اگر ایران و آمریکا توافق کنند، اسرائیل چه انتخابهایی خواهد داشت؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, سعید جعفری
- شغل, روزنامهنگار
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۱۱ دقیقه
تلاشها برای رسیدن به توافقی میان ایران و آمریکا بر سر ادامه آتشبس و یک «یادداشت تفاهم» ادامه دارد. این در حالی است که در اسرائیل هم بحث درباره چنین احتمالی و تبعات آن بالا گرفته است.
سوال اصلی فقط این نیست که آیا توافقی شکل خواهد گرفت یا نه؛ بلکه این است که اگر واشنگتن و تهران به تفاهم برسند، اسرائیل چه خواهد کرد؟
در رسانهها، اندیشکدهها و محافل امنیتی اسرائیل، بهنظر میرسد بحثها از مرحله تلاش برای جلوگیری کامل از توافق عبور کرده و بیشتر بر این متمرکز شده که اسرائیل چگونه باید با توافقی احتمالی کنار بیاید؛ توافقی که ممکن است نهتنها برنامه هستهای ایران، بلکه آزادی عمل نظامی اسرائیل در منطقه را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
اسرائیل نگران چه توافقی است؟
بخش مهمی از نگرانی اسرائیل این است که توافق احتمالی، شبیه نسخهای تعدیلشده از برجام باشد؛ توافقی که برنامه هستهای ایران را محدود کند اما برنامه موشکی، پهپادی و شبکه نیروهای نیابتی تهران را دستنخورده باقی بگذارد.
روزنامه اسرائیلی «تایمز آو اسرائیل» اخیرا در گزارشی نوشت بسیاری در اسرائیل نگرانند توافق احتمالی، هدفهایی را که در آغاز جنگ مطرح شده بود محقق نکند؛ از محدود کردن نفوذ منطقهای ایران گرفته تا تضعیف ساختار نظامی و شبکه متحدان منطقهای تهران.
این روزنامه همچنین نوشته است ماموریت اسرائیل در این مرحله شاید دیگر دستیابی به «پیروزی کامل» نباشد، بلکه گرفتن تضمینهای روشن از واشنگتن درباره برنامه هستهای ایران و تهدید حزبالله باشد.

منبع تصویر، Getty Images
اما در اسرائیل درباره نحوه مواجهه با این وضعیت اتفاقنظر وجود ندارد.
دنی سیترینویچ، پژوهشگر موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل و رئیس پیشین بخش ایران در اداره پژوهش اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل، در حساب خود در شبکه ایکس نوشت توافق در حال شکلگیری میان تهران و واشنگتن، «در بسیاری از جنبهها، یک سناریوی کابوسوار برای نتانیاهو» است.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
او هشدار داد اگر مذاکرات نهایی به بنبست طولانی برسد و دولت ترامپ بهتدریج علاقه خود را از دست بدهد، ممکن است وضعیتی باقی بماند که از نگاه او حتی از شرایط پیش از جنگ نیز بدتر باشد؛ شرایطی که او آنرا اینطور توصیف میکند: «بدون محدودیت واقعی بر برنامه هستهای ایران، بدون چشمانداز اقدام نظامی دوباره آمریکا و همراه با افزایش نفوذ منطقهای تهران.»
با این حال، سیترینویچ در ادامه استدلال کرد حتی توافقی «ناقص و پر ایراد» که بخشی از ذخایر اورانیوم غنیشده ایران را کاهش دهد و بخشهایی از برنامه هستهای را متوقف کند، شاید از نبود هرگونه توافق بهتر باشد.
اما همه در اسرائيل چنین نگاهی ندارند و گروهی معتقدند هر توافقی در شرایطی که جنگ نتوانسته تلآویو و واشنگتن را به اهداف خود برساند، یک انتخاب بد محسوب میشود.
همین اختلاف نگاه، بخشی از شکاف موجود در فضای امنیتی و تحلیلی اسرائیل را نشان میدهد: توافق احتمالی میتواند برای اسرائیل نامطلوب باشد، اما شکست کامل مذاکرات نیز ممکن است از نگاه برخی تحلیلگران، به وضعیت خطرناکتری منجر شود.
در چنین فضایی انتخابها و گزینههای مختلفی در مقابل اسرائيل قرار دارد.
