شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
اعتراضات دیماه؛ دو جنازه جابجا شده و خانوادههایی که عزیزان کشتهشده را دوباره به خاک سپردند
- نویسنده, روجا اسدی
- شغل, راستیآزمایی بیبیسی فارسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۶ دقیقه
در روزهای گذشته ویدیوهایی از مراسم خاکسپاری دو کشته اعتراضات دیماه که به تازگی برگزار شده بود، بارها در شبکههای اجتماعی بازنشر شد. این در حالی است که بیش از هفت ماه از کشته شدن هزاران معترض در خیابانها شهرهای مختلف ایران میگذرد و یکی از این دو به نام امیرعلی حیدری همان زمان خاک شده بود. بخش راستیآزمایی بیبیسی هم هویتش را تایید و با نزدیکانش مصاحبه کرده بود.
ما صحت این ویدیوها را تایید کردیم و در گفتگو با خانوادههای آنها، دلیل خاکسپاری دوباره امیرعلی حیدری و خاکسپاری با تاخیر سروش کرمی را جویا شدیم.
چند روز پس از اعتراضات ۱۸ دی ۱۴۰۴ خانواده حیدری، جنازه امیرعلی، پسر ۱۷ سالهاش را به خاک سپرد و خانواده کرمی جستجو را برای پیدا کردن سروش، پسر ۱۹ سالهاش، در زندانها و بازداشتگاهها آغاز کرد.
هفت ماه بعد از آن، نتیجه آزمایشهای دیانای که پزشکی قانونی کرمانشاه از نزدیکان هر دو نوجوان گرفته بود، نشان داد واقعیت برای هر دو خانواده چیز دیگری است.
هشدار: جزئیات این گزارش ممکن است آزارنده باشد.
امیرعلی حیدری جعفرآبادی
«خانواده امیرعلی نمیدانستند چرا از آنها خواسته شده بود که آزمایش دیانای بدهند، چون امیرعلی را با دستان خودشان دفن کرده بودند».
یکی از نزدیکان خانواده امیرعلی حیدری جعفرآبادی که نامش به دلیل مسائل امنیتی محفوظ است، در گفتگوی اختصاصی با بخش راستیآزمایی بیبیسی فارسی میگوید امیرعلی، ۱۷ ساله، بر اثر اصابت «گلوله جنگی به قفسه سینه و جمجهاش» در اعتراضات محله الهیه کرمانشاه در ۱۸ دی ۱۴۰۴ کشته شد. خانوادهاش او را همان موقع در روستای توللی کرمانشاه به خاک سپرد.
او میگوید که خانواد در دی ماه قبل از اینکه جنازه را در قبر بگذارند کمی از صورتش را که از زیر کفن پیدا بود، دیده بودند، صورت ورم کرده بود و خوب مشخص نبود. اما آنها که جسد را قبلا در بیمارستان شناسایی کرده بودند، دلیلی برای تردید به درست بودنش نداشتند.
اما حالا که نتیجه آزمایش نشان داده که امیرعلی نیست، خانواده احتمال میهد دلیل آنکه هنگام دفن، جنازه اشتباه به آنها تحویل داده بودند، آشفتگی وضعیت بیمارستان و پزشکی قانونی در مواجه با تعداد بالای کشته و مجروحان اعتراضات بوده است.
مسئولان به صورت رسمی نگفتهاند که دلیل این اشتباه چه بوده و ما به طور مستقل نمیتوانیم دلیل آن را بررسی کنیم.
حکومت ایران فعالیت بیبیسی فارسی را در ایران ممنوع کرده است و مسئولان تاکنون، به درخواستهای بیبیسی فارسی برای ابراز نظر یا مصاحبه پاسخ ندادهاند.
سروش کرمی
یکی از نزدیکان خانواده سروش کرمی، که به دلایل امنیتی نمیتوانیم از او نام ببریم، در گفتگوی اختصاصی با بخش راستیآزمایی بیبیسی فارسی میگوید که خانواده سروش از ۱۸ دی ۱۴۰۴ که او به خانه نیامد، پرس و جو از سازمانهای امنیتی و جستجوی زندانها را آغاز کردند.
به گفته او بعضی از نیروهای امنیتی خانواده را سر میدواندند و میگفتند سروش زنده و در بازداشت است.
آنها به دادگاه شکایت کردند که پسرشان در بازداشت مفقود شده است. به گفته این شخص «دادگاه با آنها همکاری کرد و پرونده مفقودی برای سروش تشکیل داد».
حدود دو ماه پیش اما امید آنها به زنده ماندن سروش جان گرفت؛ هنگامی که به صورت اتفاقی شخصی به آنها ویدیویی نشان داد که در آن دیده میشد یک زخمی روی زمین در داخل درمانگاه مسکن در کرمانشاه رها شده است و سپس چند نفر در حال حمل این زخمی دیده میشوند. این منبع آگاه میگوید که خانواده تشخیص داد که «آن فرد زخمی، سروش بوده».
