مردی که یک ورزش ساخت و با ویلی وانکا تنیس بازی کرد

منبع تصویر، Brad Parks
- نویسنده, سوفی براون و سونیا اوکسلی
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
«فراتر از ورزش» بخشی از مطالب ورزشی بیبیسی است که داستانهای شگفتانگیز ورزشکاران یا رویدادهایی را روایت میکند که کمتر شنیدهاید. فهرست مطلبهای فراتر از ورزش را دنبال کنید.

در تابلوی کنار زمین تنیس نوشته شده بود: «ورود دوچرخه و اسکیتبرد ممنوع.»
برد پارکس، نوجوان آمریکایی با خودش فکر کرد این قانون درباره او چه معنایی دارد؟ چرخهای جلوی ویلچرش شبیه اسکیتبرد بود و چرخهای عقب شبیه دوچرخه؛ او فقط میخواست تنیس بازی کند.
آیا اصلا میتوانست وارد زمین شود؟ چون برای عبور از در ورودی باید ویلچرش را باز میکرد.
او حاضر بود برای تنیس بازی کردن هر کاری انجام دهد و سرانجام ورزشی تازه ساخت.
پنجاه سال پیش، زمانی که همراه خانواده برای گردش به پارکی در ایندیانا رفته بود، اعضای خانواده مشغول تنیس بودند و برد ۱۸ ساله از روی ویلچر آنها را تماشا میکرد؛ همانجا بود که ایده بزرگی به ذهنش رسید.
چند ماه پیش از آن، او در جریان یک مسابقه اسکی آزاد در ایالت یوتا، هنگام اجرای پشتک بر اثر چرخش بیش از حد و برخورد شدید با برف فشرده، دچار آسیب نخاعی و فلج شده بود.
پدرش او را صدا زد تا به بازی ملحق شود.
پارکس به بخش ورزشی بیبیسی میگوید: «شروع کردم به زدن توپهای تنیس. روی یک ویلچر بیمارستانی نشسته بودم؛ همان ویلچرهایی که آن زمان در سال ۱۹۷۶، به بیماران میدادند. با آن ویلچر به سختی میشد حرکت کرد ولی میتوانستم به توپ ضربه بزنم. همان لحظه با خودم گفتم: امتحانش میکنم.»
منظورش فقط همان روز نبود. او تصمیم گرفته بود ورزشی کاملا جدید به نام تنیس با ویلچر به وجود آورد، آن را به دنیا معرفی کند و روزی شاهد برگزاری مسابقاتش در گرنداسلمها و پارالمپیک باشد.
اما پیش از هر چیز، باید کسانی را پیدا میکرد که حاضر باشند با او بازی کنند. شاید حتی یک بازیگر هالیوودی.

منبع تصویر، Brad Parks
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
آن روزها بسکتبال رایجترین ورزش میان ورزشکاران ویلچری بود. زمانی که پارکس در بیمارستان دوران نقاهت را میگذراند، به او پیشنهاد کرده بودند بسکتبال بازی کند اما خودش برنامه دیگری داشت.
چرا که پیش از آن حادثه، تصمیم داشت تنیسش را بهتر کند. اما حالا انگیزه بیشتری داشت که تنیس را ادامه دهد.
او میگوید: «اگر قرار بود تا آخر عمر روی ویلچر باشم، میخواستم بهترین زندگی ممکن را داشته باشم. دلم میخواست مثل قبل زندگی کنم و دوست نداشتم دیگران برایم دل بسوزانند. برای همین تصمیم گرفتم بازی کنم.»
«با خودم فکر کردم شاید بتوانم تنیس بازی کنم و در کنار دوستانی که سالم هستند، مسابقه بدهم. این اولین چیزی بود که به ذهنم رسید.»
بعد از آن گردش خانوادگی، پارکس تقریبا هر روز با دوستان، اعضای خانواده و افرادی که پدر و مادرش برای بازی پیدا میکردند، تنیس بازی میکرد. هیچکدام از آنها از ویلچر استفاده نمیکردند.
اما همه چیز زمانی تغییر کرد که برای معاینه به بیمارستان رفت. آنجا با فیزیوتراپیستی به نام «جف مینبریکر» آشنا شد؛ کسی که او هم مشغول بررسی امکان بازی تنیس با ویلچر بود.
پارکس میگوید: «همان لحظه با هم احساس نزدیکی کردیم، چون فکر میکردیم تنها دو نفری هستیم که در تمام دنیا تنیس با ویلچر بازی میکنیم.»
آنها شروع به آزمایش قوانین مختلف کردند. آیا زمین باید کوچکتر باشد؟ آیا باید از توپ متفاوتی استفاده شود؟ آیا ارتفاع تور باید تغییر کند؟
از آنجا که ابتدا با بازیکنان سالم مسابقه میدادند، در بعضی از نسخههای اولیه بازی، بازیکن سالم فقط یک سرویس داشت یا مجبور بود سرویس را از پایین بزند یا بخش بزرگتری از زمین را پوشش دهد.