گزینه اول: تلاش برای سختتر کردن توافق
یکی از نخستین گزینههای اسرائیل، تلاش برای اثرگذاری بر متن نهایی توافق است. موسسه راهبرد و امنیت بیت المقدس، در مطلبی در ۶ مه به نقل از یعقوب عمیدرور، مشاور پیشین امنیت ملی اسرائیل، نوشت خواسته اصلی اسرائیل از هر توافق احتمالی با ایران باید توقف غنیسازی، محدودیت بر برنامه موشکی و سازوکار اجرای سختگیرانه باشد. این نگاه، همان گزینهای را توضیح میدهد که اسرائیل هنوز میتواند دنبال کند: تلاش برای تبدیل توافق احتمالی آمریکا و ایران به توافقی سختتر و پرهزینهتر برای تهران.
همه تحلیلگران اسرائیلی معتقد نیستند که توافق، حتی در شکل محدود آن، قابل قبول است. جروزالم پست به نقل از مقامهای ارشد اسرائیلی نوشت توافق در حال شکلگیری میان تهران و واشنگتن «توافقی بد» است که این پیام را به ایران میدهد که میتواند از طریق بحرانآفرینی و استفاده از اهرمهایی مانند تنگه هرمز، امتیازهای بیشتری از آمریکا بگیرد.
اما برخی ناظران میگویند فاصله میان خواستههای اسرائیل و آنچه دولت ترامپ ممکن است بپذیرد، رو به افزایش است.
ایلان برمن، معاون ارشد شورای سیاست خارجی آمریکا، در گفتوگو با بیبیسی فارسی میگوید اسرائیل ممکن است در صورت شکلگیری توافق جدید، در موقعیت دشوارتری قرار بگیرد؛ بهویژه اگر توافق شامل محدود شدن آزادی عمل اسرائیل در لبنان و در برابر حزبالله نیز باشد.
به گفته برمن، اسرائیل احتمالا در نهایت ناچار خواهد بود تصمیمهای واشنگتن را بپذیرد، مگر آنکه بتواند آمریکا را قانع کند که با «تهدیدی فوری و حیاتی» روبهرو است.

منبع تصویر، Getty Image
تکرار تجربه برجام و تلاش برای شکست توافق
یکی دیگر از انتخابهایی که مقامهای اسرائيلی احتمالا با مراجعه به تاریخ به آن خواهند رسید، تجربه توافق هستهای سال ۲۰۱۵ موسوم به برجام است؛ رویکردی که میتواند باعث شود اسرائيل تمام تلاش خود را برای به شکست کشاندن مسیر تبدیل تفاهم به توافق جامع را به کار ببندد.
در جریان مذاکرات هستهای سال ۲۰۱۵، دولت بنیامین نتانیاهو تقریبا بهصورت علنی وارد تقابل با دولت باراک اوباما شد. او در مارس همان سال، بدون هماهنگی کاخ سفید، به دعوت جمهوریخواهان در کنگره آمریکا سخنرانی کرد و توافق در حال شکلگیری با ایران را «تهدیدی برای بقای اسرائیل» توصیف کرد. این سخنرانی، که در اوج تنش میان اوباما و نتانیاهو انجام شد، به یکی از کمسابقهترین مداخلات یک رهبر خارجی در سیاست داخلی آمریکا تبدیل شد.
همزمان، لابیهای نزدیک به اسرائیل، بهویژه ایپک، کارزار گستردهای را علیه برجام آغاز کردند. رسانههای آمریکایی آن زمان گزارش دادند ایپک دهها میلیون دلار صرف تبلیغات، فشار بر نمایندگان کنگره و بسیج شبکه سیاسی خود برای متوقف کردن توافق کرده بود. هرچند این تلاشها در نهایت نتوانست مانع اجرای برجام شود، اما مخالفان توافق در اسرائیل و آمریکا به فشار سیاسی و رسانهای ادامه دادند و دولت نتانیاهو در سالهای بعد تلاش کرد برجام را بهعنوان توافقی «فاجعهبار» معرفی کند؛ تلاشی که در نهایت با خروج دونالد ترامپ از توافق در سال ۲۰۱۸ به نتیجه رسید.
اکنون برخی تحلیلگران اسرائیلی نگرانند که توافق جدید حتی از برجام هم برای این کشور بدتر باشد؛ چرا که حالا جمهوری اسلامی در شرایطی پای میز مذاکره حاضر شده که میداند حتی جنگ هم نتوانسته باعث موفقیت آمریکا و اسرائيل شود و در نتیجه امتیازات بیشتری را پای میز مذاکره طلب خواهد کرد.
اما فرصتی که اسرائيل در چنین فضایی در اختیار دارد، موکول کردن تمام موضوعات سخت و چالشبرانگیز به فردای تفاهم احتمالی است؛ از تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم غنیسازی شده ایران و آینده برنامه هستهای گرفته تا موضوع رفع تحریمها. مواردی که هر کدام از آنها برای به شکست کشاندن یک تلاش مذاکراتی کافی هستند.
