از «پاسدار» تا «جانفدا»؛ چگونه جمهوری اسلامی زبان و نمادها را تغییر میدهد؟

منبع تصویر، JANFADAA.IR
- نویسنده, مسعود آذر
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه
در اوج جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، «سازمان هیاتها و تشکلهای دینی» ایران پویشی تحت عنوان «جانفدا» به راه انداخت و هدف از آن را «مقابله با تهدیدات دشمنان و نمایش انسجام ملی» خواند.
مسئولان جمهوری اسلامی میگویند پویش «جانفدا» تصویر «واقعی از ملت ایران» و «نمایش جمهوریت و تابآوری ملی» است، در مقابل مخالفان حکومت به آمار ۳۱ میلیون نفر «جانفدا» از سوی حکومت شک و تردید دارند و آن را یک «تصویر جعلی» و وسیلهای برای کسب مشروعیت از دسترفته، بهویژه پس از کشتار خونین معترضان دیماه ۱۴۰۴، میدانند. چرا پویش «جانفدا» برای حکومت مهم است و منتقدان چرا این پویش را جدی نمیگیرند؟
چند هفتهای است که مسئولان و رسانههای نزدیک به حکومت تبلیغات گستردهای روی پویش «جانفدا» به راه انداختهاند. مجتبی خامنهای شمار جانفدایان را «عددی شگفتانگیز» میداند. روسای قوای جمهوری اسلامی ایران هم از جانفدایان خواستهاند در حوزه معیشت و مدیریت مصرف انرژی کشور نیز کمک کنند و برای مشکلات کشور پویش «ایران همدل» نیز راهاندازی شود.
این پویش در شرایطی مطرح شده که جمهوری اسلامی ایران در چند سال اخیر با بحرانهای سیاسی و اقتصادی، اعتراضهای گسترده داخلی و دو جنگ اخیر روبرو بوده است و بیش از هر زمانی با مسالهای به نام مشروعیت و «همراهی ملت با نظام» دست و پنجه نرم میکند.
استفاده از واژه «جانفدا» از همین زاویه حامل معنا و کارکردی فراتر از یک نامگذاری ساده است. این واژه با تأکید بر فداکاری، ایثار و آمادگی برای ازخودگذشتگی، بخشی از سنت زبانی و ایدئولوژیکی جمهوری اسلامی را بازتولید میکند؛ سنتی که در دوران جنگ ایران و عراق و سالهای پس از آن با واژههایی مانند «بسیج» و «پاسدار» شکل گرفته بود. به نظر میرسد حکومت ایران از طریق چنین واژههایی میکوشد نه فقط حمایت سیاسی، بلکه نوعی پیوند عاطفی و هویتی میان حامیان خود و ساختار قدرت ایجاد کند.

منبع تصویر، Getty Images
نسبت «جانفدا» با جمهوری اسلامی ایران
واژه «جانفدا» مترادف با فدایی، جانباز و جاننثار است. جانفدا بیش از آنکه بار ایدئولوژیک داشته باشد، ریشه در ادبیات حماسی و فرهنگ میهنپرستانه ایرانیها دارد. این واژه یک صفت مرکب از ترکیب دو کلمه فارسی و عربی«جان» و «فداء» ساخته شده و بالاترین سطح تعهد و ازخودگذشتگی را نشان میدهد و گویای آن است که فرد حاضر است جان خود را برای سرزمین یا پیمانی بزرگتر از خودش قربانی کند.
از این رو «جانفدا» واژهای با بار عاطفی و حماسی بالاست و در حافظه تاریخی و فرهنگی ایرانیان، یادآور اساطیر، پهلوانی و وفاداری به میهن است. به عنوان مثال اگرچه کلمه جانفدا در اشعار ابوالقاسم فردوسی، حماسهسرای بزرگ ایران دیده نمیشود، اما مفهوم آن از بنیادیترین مضامین شاهنامه است.
