کوه کلنگ کجاست و چرا ترامپ تهدید کرده آن را هدف قرار دهد؟

منبع تصویر، Vantor/Handout via REUTERS
- نویسنده, رضا ثابتی
- شغل, روزنامهنگار
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۸ دقیقه
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در جریان تهدیدهای اخیر خود علیه ایران، از مکانی نام برده که کمتر از دیگر مراکز هستهای شناخته شده است: «کوه کلنگ»، مجموعهای زیرزمینی که در نزدیکی تاسیسات هستهای نطنز قرار دارد.
آقای ترامپ گفت آمریکا این مرکز را زیر نظر دارد و هشدار داد که ممکن است هدف یک «حمله بزرگ» قرار بگیرد. مقامهای آمریکایی نیز به والاستریت ژورنال گفتهاند که حمله به این مجموعه یکی از گزینههای مورد بررسی برای گسترش عملیات نظامی علیه ایران است.
اما معلوم نیست چنین حملهای دقیقا چه چیزی را هدف قرار خواهد داد. ایران گفته است این مجموعه را برای جایگزینی مرکز مونتاژ سانتریفیوژهای پیشرفته نطنز ساخته که در سال ۲۰۲۰ در جریان یک «خرابکاری» آسیب دید. با این حال، عمق تونلها، وسعت احتمالی مجموعه و نبود دسترسی بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی، این گمان را تقویت کرده است که کوه کلنگ بتواند کاربردهایی فراتر از مونتاژ سانتریفیوژ داشته باشد.
از سوی دیگر نام این مجموعه در پرسش حساستر مربوط به سرنوشت ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران نیز مطرح شده است. از زمان حملات آمریکا و اسرائیل به نطنز، فردو و اصفهان در تابستان گذشته، محل و وضعیت دقیق ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی ایران مورد تردید بوده است. مقامها و تحلیلگران غربی این احتمال را بررسی کردهاند که بخشی از مواد یا تجهیزات حساس پیش از حملات یا پس از آن به تاسیسات زیرزمینی جدیدتری منتقل شده باشد. نام کوه کلنگ در میان مکانهای احتمالی مطرح شده، اما مدرکی مبنی بر انتقال اورانیوم به این محل در دست نیست.
به گفته کارشناسان، اهمیت این مجموعه به دلیل ترکیبی از موقعیت، عمق، ناشناخته بودن و ظرفیتی است که میتواند در آینده در اختیار برنامه هستهای ایران قرار دهد.
کوه کلنگ کجاست و چرا ساخته شد؟

کوه کلنگ، یا «کوه کلنگ گزلا»، در حدود دو کیلومتری جنوب مجتمع هستهای نطنز در استان اصفهان و در فاصله ۲۲۰ کیلومتری جنوب تهران واقع شده است. ارتفاع قله کوه کلنگ (Pickaxe Mountain) حدود ۱۶۰۸ متر است.
ساخت این مجموعه نسبتا جدید پس از انفجار دوم ژوئیه ۲۰۲۰ در ساختمان مونتاژ سانتریفیوژهای پیشرفته نطنز آغاز شد. مقامهای ایرانی حادثه نطنز را «خرابکاری» خواندند و گزارشهای مختلف آن را به اسرائیل نسبت داد، هرچند اسرائیل مسئولیت رسمی آن را نپذیرفت.