همین مسئله میتواند پنجرهای برای اسرائیل ایجاد کند تا در فاصله میان تفاهم اولیه و توافق نهایی، بار دیگر از همان ابزارهایی استفاده کند که در دوران برجام نیز به کار گرفته بود: لابی و فشار سیاسی در واشنگتن، تلاش برای تاثیرگذاری بر کنگره، برجسته کردن فعالیتهای منطقهای و موشکی ایران، و حتی تشدید عملیات پنهانی و اطلاعاتی برای بیثبات کردن روند مذاکرات.
یعقوب عمیدرور، مشاور پیشین امنیت ملی اسرائیل، در گفتوگو با فاکسنیوز تاکید کرده بود هر توافقی که به ایران اجازه حفظ ظرفیت غنیسازی بدهد یا برنامه موشکی و شبکه نیروهای نیابتی آن را دستنخورده باقی بگذارد، از نگاه اسرائیل ناکافی خواهد بود. این موضع، از نگاه برخی تحلیلگران، نشان میدهد حتی اگر تفاهم اولیهای میان تهران و واشنگتن شکل بگیرد، بعید است اسرائیل آن را پایان پرونده بداند؛ بلکه ممکن است آن را آغاز مرحلهای تازه از تلاش برای تغییر، محدود کردن یا حتی شکست روند توافق تلقی کند.
گزینه دوم: حفظ «آزادی عمل نظامی»
اما انتخاب دیگری که احتمالا اسرائيل تلاش خواهد کرد در پس هر توافقی آنرا برای خود حفظ کند چیزی است که مقامهای امنیتی در تلآویو از آن تحت عنوان «آزادی عمل» یاد میکنند؛ یعنی توانایی انجام حملات یا عملیات نظامی علیه اهدافی در ایران و منطقه حتی در صورتی که توافق میان تهران و واشنگتن حاصل شود.
مایکل روبین، پژوهشگر موسسه امریکن اینترپرایز و مقام پیشین پنتاگون، در گفتوگو با بیبیسی فارسی میگوید: «اگر اسرائیل بخشی از توافق نباشد، همه گزینههایش همچنان روی میز باقی میماند.»
او معتقد است اسرائیل ممکن است برای مدتی صبر کند، اما بعید است در بلند مدت خود را مقید به توافقی بداند که آن را امضا نکرده است.
روبین همچنین میگوید اگر اسرائیل احساس کند ایران به «تهدیدی وجودی» تبدیل شده، «هیچ چیز مانع حمله اسرائیل نخواهد شد. او در ادامه میافزاید: «ترامپ همیشه تصور میکند عصای جادویی دارد و میتواند با تکان دادن آن صلح ایجاد کند. نتانیاهو هم نمیخواهد این تصور را بهچالش بکشد، چون ترامپ پوست نازکی دارد.»
با این حال، حتی در داخل اسرائیل نیز همه معتقد نیستند که گزینه نظامی بهراحتی قابل تکرار است.
روزنامه «هاآرتص» در تحلیلهایی درباره جنگ اخیر نوشت اسرائیل بدون حمایت مستقیم آمریکا، توان محدودی برای ادامه یک رویارویی فرسایشی و گسترده با ایران خواهد داشت؛ بهویژه اگر واشنگتن تصمیم بگیرد مسیر دیپلماسی را در اولویت قرار دهد.
در همین چارچوب، برخی تحلیلگران اسرائیلی معتقدند حتی اگر تلآویو بخواهد آزادی عمل خود را حفظ کند، وابستگی نظامی و سیاسی به آمریکا همچنان یکی از مهمترین محدودیتهایش باقی خواهد ماند.
گزینه سوم: بازگشت به جنگ پنهان
اگر توافق جدید، دست اسرائیل را برای اقدام نظامی مستقیم محدود کند، ممکن است تلآویو دوباره به الگوی «جنگ بین جنگها» بازگردد؛ مجموعهای از عملیات سایبری، خرابکاری، ترور و فشار اطلاعاتی که طی سالهای گذشته بخشی از استراتژی اسرائیل علیه ایران بوده است.
اما بهنظر میرسد در برخی محافل امنیتی اسرائیل، بحثها فقط به خرابکاری علیه برنامه هستهای محدود نیست.