فردوسی بارها از تعبیرهایی مانند «جان بر سر نهادن»، «سر دادن»، «سر باختن» و «جان باختن» (همه جان بر سر نام و ننگ نهیم) استفاده میکند؛ جایی که «سر» در زبان حماسی جانشین «جان» میشود و قهرمانان برای «نام، میهن و پیمان» از جان خود میگذرند. لذا شخصیتهایی مانند رستم، سیاوش و گردآفرید از همین منظر ارزشمندند زیرا آمادهاند جان خود را در راه ایران و وفاداری به پیمان فدا کنند.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
استفاده از واژه «جانفدا» تازگی ندارد و مخالفان حکومت از این کلمه برای معترضان کشته شده نیز استفاده میکردند. ولی در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی ایران، «جانفدا» معنایی فراتر از یک واژه حماسی دارد. حکومت ایران تلاش کرده است این واژه را در چارچوب زبان ایدئولوژیک خود بازتعریف کند؛ زبانی که به گفته یک پژوهشگر فلسفه سیاسی، از نخستین ابزارهای حکومتهای توتالیتر و نیمهتوتالیتر برای کنترل جامعه است.
آرش جودکی در گفتوگو با بیبیسی فارسی با اشاره به واژه «آلودگی زبان»، معتقد است حکومتهایی مانند جمهوری اسلامی «زبان را به خدمت خود میگیرند و در نتیجه، زبان دیگر نه ابزار بیان حقیقت، بلکه ابزاری برای بازتولید قدرت میشود.»
این پژوهشگر فلسفه با اشاره به تجربه حکومتهای توتالیتر قرن بیستم میگوید که در آلمان نازی نیز زبان به شکلی سازمانیافته دچار «آلودگی به ایدئولوژی» شد.
به گفته آقای جودکی، یک زبانشناس آلمانی به نام «ویکتور کلمپرر»، در کتابها و پژوهشهایش نشان داد که حکومت نازی چگونه واژهها را از معنای اصلیشان تهی میکرد و آنها را در خدمت ایدئولوژی قرار میداد. به باور این پژوهشگر، جمهوری اسلامی نیز در چهار دهه گذشته واژههایی مانند «بسیج» و «پاسدار» را دچار چنین تغییری کرده است و واژههایی که پیش از انقلاب دارای معانی عمومی و غیرایدئولوژیک بودند به مرور به بخشی از زبان رسمی قدرت تبدیل شدند.
آرش جودکی معتقد است «جانفدا» نیز در همین مسیر قرار گرفته است. به گفته او، حکومت ایران میکوشد با استفاده از این واژه، بار دیگر مفاهیمی مانند ایثار و وفاداری مطلق را بازسازی کند، اما این بار نه صرفا در قالب ایدئولوژی مذهبی، بلکه با تلفیقی از ملیگرایی، میهندوستی و زبان حماسی.
به نظر او، جمهوری اسلامی پس از فرسایش مشروعیت سیاسی و کاهش پایگاه اجتماعیاش، اکنون تلاش میکند با استفاده از واژههایی که ریشه در حافظه تاریخی ایرانیان دارند، نوعی همبستگی و مشروعیت تازه ایجاد کند.
این پژوهشگر همچنین بر تفاوت جمهوری اسلامی با حکومتهای توتالیتر کلاسیک مانند حکومت استالین تأکید میکند. به گفته او، رژیمهای توتالیتر مدرن، عمدتا «زبان اینجهانی» داشتند و در پی ساختن «انسان مدرن ایدئولوژیک» بودند، اما زبان جمهوری اسلامی ذاتاً «آنجهانی» و آمیخته با مرگاندیشی است. به همین دلیل، واژههایی مانند «شهید» و «شهادت» در این نظام جایگاه محوری پیدا کردهاند.
آقای جودکی معتقد است استفاده از «جانفدا» نیز ادامه همان سنت زبانی است، با این تفاوت که حکومت این بار میکوشد از ظرفیتهای حماسی و ملی این واژه نیز بهره ببرد تا دامنه تأثیرگذاری آن را فراتر از پایگاه سنتی و ایدئولوژیک خود گسترش دهد.