علیاکبر صالحی، رئیس وقت سازمان انرژی اتمی ایران، چند ماه بعد از آن حادثه گفت ایران مرکز جایگزینی «مدرنتر، بزرگتر و جامعتر» در دل کوه نزدیک نطنز خواهد ساخت. این اعلام با نخستین نشانههای آمادهسازی زمین، راهسازی و ایجاد محوطههای پشتیبانی در تصاویر ماهوارهای پاییز ۲۰۲۰ همزمان بود. از سال ۲۰۲۱ حفاری گستردهتر شد و دهانههای تونل و تودههای خاک و سنگ خارجشده از کوه آشکارتر شدند.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
تصاویر ماهوارهای از وجود دو جفت دهانه در شرق و غرب کوه و یک مسیر یا ورودی در بخش جنوبی حکایت دارند. هنوز روشن نیست همه این تونلها به یک فضای مرکزی متصل میشوند یا بخشهای جداگانهای را تشکیل میدهند. موسسه علوم و امنیت بینالملل میگوید اختلاف ارتفاع میان دهانههای شرقی و خطالراس کوه حدود ۱۴۵ متر و میان دهانههای غربی و قله نزدیک ۱۰۰ متر است. این تفاوت میتواند نشانه وجود چند سطح زیرزمینی باشد، اما بدون نقشه داخلی نمیتوان عمق دقیق سالنها را تعیین کرد.
برآوردهای این موسسه در سال ۲۰۲۲ نشان میداد که حتی اگر تنها یک سالن اصلی زیر خطالراس ساخته شده باشد، مساحت قابل استفاده آن میتواند بیش از پنج هزار مترمربع باشد؛ یعنی بزرگتر از مرکز مونتاژ سانتریفیوژ تخریبشده نطنز. این محاسبه از روی شکل کوه، طول احتمالی تونلها و حجم خاکبرداری انجام شده و بر اساس مشاهده مستقیم فضای داخلی نیست.
در سال ۲۰۲۴، فعالیتهایی در دامنه شرقی مشاهده شد که تحلیلگران آن را محل احتمالی کانالهای تهویه یا مسیر برق و کابل دانستند. یک مجموعه صنعتی عمیق، به ویژه اگر میزبان سانتریفیوژ باشد، به برق پایدار، کنترل دما، تهویه و مسیرهای خروج اضطراری نیاز دارد. با این حال، کاربرد دقیق سازههای دیدهشده از بیرون تایید نشده است.
اقدامات امنیتی در سال ۲۰۲۵ گسترش یافت. مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا گزارش داد که در فاصله ژوئن (بعد از جنگ ۱۲ روزه) تا سپتامبر، دیواری امنیتی در اطراف تقریبا تمام مجموعه ساخته شد و فعالیت ساختمانی در ورودیهای شرقی، غربی و جنوبی ادامه یافت. این مرکز نتیجه گرفت که ایران پس از حملات ژوئن، کنترل دسترسی را تشدید کرده است.
ایران در چند مرحله استحکامات ورودیها را تقویت کرده است. بخشی از امتداد حفاظتی یکی از ورودیهای شرقی در تابستان ۲۰۲۵ با خاک و سنگ پوشانده شد و تصاویر ماهوارهای آوریل ۲۰۲۶ نشان میدهد دو ورودی شرقی نیز تا حدی خاکریزی شدهاند؛ اقدامی که به گزارش موسسه علوم و امنیت بینالملل احتمالا برای محدود کردن ورود خودرو انجام شده، اما ورودیها کاملا مسدود نشدهاند.
در تصاویر نهم ژوئیه ۲۰۲۶ به نظر میرسد ورودیهای غربی همچنان باز ماندهاند و امکان دسترسی به آنها وجود دارد. موسسه علوم و امنیت بینالملل در تازهترین ارزیابی خود گفته است مجموعه هنوز کاملا عملیاتی به نظر نمیرسد و ساخت آن ادامه دارد.
در کوه کلنگ چه میگذرد؟

پاسخ رسمی همان کاربردی است که ایران اعلام کرده: تولید و مونتاژ سانتریفیوژهای پیشرفته. زمان آغاز پروژه، محل آن و سخنان علیاکبر صالحی، رئیس وقت سازمان انرژی اتمی، با این روایت سازگارند. بر اساس این روایت، انتقال خط مونتاژ از ساختمانی روی زمین به اعماق کوه نیز پاسخی منطقی به آسیبپذیری نطنز در برابر خرابکاری و حمله هوایی بود.