اما وقتی تصمیم گرفتند نخستین مسابقه رسمی تنیس با ویلچر را در سال ۱۹۷۷ در شهر ارواین کالیفرنیا برگزار کنند، به این نتیجه رسیدند که قوانین باید تا حد امکان ساده باشد.
تنها تفاوت میان تنیس معمولی و تنیس با ویلچر این بود که توپ میتوانست دو بار به زمین برخورد کند. این قانون تا امروز هم پابرجاست.
پارکس قهرمان اولین دوره مسابقات شد و در سالهای ابتدایی این ورزش، تقریبا هیچ رقیبی نداشت.
بیشتر مسابقات روی زمینهای تنیس همگانی و بیکیفیت برگزار میشد؛ زمینهایی که گرد و خاک روی آنها باعث میشد چرخهای ویلچر روی زمین لیز بخورند.
داور رسمی وجود نداشت و مسابقات را افرادی برگزار میکردند که در مراکز توانبخشی کار میکردند.
پارکس میگوید: «آنها اهل تنیس نبودند و قوانین را درست نمیدانستند.»

منبع تصویر، World Tennis
اما فقط مشکلات فنی نبود؛ آنها باید نگرش مردم را هم تغییر میدادند.
در موزه ویمبلدون عکسی نگهداری میشود که مردی معلول به نام «جورج کیلی» را حدود ۱۰۰ سال پیش نشان میدهد که با کمک یک چهارچوب و تسمه نگهدارنده تنیس بازی میکند.
هرچند از آن زمان پیشرفتهایی حاصل شده بود، اما دیدن بازیکنان ویلچری در زمین تنیس هنوز هم برای بسیاری غیرعادی بود.
پارکس میگوید: «هیچوقت کسی مرا از زمین بیرون نکرد، اما بارها از من سئوال میپرسیدند. خیلی خوب یادم هست که به زمین تنیس میرفتم و مسئول آنجا میگفت: اینجا چه میکنید؟ نکند چرخهای ویلچر به زمین آسیب بزنند؟»
حتی بعضی از مسئولان ورزش هم نگاه مثبتی به این ایده نداشتند.
پارکس به یاد میآورد که یکی از مسئولان انجمن ملی بسکتبال با ویلچر به او گفته بود وقتش را تلف میکند، چون تنیس اصلا ورزش مناسبی برای افراد روی ویلچر نیست. آن مسئول حتی گفته بود درباره این موضوع پایاننامه نوشته است.
پارکس میگوید بعد از شنیدن این حرفها تا حدودی «دلسرد و ناامید» شده بود.
اما دست از تلاش برنداشت و خستگیناپذیر برای معرفی این ورزش کار کرد. او در بیمارستانها، باشگاههای تنیس و حتی پارکینگها برنامههایی برگزار میکرد تا مردم با تنیس با ویلچر آشنا شوند.
چند سال بعد، همان مسئول از پارکس خواست هنگام صرف ناهار کنارش بنشیند. او بابت قضاوت اشتباهش عذرخواهی کرد و از پارکس خواست راهنماییاش کند که چگونه میتوان بسکتبال با ویلچر را هم مانند تنیس با ویلچر، زیر نظر فدراسیونهای اصلی این رشته اداره کرد.
در حالی که قوانین بازی ساده بود، اما ساخت تجهیزات به این سادگی نبود. جف مینبریکر، مهندسی ماهر بود و برای خودش یک ویلچر سبک آلومینیومی ساخته بود.
این ویلچر در مقایسه با ویلچرهای بیمارستانی که حدود ۲۷ کیلوگرم بودند، بسیار سبکتر و چابکتر بود. ویلچرهای بیمارستانی محافظها و دستههایی داشتند که مزاحم ضربه زدن به توپ میشد.
پارکس از مینبریکر خواست اجازه دهد ویلچرش را امتحان کند: «احساس میکردم روی زمین شناور شدهام.»
اما چیزی که بیشتر از همه توجهش را جلب کرد، اتفاق دیگری بود. وقتی مینبریکر را روی ویلچر بیمارستانی خودش دید، برای اولین بار معلولیت او بیشتر به چشمش آمد.
پارکس میگوید: «قبلا هیچوقت این حس را نداشتم، چون او را روی ویلچر خودم ندیده بودم. در مقایسه با ویلچر من، ویلچر او فوقالعاده بود. به او گفتم: برای من هم یکی میسازی؟ اما جواب داد: نه، ولی یادت میدهم خودت یکی بسازی.»
و دقیقا همین کار را کرد.