به نظر آرش جودکی، حکومت ایران در شرایط بحرانی، بیش از گذشته به زبان و نمادسازی نیاز پیدا میکند زیرا زبان ایدئولوژیک تنها ابزار تبلیغاتی نیست، بلکه وسیلهای برای تولید هویت، تعریف «ما» و «دیگران» و نمایش مشروعیت سیاسی است. از این منظر، پویش «جانفدا» را میتوان تلاشی برای بازسازی همان «زبان وفاداری» دانست؛ زبانی که جمهوری اسلامی در سالهای جنگ ایران و عراق توانست با استفاده از آن بخشی از جامعه را بسیج کند، اما اکنون در جامعهای متفاوت و چندپاره، با چالشهای تازهای روبهرو است.

منبع تصویر، IRNA
از پویش «جانفدا» چه میدانیم؟
نهادهای زیرمجموعه سازمان تبلیغات اسلامی متولی پویش «جانفدا برای ایران» هستند.
خبرگزاری دولتی ایرنا در گزارشی نوشته است که این پویش از اواسط فروردینماه از سوی «سازمان هیات و تشکلهای دینی» راهاندازی شد و هدف آن «مقابله با تهدیدات دشمنان و نمایش انسجام ملی» عنوان شده است؛ پویشی که به گفته برگزارکنندگانش «بر نقش مردم بهعنوان ستون اصلی امنیت ملی» تأکید دارد.
سایت «جانفدا برای ایران» نشان میدهد که تاکنون بیش از ۳۱ میلیون نفر در آن ثبتنام کردهاند. سخنگوی این پویش گفته است که حدود ۶۰ میلیون نفر از جمعیت ایران در سنین ۱۲ تا ۶۰ سال هستند. با این حساب و اگر این رقم درست باشد، «بیش از ۵۰ درصد واجدان شرایط» در این کارزار ثبتنام کردهاند.
ساسان زارع، معاون فرهنگی قرارگاه بقیةالله و از مدیران پیشین سازمان هنری «اوج» وابسته به سپاه پاسداران، ۱۲ اردیبهشتماه به خبرنگاران گفت که «۹۸ درصد ثبتنامکنندگان آمادگی فعالیت داوطلبانه و جهادی را اعلام کردهاند» و حدود ۶۰ درصد ثبتنامکنندگان را زنان تشکیل میدهند.
برای ثبتنام در پویش «جانفدا»، ارائه اطلاعات هویتی الزامی نیست. در وبسایت رسمی پویش، وارد کردن نام، نام خانوادگی و حتی محل سکونت «اختیاری» است و تنها با ثبت یک شماره تلفن میتوان عضو پویش شد. همچنین امکان ثبتنام از طریق ارسال عدد «۱» به یک شماره پیامکی نیز فراهم شده است.
در سایت پویش تأکید شده که یک نفر میتواند چندبار ثبتنام کند اما «هر شماره تنها یک بار محاسبه میشود». از سوی دیگر، برای ایرانیان خارج از کشور نیز وبسایتی جداگانه طراحی شده که در آن وارد کردن یک آدرس ایمیل کافی است و هیچ مشخصات دیگری از ثبتنام کننده نمیخواهد.
در روزهای گذشته، تبلیغ این پویش در وبسایت برخی سفارتخانههای جمهوری اسلامی، از جمله در بریتانیا و آلمان واکنشبرانگیز شد.
وزارت خارجه بریتانیا، با احضار علی موسوی، سفیر ایران در لندن در بیانیهای تأکید کرد که سفارت ایران «باید هرگونه ارتباطی را که ممکن است بهعنوان تشویق به خشونت در بریتانیا یا در سطح بینالمللی تعبیر شود، متوقف کند.»
آقای موسوی یک روز بعد از آن، در یک بیانیه تاکید کرد که به قوانین و مقررات بریتانیا احترام میگذارد و «تحت هیچ شرایطی رفتار غیرقانونی یا خشونتآمیز را تشویق نمیکند.»