وبسایت واینت، وابسته به گروه رسانهای اسرائيلی یدیعوت آحرونوت، در ۲۲ مارس ۲۰۲۶ در گزارشی قابل توجه افشا کرده بود که دیوید بارنیا، رئیس موساد، پیش از جنگ به نتانیاهو ارزیابی ارائه کرده بود که بر اساس آن اسرائیل میتوانست به تحریک ناآرامی داخلی در ایران کمک کند؛ اما این گزارش تاکید کرد که با وجود حملات و عملیات پنهانی، ناآرامی گستردهای شکل نگرفت و حتی برخی مقامهای آمریکایی و تحلیلگران اطلاعاتی اسرائیل از ابتدا نسبت به این فرض تردید داشتند.
این رسانه نوشت برخی در نهاد امنیتی اسرائیل معتقد بودند ترکیب فشار خارجی و نارضایتی داخلی میتواند جمهوری اسلامی را در موقعیت شکنندهتری قرار دهد. در نتیجه ممکن است اسرائيل بار دیگر از این ابزار خود برای اثرگذاری بر وضعیت در ایران و فراتر از آن در منطقه استفاده کند.

منبع تصویر، Getty Images
همزمان، تحلیلگرانی مانند راز زیمت در اسرائیل معتقدند برخلاف تصور اولیه درباره شکنندگی سریع جمهوری اسلامی، ساختار تصمیمگیری در تهران همچنان توان مدیریت اختلافات داخلی و پیشبرد مذاکرات را دارد.
این مدیر برنامه ایران و محور شیعی در موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، در حساب خود در شبکه ایکس نوشت جریانهای تندرو مخالف مذاکره در ایران، مشابه سال ۲۰۱۵، تلاش میکنند مانع توافق شوند؛ اما به گفته او، بهنظر میرسد بخشهایی از حاکمیت ایران، از جمله احتمالا فرماندهی سپاه پاسداران، همچنان از پیشبرد تفاهم با آمریکا حمایت میکنند.
زیمت همچنین نوشت هر دو طرف در حال «نبرد بر سر روایتها» هستند و احتمالا هر دو ناچار به نوعی انعطاف و مصالحه شدهاند. به نوشته او، پرسش اصلی این است که آیا فشار داخلی در تهران و واشنگتن فقط بر نحوه ارائه توافق تاثیر میگذارد یا ممکن است دو طرف را دوباره به سمت مواضع سختتر سوق دهد.
بهنظر میرسد بخشی از فضای تحلیلی در اسرائیل نیز نسبت به ارزیابیهای اولیه درباره شکنندگی سریع ساختار سیاسی ایران محتاطتر شده است.
گزینه چهارم: تمرکز بر حزبالله و محور منطقهای ایران
در کنار مسئله هستهای، بخشی از نگرانی اسرائیل به نفوذ منطقهای ایران مربوط میشود؛ از حزبالله لبنان گرفته تا گروههای مسلح نزدیک به تهران در عراق، سوریه و یمن.
مقامهای ایرانی در اظهار نظرهای خود بر لزوم شامل شدن بحثها در مورد لبنان در هرگونه تفاهم احتمالی تاکید دارند. این موضوع ممکن است دست إسرائيل را برای اثرگذاری بر گروههای متحد جمهوری اسلامی در منطقه محدود کند اما در عین حال کسی نمیداند که دولت نتانیاهو تا چه اندازه بر چنین موضوعی پایبند خواهد بود.
برخی ناظران میگویند در چنین شرایطی، لبنان و حزبالله ممکن است به مهمترین میدان اختلاف میان واشنگتن و تلآویو تبدیل شوند.
مکس آبرامز، استاد علوم سیاسی دانشگاه نورثایسترن آمریکا، در گفتوگو با بیبیسی فارسی میگوید برخلاف برخی ادعاها، اسرائیل در جنگ اخیر نشان داد که در نهایت از تصمیمهای ترامپ تبعیت میکند.
او میگوید زمانی که ترامپ از نتانیاهو خواست حملات به ایران متوقف شود، «جنگندههای اسرائیلی بلافاصله بازگشتند.»
به گفته آبرامز، او انتظار ندارد نتانیاهو برخلاف خواست ترامپ وارد جنگی گسترده در داخل ایران شود. در عین حال اقدامات احتمالی اسرائيل در لبنان هزینه به مراتب کمتری در مقایسه با انجام حملاتی در ایران خواهد داشت و در نتیجه محتمل است که نتانیاهو از این طریق تلاش برای تضعیف توافق را گسترش دهد.
آقای آبرامز هم با تایید این مطلب احتمال میدهد تنشها بر سر لبنان و حزبالله ادامه پیدا کند؛ جایی که اسرائیل ممکن است همچنان عملیات نظامی خود را ادامه دهد، حتی اگر این موضوع باعث پیچیدهتر شدن روابط آمریکا و ایران شود.
