگیر در آن، زمانی بود که محمود نبویان، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس و از چهرههای شناختهشده جریان پایداری، در یک برنامه تلویزیونی حاضر شد و درباره مکاتبات و بحثهای انجامشده میان نهادهای تصمیمگیر سخن گفت. او در این برنامه به برخی جزئیات نامهنگاریهای محرمانه میان مجتبی خامنهای و شورای عالی امنیت ملی اشاره کرد.
در میانه برنامه، مجری بارها تلاش کرد صحبتهای او را متوقف یا به مسیر دیگری هدایت کند. ساعاتی بعد از سخنان آقای نبویان، این اظهارات به یک جنجال سیاسی و رسانهای تبدیل شد. گزارشها از نارضایتی مقامهای مسئول، نسبت به انتشار این مطالب حکایت داشت.
در ادامه، رئیس شبکه سه تلویزیون ایران از سمت خود کنارهگیری کرد و سازمان صداوسیما نیز در اطلاعیهای کمسابقه اعلام کرد که اظهارات مطرحشده در این برنامه را از طریق مراجع قضایی پیگیری خواهد کرد. این واکنش نشان میداد که اختلاف بر سر مذاکرات از یک مناقشه سیاسی فراتر رفته و به درون نهادهای حاکمیتی نیز کشیده شده است؛ جایی که هر دو طرف میکوشند خود را به موضع نهایی نظام نزدیکتر نشان دهند.
همین واکنشها این پرسش را پررنگتر کرد که در غیاب علی خامنهای، مرجع نهایی تصمیمگیری در سیاست خارجی ایران کیست و توازن قوا میان نهادها و جریانهای سیاسی در جمهوری اسلامی چگونه بازتعریف شده است.

منبع تصویر، IRNA
موافقان مذاکره با آمریکا چه میگویند؟
در برابر انتقادها، مقامهای حکومت و حامیان مذاکرات تلاش کردند روایت دیگری ارائه دهند.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، صریحترین پاسخ را به مخالفان داد. او در چند سخنرانی تاکید کرد که اگر رهبر جمهوری اسلامی با مذاکرات مخالف بود، چنین مذاکراتی انجام نمیشد و دولت اجازه ادامه آن را پیدا نمیکرد.
به گفته او، سیاست خارجی و موضوعی به اهمیت مذاکره با آمریکا در جمهوری اسلامی خارج از چارچوب تصمیمگیری کل نظام حاکم امکان پیشبرد ندارد و دولت در این زمینه مستقل از ساختار کلان حاکمیت عمل نکرده است.
همزمان، محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور، جزئیات بیشتری از روند تصمیمگیری درباره مذاکرات منتشر کرد؛ روایتی که به نظر میرسید هدفش نشان دادن این بود که توافق برخلاف نظر رهبر جمهوری اسلامی انجام نشده است.
او گفت موضوع تفاهم ایران و آمریکا در شورای عالی امنیت ملی بررسی شده و در نهایت ۱۲ نفر از ۱۳ عضو حاضر به آن رای مثبت دادهاند. به گفته قائمپناه، پس از این جمعبندی، رهبر جمهوری اسلامی نیز اجازه لازم برای نهایی شدن تفاهم را صادر کرده است.
آقای قائمپناه تأکید کرد که این تصمیم نه تصمیم یک فرد بوده و نه تصمیم یک دولت، بلکه حاصل رأی اکثریت اعضای عالیترین نهاد امنیتی کشور است و در این شورا علاوه بر رئیسجمهور و رؤسای مجلس و قوه قضاییه، فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی نیز حضور دارند.
به اعتقاد قائمپناه، مخالفان فقط جمله «علیالاصول نظر دیگری داشتم» رهبر جمهمری اسلامی را برجسته کردهاند و سایر بخشهای پیام را نادیده گرفتهاند. او گفت وجود دیدگاههای متفاوت در جریان تصمیمگیری امری طبیعی است و این جمله به معنای مخالفت با تصمیم نهایی تلقی نمیشود.
معاون اجرایی رئیسجمهور حتی پا را فراتر گذاشت و گفت اگر قرار باشد تنها نظر اولیه رهبر جمهوری اسلامی بدون طی شدن روندهای کارشناسی و نهادی اجرا شود، دیگر فلسفه وجودی مجلس، شورای عالی امنیت ملی و سایر نهادهای تصمیمگیر زیر سؤال میرود.
این بخش از سخنان جعفر قائم پناه با انتقاد تند محافظهکاران روبرو شد چرا که به نظر میرسد آنها اختیارات رهبر را فراتر از نهادهای سیاسی و امنیتی میدانند و محدودیتی برای رهبر قائل نیستند.
در مقابل بعضی از چهرههای سیاسی موافق مذاکره با امریکا نیز به سخنان تندروها واکنش نشان دادند. مصطفی هاشمی طبا، فعال سیاسی اصلاح طلب در مصاحبهای گفته است: «تندروها فقط جنگ ویدئویی (پلی استیشن) بلدند، نه جنگ واقعی. اگر آنها از جنگ واقعی سر در میآوردند، اینگونه رفتار نمیکردند».