در بیانیه سفارت ایران درباره کمپین جانفدا تاکید شده بود که «ابتکاری صرفا نمادین و فاقد هرگونه ماهیت عملیاتی است و به هیچ وجه مروج خشونت، خودآسیبی یا رفتار غیرقانونی در بریتانیا یا در سایر کشورها نیست.»
درباره جزئیات و کم و کیف جامعه آماری این کارزار اطلاعات شفافی منتشر نشده است. برای نمونه، مشخص نیست وقتی وارد کردن نام و مشخصات اختیاری است، چگونه برگزارکنندگان این پویش به این نتیجه رسیدهاند که ۶۰ درصد ثبتنامکنندگان زن هستند.
همزمان، شماری از کارشناسان حوزه داده و ریاضیات نسبت به صحت روند آماری پویش «جانفدا» تردیدهایی مطرح کردهاند.
علی شریفی زارچی، استاد دانشگاه و فعال در حوزه هوش مصنوعی و بیوانفورماتیک، که بیرون از ایران به سر میبرد، در تحلیلی در شبکههای اجتماعی گفته است که ادعاهای جمهوری اسلامی درباره ثبتنام بیش از ۳۰ میلیون نفر «یکی از بزرگترین نمونههای عددسازی در تاریخ کارزارهای عمومی» است.
آقای شریفی زارچی در توضیح به چند نکته اشاره میکند. نخست اینکه در روزهای ۹ و ۱۰ فروردین، پیامکی سراسری برای شهروندان داخل ایران ارسال شد و کاربران میتوانستند تنها با فرستادن عدد «۱» ظرف چند ثانیه ثبتنام کنند. همزمان نیز موج گستردهای از تبلیغات در شبکههای اجتماعی داخلی و رسانههای حکومتی شکل گرفت.
به گفته علی شریفی زارچی، در شرایطی که اینترنت با محدودیت و اختلال همراه بوده، انتظار میرفت چنین تبلیغات گستردهای باعث جهش ناگهانی در آمار ثبتنام شود، اما نمودارهای منتشرشده هیچ افزایش غیرعادی را نشان نمیدهند و روند رشد تقریباً مشابه روزهای بعد باقی مانده است.
به گفته او، مسئله دوم «رشد کاملا خطی» آمارها است. در اغلب کارزارها، پس از وایرالشدن یک موضوع در رسانهها و شبکههای اجتماعی، ثبتنامها ابتدا جهش شدیدی پیدا میکند و سپس بهتدریج با رسیدن به نقطه اشباع کاهش مییابد. او میگوید این الگو را میتوان هم در کارزارهای بزرگ داخل ایران مانند کارزار تعطیلی گشت ارشاد و هم در نمونههای بینالمللی مانند خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا مشاهده کرد. اما در پویش «جانفدا»، آمار ثبتنامها طی ۱۸ روز تقریباً بهصورت خطی و یکنواخت رشد کرده است؛ روندی که به گفته او با رفتار واقعی کاربران و الگوهای شناختهشده اجتماعی همخوانی ندارد.
آقای شریفی زارچی همچنین میگوید که روند افزایش آمارها حتی از رویدادهای مهم اجتماعی و سیاسی نیز تأثیر نگرفته است؛ برای مثال پایان تعطیلات نوروز یا اعلام آتشبس، تغییری در سرعت رشد آمار ایجاد نکرده است. به اعتقاد او، این موضوع نشان میدهد که روند اعلامشده، بیش از آنکه بازتاب رفتار واقعی مردم باشد، به یک روند از پیش تنظیمشده شباهت دارد.
در همین زمینه، یک استاد ریاضیات و فیزیک نیز در گفتوگو با بیبیسی فارسی با استفاده از مدلهای آماری و نظریه «رشد لجستیک» به بررسی روند ثبتنام در پویش «جانفدا» پرداخته است. او توضیح میدهد که در هر جامعهای با جمعیت محدود، رشد تعداد اعضا یا مشترکان یک شرکت، شبکه اجتماعی یا کارزار عمومی معمولا از الگوی «رشد لجستیک» پیروی میکند. در این مدل، رشد ابتدا آهسته است، سپس وارد مرحله جهش سریع میشود و در نهایت با نزدیکشدن به سقف جمعیت هدف، روند رشد کاهش یافته و به مرحله اشباع میرسد.