آن دو بعدها شرکتی برای ساخت این ویلچرها راهاندازی کردند. البته پارکس میگوید مدتی طول کشید تا افراد دیگر حاضر شوند ویلچرهای قدیمی و راحتشان را کنار بگذارند و از مدلهای جدید استفاده کنند.

منبع تصویر، Brad Parks
پیشرفت این ورزش آهسته، اما پیوسته بود. سال ۱۹۸۰، پارکس به تاسیس بنیاد ملی تنیس با ویلچر کمک کرد و همزمان، ده تورنمنت در نقاط مختلف آمریکا برگزار کرد.
او کتابی با عنوان «تنیس با ویلچر» نوشت تا به بازیکنان و مربیان کمک کند. دو سال بعد، نخستین مسابقه تنیس با ویلچر خارج از آمریکا، در فرانسه برگزار شد.
پارکس هنوز آن لحظهای را که فهمید تنیس با ویلچر جای خود را باز کرده است، به خوبی به یاد دارد: «وقتی در سال ۱۹۸۵ از ساختمان باشگاه به زمینهای تنیس در میشیگان نگاه کردم، پر از بازیکنانی با ویلچرهای ورزشی بود، مو به تنم سیخ شد و نزدیک بود گریه کنم.»
«همه مثل یک تنیسباز لباس پوشیده بودند. همه دو راکت داشتند و بعضیها حتی مربی همراهشان بود. با خودم گفتم این همان تنیس با ویلچر است. این یک ورزش واقعی است و آمده که بماند و روزی به جایگاه بزرگی برسد.»
«همانجا بود که همه چیز برایم روشن شد. احساس فوقالعادهای داشتم. آن لحظه، در واقع آغاز واقعی این ورزش بود.»
حضور چهرههای مشهور هم به شناخته شدن این ورزش کمک کرد.
یک بار پارکس در باشگاهی خصوصی در نیویورک مشغول بازی بود. در زمین کناری، دو بازیگر هالیوودی به نامهای جین وایلدر و سیدنی پوآتیه مشغول بازی در یک فیلم بودند.
آنها با هم گفتوگو کردند و تصمیم گرفتند یک مسابقه دونفره برگزار کنند. البته وایلدر بعدها به پارکس اعتراف کرد که ابتدا علاقهای به این بازی نداشته است.
او به پارکس گفته بود: «با خودم گفتم وای نه، امروز هم تنیس بازی کردنم پرید و باید بروم یک کار خیریه انجام بدهم.»
اما مسابقه کاملا جدی و رقابتی از آب درآمد.
بعد از آن، شماره تلفنهایشان را رد و بدل کردند و پارکس و جین وایلدر دوستانی صمیمی شدند و مرتب با هم تنیس بازی میکردند.
وایلدر بیشتر از هر چیز به خاطر بازی در نقش اصلی فیلم «ویلی وانکا و کارخانه شکلاتسازی» شناخته میشود.
چند تن از بهترین تنیسبازان حرفهای آن زمان هم در مسابقاتی نمایشی از این ورزش حمایت کردند.
در یکی از این مسابقات، پارکس در کنار دنیس رالستون، کاپیتان تیم جام دیویس آمریکا، در مسابقات دونفره بازی کرد.
در سالهای بعد، چهرههایی مانند یانیک نوا، آرتور اش، جیمی کانرز و مارتینا ناوراتیلووا هم برای معرفی و گسترش تنیس با ویلچر تلاش کردند.

منبع تصویر، Brad Parks
در سال ۱۹۸۸، فدراسیون بینالمللی تنیس با ویلچر (IWTF) تاسیس شد و برد پارکس به عنوان اولین رئیس آن انتخاب شد. چهار سال بعد، در سال ۱۹۹۲ تنیس با ویلچر به بازیهای پارالمپیک راه پیدا کرد.
پارکس که پیش از آن در رشته دو و میدانی با ویلچر مدال طلای پارالمپیک را به دست آورده بود، همراه «رندی اسنو» قهرمان نخستین دوره مسابقات دونفره تنیس با ویلچر در پارالمپیک شد.
در سال ۱۹۹۸، فدراسیون بینالمللی تنیس با ویلچر به طور کامل در فدراسیون بینالمللی تنیس (ITF) ادغام شد.
این اتفاق برای نخستین بار در ورزش معلولان رخ داد و نقطه عطفی در رشد این رشته شد. چون از آن پس تنیس با ویلچر زیر نظر یک نهاد فراگیر و واحد اداره شد و فرصت بیشتری برای پیشرفت پیدا کرد.
پارکس میگوید اگر اصرار میکرد مدیریت این ورزش را در اختیار خودش نگه دارد، مانع پیشرفت آن میشد. اتفاقی که در بعضی از ورزشهای دیگر معلولان افتاده است.