اما بزرگی احتمالی مجموعه باعث شده کارشناسان کاربردهای دیگری را نیز مطرح کنند. یکی از سناریوها، استقرار یک واحد کوچک غنیسازی با سانتریفیوژهای پیشرفته است. نسلهای جدید سانتریفیوژ قدرت جداسازی بیشتری دارند؛ بنابراین تعداد کمتری از آنها میتواند در فضایی محدودتر، مقدار مشخصی اورانیوم با غنای بالا تولید کند. موسسه علوم و امنیت بینالملل میگوید فضای برآوردشده زیر کوه برای چنین واحدی کافی است، اما شواهدی از نصب آبشارهای سانتریفیوژ ارائه نشده است.
سناریوی دیگر، نگهداری قطعات سانتریفیوژ، تجهیزات حساس یا مواد مرتبط با چرخه سوخت است. یک مجموعه عمیق میتواند قطعات کمیاب، سانتریفیوژهای کاملشده یا دستگاههای اندازهگیری را از حملات حفظ کند. موسسه علوم و امنیت بینالملل حتی احتمال استفاده از بخشی از فضا برای فعالیتهای مربوط به فلز اورانیوم را مطرح کرده است؛ مرحلهای که میتواند در مسیر ساخت اجزای یک سلاح هستهای اهمیت داشته باشد. این ارزیابی درباره قابلیت فنی محل است و مدرکی بر انجام چنین فعالیتی در آنجا نیست.
به گفته کارشناسان، نشانههای سطحی مربوط به ساخت یک راکتور، مانند برج خنککننده، استخر سوخت مصرفشده و شبکه بزرگ انتقال آب، در تصاویر ماهوارهای دیده نمیشود. به همین دلیل، گمانهزنیها عمدتا بر فعالیتهای مربوط به سانتریفیوژها، غنیسازی، ذخیره تجهیزات و فعالیتهای مرتبط با سوخت متمرکزند، نه ساخت یک راکتور.
مشکل اساسی برای اطلاع از کاربرد واقعی تاسیسات کوه کلنگ این است که آژانس بینالمللی انرژی اتمی تاکنون به این مجموعه دسترسی نداشته و ایران اطلاعات طراحی آن را ارائه نکرده است.
رافائل گروسی در ماه مارس گفت با توجه به اعلام ایران درباره کاربرد هستهای احتمالی این مجموعه، بازرسان آژانس باید امکان دسترسی به آن را داشته باشند. اما ایران میگوید تا زمانی که مواد هستهای وارد یک مرکز نشده باشد، آن محل لزوما تاسیسات هستهای تحت پادمان محسوب نمیشود. آژانس با این برداشت موافق نیست و میگوید بر اساس «کد اصلاحشده ۳/۱»، اطلاعات طراحی باید از مرحله تصمیمگیری برای ساخت ارائه شود.
آیا ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی ایران در کوه کلنگ است؟

بر اساس آخرین برآورد آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ایران تا ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵، یعنی روز آغاز حملات اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه، ۴۴۰/۹ کیلوگرم اورانیوم غنیشده تا سطح ۶۰ درصد در اختیار داشت. این سطح از غنیسازی هنوز برای مصارف تسلیحاتی کافی نیست، اما از نظر فنی تنها فاصلهای کوتاه با غنای ۹۰ درصدی لازم برای ساخت بمب هستهای دارد، هرچند ساخت سلاح علاوه بر اورانیوم غنیشده به مراحل فنی و صنعتی جداگانه نیاز دارد.
تا پیش از حملات سال ۲۰۲۵، آژانس میدانست بخش عمده اورانیوم ۶۰ درصدی ایران در فردو و نطنز تولید میشود، اما محل نگهداری همه این مواد لزوما همان محل تولیدشان نبود. آژانس پیش از جنگ ۱۲ روزه، تاسیسات اصفهان را به عنوان یکی از مراکز مهم نگهداری مواد هستهای تحت نظارت ویژه قرار داده بود.