به گفته این منبع، درمانگاه مسکن در پاسخ به پیگیری خانواده میگوید که همه زخمیها به بیمارستان طالقانی منتقل شدند. بیمارستان طالقانی هم به آنها میگوید «زخمیها را نیروهای امنیتی بردند».
آنها امیدوارتر شده بودند که سروش در بازداشت و زنده است، تا اینکه برای انجام آزمایش دیانای به پزشکی قانونی دعوت میشوند. با روشن شدن نتیجه آزمایش، جستجوی هفت ماههشان به پایان رسید. آنها گمشدهشان را در قبرغریبهای پیدا کردند. آن غریبه امیرعلی حیدری بود.
چه چیز باعث شد که پزشکی قانونی و دادگاه از آنها آزمایش دیانای بگیرد؟
این منابع در پاسخ به این سوال ما گفتند که «یکی از پزشکان در پزشکی قانونی کرمانشاه چهره امیرعلی را که ماهها در سردخانه به عنوان جسد ناشناس مانده بود و او خودش ترتیب دفنش را داده بود، در یک پست اینستاگرامی تشخیص میدهد.»
به گفته آنها این پزشک مسئولان را مطلع میکند که جسدی که به عنوان ناشناس در قبری دورافتاده در مزارستان بریموند کرمانشاه دفن شده است، متعلق به امیرعلی حیدری است. آنها پس از آن متوجه میشوند که جنازه دیگری را به عنوان امیرعلی به خانواده تحویل داده شده است، اما نمیدانستند چه کسی.
به روایت این افراد مطلع، دادگاه هم که همزمان درباره مفقودی سروش کرمی تحقیق میکرد، در همکاری با پزشکی قانونی، گمان میبرد که در واقع جنازه سروش به جای امیرعلی دفن شده، نظری که با روشن شدن نتیجه آزمایش دیانای محرز میشود.
خانوادهها اما به نتیجه آزمایش دیانای بسنده نکردند. آنها با بررسی آنچه که از اجساد نبش قبر شده به جا مانده بود، پلاتین پای امیرعلی و دندانهای کامپوزیت سروش را تشخیص دادند و از هویت آنها مطمئن شدند.
به گفته یکی از نزدیکان، پدر و مادر امیرعلی که هفت ماه پیش دل نداشتند چهره بیجان عزیزشان را ببینند، این بار خواستند که از پسرشان رو در رو خداحافظی کنند. اما پیش رویشان اندامی تجزیهشده قرار داشت و سوگواری که هنوز تمام نشده، از نو شروع شده بود.
غریبههایی که بعد از مرگ برادر شدند
امیرعلی و سروش بار دیگر دفن شدند.
آنها هر دو نوجوان بودند و فرزندان آخر و دوم خانواده. هر دو یک برادر بزرگتر داشتند و در مکانیکی کار میکردند و عاشق ماشین بودند. منبع نزدیک به امیرعلی میگوید که او فوتبال و تکواندو را با جدیت دنبال میکرد. پایش شکسته بود و میخواست بعد از اینکه پلاتین پایش را برداشتند، ورزش را از سر بگیرد.
«او دو شیفت کار میکرد و توانسته بود ماشین بخرد، آرزو داشت با ماشین خودش به شمال برود اما او را سه روز قبل از تولد ۱۸ سالگیاش کشتند؛ در حالی که لباس مکانیکی تنش بود و از سر کار برمیگشت».
سروش هم به گفته نزدیکانش «آرزو داشت ماشین بخرد. اما به آرزویش نرسید. او مهربان و سرزنده بود و عاشق مهمانی و رقص و شادی.»
به گفته این منبع خانواده حیدری به خانواده کرمی گفتهاند که نگران نباشند، آنها نگذاشته بودند که در این هفت ماه «سروش غریب بماند و دائم به او سرمیزدند». اما حالا که سروش را به خانوادهاش برگرداندهاند، احساس میکنند او پسرشان بوده و سالهاست که میشناسندش.
به روایت نزدیکان سروش، خانواده کرمی هم میگویند که آنها یک پسر گم کرده بودند، اما حالا دو پسر پیدا کردهاند. آنها امیرعلی را هم فرزند خود میدانند.
سروش حالا در آرامستان روستای لنجاب در سنقر کرمانشاه به خاک سپرده شده و امیرعلی در همان مزاری که میزبان سروش بود در روستای توللی سرابله.
در خاکسپاری آنها دو قاب در دستان مادران هر یک دیده شد، یکی عکس سروش و دیگری امیرعلی.
در چشم خانوادهها، هر یک از آنها غریبههایی بودند که بعد از مرگ برادر شدند.
این گزارش با همکاری سانا طباطبایی تهیه شده است