نخستین گرنداسلمی که مسابقات تنیس با ویلچر را برگزار کرد، اوپن استرالیا در سال ۲۰۰۲ بود و تا سال ۲۰۰۷، هر چهار گرنداسلم جهان، مسابقات تنیس با ویلچر را به برنامه خود اضافه کرده بودند.
بعدها رقابتهای بخش «کواد» (ویژه بازیکنان دارای معلولیت در دست و پا) هم به این مسابقات اضافه شد و از سال ۲۰۱۹ در هر چهار گرنداسلم برگزار میشد.
این موفقیتها نتیجه سالها تلاش و پیگیری خستگیناپذیر پارکس بود.
در سال ۲۰۱۰، برای قدردانی از نقش او، نامش به عنوان اولین ورزشکار تنیس با ویلچر وارد تالار مشاهیر تنیس جهان شد.
از طرف دیگر، جایزه «برد پارکس» که بالاترین افتخار در تنیس با ویلچر است، هر سال به فرد یا سازمانی اهدا میشود که خدمات برجستهای به این ورزش کرده باشد.
پارکس ابتدا فکر میکرد ظرف یک سال سرنوشت این ایده مشخص میشود اما امروز، با وجود همه موفقیتهایی که تنیس با ویلچر به دست آورده، همچنان فروتن مانده است: «من، رئیس این نهاد و اولین کسی بودم که واقعا این ورزش را بازی کرد، اما برایم سخت است که بگویم آن را من اختراع کردهام. واقعیت این است که فقط بخشی از این ماجرا بودم.»
او هنگام گفتن این جمله به افرادی مثل جف مینبریکر اشاره میکند؛ کسانی که در شکلگیری این ورزش نقش مهمی داشتند.
اما بازیکنان امروز تردیدی درباره جایگاه او ندارند.
آلفی هیوت، قهرمان ۳۴ دوره گرنداسلم از بریتانیا، میگوید: «واقعا از کاری که او انجام داده شگفتزدهام. کاملا شگفتزده. در تنیس با ویلچر فقط مدال و افتخار مهم نیست. بلکه مهمتر هدف و زندگی تازهای است که به من داده است.»
گوردون رید، دارنده ۳۰ عنوان گرنداسلم، هم میگوید: «داستان فوقالعادهای است. ایده کوچکی که ۵۰ سال پیش به ذهن او رسید، امروز یک ورزش بزرگ جهانی شده است. واقعا از این که آن روز چنین فکری به ذهنش رسید، سپاسگزارم.»
از آن روزهای ابتدایی، خیلی چیزها تغییر کرده است؛ مهمتر از همه خود ویلچرها. ویلچرهای امروزی بسیار سبکتر هستند و صندلی آنها متناسب با بدن بازیکنان ساخته میشود؛ به همین دلیل، حرکت با آنها آسانتر است و به نیروی کمتری نیاز دارد.
این ورزش همچنان به رشد خود ادامه میدهد. مسابقات تنیس با ویلچر امسال ویمبلدون، بیش از یک میلیون پوند جایزه نقدی دارد و قهرمانان بخش انفرادی مردان و زنان هر کدام ۸۲ هزار پوند دریافت خواهند کرد.
محبوبیت این رشته هم روزبهروز بیشتر شده است.
امروز فینالهای تنیس با ویلچر در زمین شماره یک ویمبلدون برگزار میشود؛ زمینی با ظرفیت ۱۲ هزار و ۳۴۵ تماشاگر. این در حالی است که ۱۰ سال پیش، نخستین فینال انفرادی این مسابقات در زمین شماره ۱۷ برگزار شد؛ زمینی که فقط ۲۷۶ نفر ظرفیت داشت.
پارکس میگوید: «از دیدن جایگاهی که امروز به آن رسیدهایم، واقعا خوشحالم. از یک نظر حسادت میکنم، البته از نوع خوبش، چون دوست داشتم خودم هم فرصت بازی در مسابقاتی مثل ویمبلدون را داشته باشم.»
او البته تاکید میکند که از همان ابتدا رویای دیگری داشت: «من فقط عاشق ضربه زدن به توپ تنیس بودم و دلم میخواست دیگران هم لذت تنیس بازی کردن با ویلچر را تجربه کنند.»
«چیزی که بیش از همه باعث خوشحالی من میشود، این است که همیشه دوست داشتم افراد بیشتری تنیسباز شوند. قبلا ناراحت میشدم وقتی احساس میکردم همه فقط به چشم بسکتبالیستهای ویلچری دیده میشوند و تنیس برایشان در اولویت نیست.»
«اما امروز احساس میکنم تنیس با ویلچر کاملا جایگاه خودش را پیدا کرده است. اینها تنیسباز هستند؛ فقط از ویلچر استفاده میکنند.»


