محدودیتهای اسرائیل
با وجود همه گزینههایی که در اسرائیل مطرح میشود، تلآویو با محدودیتهای جدی روبهرو است.
جنگهای اخیر هزینه نظامی و اقتصادی سنگینی داشته و وابستگی اسرائیل به حمایت آمریکا، هم در سطح تسلیحاتی و هم در سطح سیاسی، همچنان بالاست.
روزنامه بریتانیایی گاردین در ۲۵ مه، به نقل از ناحوم برنیا، ستوننویس یدیعوت آحرونوت، نوشت اسرائیل اکنون «کاملا وابسته به تصمیمهای یک رئیسجمهور آمریکایی دمدمی مزاج و غیرقابل پیشبینی» شده است. در همان گزارش، بن کسپیت، تحلیلگر معاریو نیز گفته بود که اگر توافق مورد بحث امضا شود و ایران در نهایت به بمب برسد، «بمب بیبی» (اشاره به بنیامین نتانیاهو) خواهد بود. این انتقادها نشان میدهد بخشی از بحث در اسرائیل دیگر فقط درباره آینده توافق نیست، بلکه درباره حسابکشی از نتانیاهو و این پرسش است که جنگ چه دستاوردی برای امنیت اسرائیل داشت.

منبع تصویر، AFP via Getty Images
در بخشی از محافل امنیتی اسرائیل، این نگاه وجود دارد که حتی اگر توافقی میان تهران و واشنگتن شکل بگیرد، بحران عملا پایان نخواهد یافت.
موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، در تحلیلی با عنوان «جنگ اسرائیل و ایران؛ پایانیافته اما حلنشده» استدلال میکند حملات اسرائیل و آمریکا شاید پاسخی موقت به چالش هستهای ایران داده باشد، اما پاسخ جامعی به مجموعه تهدیدهای جمهوری اسلامی نیست.
این تحلیل میگوید توافق هستهای میتواند نظارت بر برنامه هستهای ایران را تقویت کند، اما همزمان ممکن است آزادی عمل اسرائیل را محدود کند. این موسسه هشدار میدهد اگر مذاکرات شکست بخورد، اسرائیل احتمالا ناچار خواهد شد برای جلوگیری از جهش هستهای ایران به یک کارزار بلندمدت شامل عملیات نظامی و پنهانی تکیه کند.
با این حال، در اسرائیل نگاه دیگری هم وجود دارد: اینکه تلآویو در نهایت، با وجود نارضایتی، توافق را بهعنوان واقعیتی اجتنابناپذیر بپذیرد و تمرکز خود را بر مهار بلندمدت ایران بگذارد.
در این سناریو، اسرائیل ممکن است تلاش کند از طریق فشار بر واشنگتن، عملیات پنهانی، تمرکز بر حزبالله و تقویت بازدارندگی منطقهای، هزینههای توافق برای خود را کاهش دهد.
با این حال، اگر توافقی شکل بگیرد که شبیه گزارشهای منتشرشده باشد، نتانیاهو با پرسشی بنیادین روبهرو خواهد شد: این جنگ در نهایت چه چیزی برای اسرائیل به دست آورد؟
جمهوری اسلامی آنطور که اسرائیل و آمریکا میخواستند فرونپاشید، ساختار قدرت در تهران پابرجا ماند و دستکم تا این لحظه، نشانهای از شکاف علنی در روند انتقال قدرت دیده نشده است. در کنار اینها، جنگ نشان داد ایران همچنان میتواند با تهدید تنگه هرمز، اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار دهد؛ اهرمی که شاید پیش از این تا این اندازه جدی گرفته نمیشد.
به همین دلیل، برخی منتقدان نتانیاهو احتمالا خواهند گفت اسرائیل با آغاز جنگ، نه تنها به هدفهای حداکثری خود نرسید، بلکه بخشی از ابزارهای فشار در اختیار حکومت ایران را نیز برجستهتر کرد. از نگاه این منتقدان، اگر اسرائیل در نهایت ناچار شود توافقی مشابه برجام را بپذیرد، این پرسش دوباره مطرح خواهد شد که خروج آمریکا از توافق قبلی، که برنامه هستهای ایران را زیر گستردهترین نظام نظارتی آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار داده بود، در نهایت چه دستاوردی برای واشنگتن و تلآویو داشت.


