او میگوید چنین الگویی را میتوان در رشد کاربران شبکههای اجتماعی بزرگی مانند فیسبوک یا پلتفرمهایی مانند نتفلیکس مشاهده کرد.
به گفته این استاد دانشگاه که نخواست نامش ذکر شود، در مدلهای طبیعی رشد حتی اگر در مقاطع کوتاهمدت روند افزایش کاربران تقریبا خطی به نظر برسد، با رسیدن تعداد اعضا به حدود نیمی از جمعیت هدف، منحنی رشد باید تغییر شکل دهد و بهتدریج وارد مرحله اشباع شود.
او معتقد است در پویش «جانفدا» چنین تغییری مشاهده نمیشود و آمارها بدون نشاندادن «خمیدگی طبیعی» همچنان بهصورت یکنواخت افزایش یافتهاند. از نگاه او، این مسئله نیز یکی دیگر از عواملی است که باعث شده برخی کارشناسان درباره صحت و دقت ارقام اعلامشده تردید داشته باشند.
فکتنامه، که یک وبسایت راستیآزمایی برای بررسی صحت و سقم دادهها و اظهارات مسئولان است در مطلبی، «مهرنادرست» را به آمار ۳۰ میلیون «جانفدا» زده و به پنج دلیل آن را «عددسازی» دانسته است.
فکتنامه در بخشی از گزارش خود نوشته است: «تاکنون هیچ سندی در تایید این آمار، منتشر نشده است و گردانندگان 'پویش جانفدا' از ارائه دادههای قابل راستیآزمایی با رعایت حریم خصوصی کاربران، سر باز زدهاند».
فکتنامه در یکی دیگر از دلایل خود نوشته است: «پیشتر علی شریفی زارچی با تحلیل دادههای بکاند سایت 'جانفدا' نشان داده بود شناسه آخرین کامنت سایت، کمتر از ۴ میلیون و در نتیجه جمعیت این پویش کمتر از این عدد است. مخالفان آقای شریفیزارچی این تحلیل را معتبر نمیدانند و میگویند عدد ۴ میلیون، شناسه کامنتها است، نه تعداد کاربران؛ اما بررسیهای فنی فکتنامه نشان میدهد حرف شریفی زارچی، درست است.»
در مقابل منتقدان پویش جانفدا، علی مرادخانی مدیر روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی با تکذیب صحبت علی شریفی زارچی درباره آمار ثبتنام در پویش جانفدا نوشت: «سامانه جانفدا شمارههای تکراری را هم از آمار نهایی حذف میکند؛ در حالی که ما میدانیم خیلی از این شمارههای تکراری متعلق به افراد متفاوتی بوده که مثلا فرزند یک خانواده با شماره خودش برای پدر و مادرش نیز ثبتنام کرده است. ولی برای حفظ کامل امانت و صداقت حتی این شمارهها نیز در آمار نهایی نیامده است؛ چیزی که خودش نزدیک به دو میلیون نفر می شود.»

منبع تصویر، KEYHAN/TASNIM
از «ارتش بیست میلیونی» تا «دختران جانفدا با جیپ صورتی»
با شروع جنگ ایران و عراق، آیتالله روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، در فرمانی خواستار تشکیل ارتش بیست میلیونی شد. اولین رهبر جمهوری اسلامی گفته بود کشوری که ۲۰ میلیون جوان دارد باید ۲۰ میلیون «تفنگدار» هم داشته باشد. این فرمان مبنای بسیاری از تبلیغات حکومت بود.
در سال ۱۳۶۲ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بیانیهای از برگزاری «مانور آزادی قدس» خبر داد و در روزنامههای آن روزها مانند کیهان فرمی با عنوان «طرح لبیک یا خمینی» برای ثبتنام داوطلبان منتشر شد و سپاه پاسداران نیز اعلام کرد که هدف از این مانور مقابله با تهدیدات و مانور آمریکا در منطقه با عنوان «ستاره درخشان» و تشکیل ارتش بیست میلیونی است.