پس از حملات و قطع دسترسی بازرسان، سرنوشت بخشی از این ذخایر نامشخص شد. با این حال، رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، در سال ۲۰۲۶ گفت ارزیابی آژانس این است که بیش از ۲۰۰ کیلوگرم از اورانیوم ۶۰ درصدی ایران احتمالا همچنان در مجتمع زیرزمینی اصفهان قرار دارد، هرچند این ارزیابی به دلیل نبود دسترسی، قابل راستیآزمایی نبوده است.
در این میان، کوه کلنگ به دلیل عمق زیاد، استحکامات حفاظتی، مقاومت بیشتر در برابر حملات هوایی و نبود دسترسی بازرسان آژانس، به یکی از مکانهایی تبدیل شد که در گمانهزنیها درباره سرنوشت مواد و تجهیزات هستهای ایران مورد توجه قرار گرفت.
با این حال، هیچ گزارش رسمی آژانس، سند اطلاعاتی منتشرشده یا تصویر قابل راستیآزمایی نشان نمیدهد که اورانیوم ۶۰ درصدی ایران به کوه کلنگ منتقل شده باشد. مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی گفته است که این مرکز میتواند در آینده برای حفاظت از مواد یا تجهیزات حساس استفاده شود.
آیا آمریکا میتواند آن را نابود کند؟

منبع تصویر، U.S. Air Force/Staff Sgt. Joshua Hastings/Handout via REUTERS
عمق کوه کلنگ، حمله به آن را دشوارتر از هدف قرار دادن ساختمانهای روی زمین یا مراکز کمعمقتر میکند. آمریکا در حملات پیشین از بمب سنگرشکن جیبییو-۵۷ استفاده کرد؛ سلاحی ۱۳/۶ تنی که برای نفوذ در لایههای خاک، سنگ و بتن تقویتشده پیش از انفجار طراحی شده است. اما نتیجه چنین حملهای به جنس سنگ، عمق سالن، زاویه برخورد و شناخت دقیق از ساختار داخلی بستگی دارد.
برای نمونه در فردو، آمریکا و اسرائیل طی سالها اطلاعاتی درباره سالنها، ورودیها و کانالهای تهویه گردآوری کرده بودند. درباره کوه کلنگ چنین شناختی وجود ندارد. متیو شارپ، پژوهشگر هستهای موسسه فناوری ماساچوست و دیپلمات پیشین آمریکا در آژانس، به والاستریت ژورنال گفته است که آمریکا نمیتواند از حمله به کوه کلنگ انتظار همان میزان موفقیتی را داشته باشد که در فردو حاصل شد، زیرا این مجموعه عمیقتر و نقشه آن ناشناختهتر است.
به گفته کارشناسان، در تاسیسات زیرزمینی عمیق، ورودی تونلها، مسیرهای دسترسی، سامانههای برق و سیستمهای تهویه معمولا آسیبپذیرتر از فضاهای اصلی زیرزمینی هستند. به همین دلیل، حمله به چنین مجموعههایی میتواند دسترسی و فعالیت این بخشها را، حتی اگر بخشهای عمیقتر مجموعه سالم بماند، مختل کند.
اگر مواد یا تجهیزات هستهای در بخشهای عمیق تاسیسات کوه کلنگ نگهداری شود، مشخص نیست حمله هوایی بتواند آنها را نابود کند. همچنین، از آنجا که تصاویر ماهوارهای این مرکز را همچنان در حال ساخت نشان میدهد، حمله احتمالی ممکن است نه یک ظرفیت فعال، بلکه امکان استفاده آینده از این مجموعه را هدف بگیرد.
شاید به همین دلیل است که نام کوه کلنگ در تهدیدهای دونالد ترامپ مطرح شده است. حتی اگر این مجموعه هنوز به یک مرکز عملیاتی غنیسازی تبدیل نشده باشد، عمق زیاد، حفاظت بالا و ظرفیت بالقوه آن برای پشتیبانی از برنامه هستهای ایران باعث شده توجه مقامهای آمریکایی را به خود جلب کند.


