این چهره سیاسی گفته است: «پافشاری تندروها بر جنگ، به دلیل ناآگاهی و جهل نسبت به ابعاد و پیامدهای ویرانگر جنگ است».

منبع تصویر، Getty Images
سایه مراسم تشییع علی خامنهای برسر اختلافات داخلی
در شرایطی که اختلاف میان موافقان و مخالفان مذاکره با آمریکا به یکی از مهمترین موضوعات سیاسی ایران تبدیل شده، به نظر میرسد این مناقشه دستکم به صورت موقت تحت تأثیر رویداد دیگری قرار گرفته است.
بر اساس برنامه اعلام شده، مراسم تشییع علی خامنهای از ۱۳ تا ۱۸ تیر در شهرهای تهران، قم، نجف و کربلا برگزار خواهد شد و در نهایت پیکر او در مشهد به خاک سپرده میشود. بررسی رسانههای داخلی، روزنامهها، شبکههای اجتماعی و اظهارنظرهای مقامهای سیاسی نشان میدهد که تمرکز اصلی فضای عمومی کشور در حال حاضر بر این مراسم و پیامدهای آن قرار گرفته است.
در روزهای اخیر، حجم خبرها و تحلیلهای مربوط به تشییع و آینده سیاسی ایران پس از آن به اندازهای افزایش یافته که بحث تفاهم با آمریکا و اختلافات پیرامون آن تا حدی به حاشیه رانده شده است. بسیاری از چهرههای سیاسی نیز ترجیح دادهاند از تشدید تنشهای داخلی پرهیز کنند و مواضع خود را با احتیاط بیشتری بیان کنند.
با این حال، کاهش موقت تنشها به معنای پایان یافتن این اختلاف نیست. شکاف میان دو نگاه متفاوت درباره مذاکره با آمریکا همچنان پابرجاست و به نظر میرسد پس از پایان مراسم و فروکش کردن فضای احساسی کشور دوباره به یکی از موضوعات اصلی سیاست داخلی ایران تبدیل شود.
نشانههای این اختلاف حتی در روزهایی که توجه افکار عمومی معطوف به مراسم تشییع است نیز دیده میشود. روزنامه محافظهکار کیهان، که زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی ایران اداره میشود، در شماره ۱۱ تیر با تیتر «ایران در موضع قدرت است، پیام ضعف به دشمن ندهیم» بهطور تلویحی از سخنان اخیر رئیسجمهور و رئیس مجلس انتقاد کرد. این روزنامه، بدون نام بردن از آنها، از مقامهایی که درباره پیامدهای اقتصادی جنگ و مشکلات ناشی از محاصره دریایی سخن گفته و از این منظر مذاکره و تفاهم را ضروری دانسته بودند، انتقاد کرد.
این روزنامه نوشت مطرح کردن موضوعاتی مانند کمبود نقدینگی، خسارتهای ناشی از جنگ یا ناتوانی در فروش نفت در دوران محاصره دریایی، به دشمنان ایران پیام ضعف میدهد و میتواند موقعیت مذاکرهکنندگان ایرانی را تضعیف کند.
کیهان همچنین هشدار داد که بزرگنمایی مشکلات داخلی و تشدید خطکشیهای سیاسی میتواند به سود آمریکا و اسرائیل تمام شود.
مسعود پزشکیان در روزهای اخیر گفته بود که در ۵۰ روز محاصره دریایی، یک بشکه نفت نفروختیم.
در مقابل، برخی تحلیلگران معتقدند که تفاهم اخیر هرچند به معنای حل اختلافهای عمیق میان ایران و آمریکا نیست، اما دستکم از گسترش تنشها و تحمیل هزینههای بیشتر جلوگیری کرده است.
محسن جلیلوند، کارشناس روابط بینالملل، تفاهم ۶۰ روزه را بیشتر «زنگ استراحت» میان دو طرف توصیف میکند تا آغاز یک روند پایدار برای صلح. به گفته او، اختلافهای ایران و آمریکا آنقدر گسترده است که بعید به نظر میرسد با یک تفاهمنامه کوتاهمدت برطرف شود. با این حال، او معتقد است مهمترین دستاورد مذاکرات اخیر جلوگیری از خسارتهای بیشتر و فراهم شدن فرصتی برای کاهش تنشها بوده است.
در مجموع، آنچه امروز در ایران مشاهده میشود نه اجماع کامل در ساختار قدرت بر سر مذاکره با آمریکا است و نه مخالفت یکپارچه با آن. حاکمیت ایران همچنان میان دو نگاه متفاوت قرار دارد؛ گروهی که دیپلماسی را بهترین راه کاهش فشارهای اقتصادی و امنیتی میدانند و گروهی که هرگونه توافق با واشنگتن را با بدبینی دنبال میکنند.

