البته فضای انقلابی آن سالها از هر زاویه و بهبویژه از نظر ظاهری با ایران امروز کاملا متفاوت بود. این روزها خبرگزاریهای نزدیک به حکومت از جمله خبرگزاری تسنیم حامیان حکومت را در قالب پویش «جانفدا» به شکل دیگری نشان میدهند و رنگ صورتی، جای رنگ مشکی را که اوایل انقلاب باب بود، گرفته است. تسنیم در این باره نوشت: «بعد از موشک صورتی، این بار دختران جانفدا با جیپ صورتی به میدان آمدند.»
تابستان گذشته پس از جنگ ۱۲ روزه و زمانی که آن جنگ فروکش کرده بود، علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی ایران، پس از چند هفته غیبت و در شب عاشورا از محمود کریمی، مداح حکومتی، خواست که سرود «ای ایران» بخواند.
در مراسم عاشورای سال گذشته، پرچم ایران بیش از پرچمهای عزاداری به چشم میخورد و نمادهای ملی-میهنی برجسته بود. از دیوارنگارهها و مجسمههایی از رستم، آرش کمانگیر و شماری از اسطورههای ایرانی هم رونمایی شد.
با گذشت حدود یازده ماه از جنگ ۱۲ روزه، اکنون شاهد موج دیگری از تبلیغات حکومتی هستیم که از ملیگرایی و میهنپرستی نیز عبور کرده است. به عنوان نمونه، خط قرمزهایی که حکومت قبلا درباره حجاب و پوشش زنان داشت، کنار رفته و مداحان حکومتی در تجمعات شبانه خیابانی، دختران کم حجاب را «نور چشم و دختر کشور» میخوانند. این تجمعات در ذیل پویش جانفدا تعریف و از آنها استقبال میشود.
از طرف دیگر، آمار رسمی افرادی که برای پویش جانفدا ثبتنام کردهاند، زمینه انتقاد از شرایط امنیتی حاکم بر کشور از جمله موضوع قطع اینترنت را فراهم کرده است. یاشار سلطانی، روزنامهنگار تحقیقی، از ادامه قطع اینترنت انتقاد کرده و در شبکه ایکس نوشته است: «بیش از ۱۳۴۴ ساعت از قطعی اینترنت گذشته است و همزمان صحبت از ثبتنام ۳۰ میلیون نفر در کمپین جانفدا به گوش میرسد. اگر چنین پشتوانهای وجود دارد، تهدید امنیتی اینترنت دقیقا کجاست؟»
در واقع، پویش «جانفدا» را میتوان بخشی از تلاش جمهوری اسلامی برای بازتعریف زبان و نمادهای مشروعیت در دورهای دانست که بسیاری از ابزارهای سنتی برای بسیج عمومی مردم، کاربرد گذشته را ندارند. حکومت در سالهای نخست پس از انقلاب ۱۳۵۷، بیش از هر چیز بر زبان مذهبی و مفاهیمی چون «شهادت» و «امت» تکیه داشت، اما اکنون به نظر میرسد که برای جبران فرسایش پایگاه اجتماعی خود، به سوی ترکیبی از مذهب، ملیگرایی، اسطورههای ایرانی و زبان عاطفی رو آورده است؛ ترکیبی که در آن «ایران»، «جانفدا»، «رستم» و حتی افرادی که در کار مدل و فشن بودند، در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
تجربه حکومتهای ایدئولوژیک در قرن بیستم نشان داده است که زبان و نمادسازی، هرچند در مقاطعی میتوانند احساس انسجام و همراهی ایجاد کنند، اما زمانی که فاصله میان روایت رسمی و واقعیت زندگی روزمره مردم افزایش یابد، همان واژهها و نمادها ممکن است به ضد خود تبدیل شوند و واژههایی که زمانی قرار بود نشانه وفاداری باشند، میتوانند به تدریج به نماد بیاعتمادی و شکاف اجتماعی بدل شوند.

































